پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
18 ماه طول کشید took به معنی طول کشیدن میاد اگه زمان بیاد کنارش مثل ماه روز هفته سال و.
کاملا گند زدم به امتحان شیمی ام
خرد کردن یک دلاری با چهار سکه 25 سنتی
می توانید این اسکناس بیست پوندی را خرد کنید
او یک دست لباس برای آخر هفته با خود برداشت
کجا می توانم چک مسافرتی ام را تبدیل کنم [نقد کنم]؟
دلار را به ین تبدیل کردن
تغییری در آب و هوا
من یک دست [جفت] کفش در ماشین نگه می دارم.
بیا محض تنوع امشب را اینجا بمان.
در طول شب هیچ تغییری در وضعیت مریض دیده نشد.
تغییر دولت
تغییر آدرس
می شود محض تنوع هم که شده یکبار به حرفم گوش دهی؟
من می خواهم دکترم را عوض کنم.
ریک عوض نشده است. او دقیقا عین دوران مدرسه اش است.
ریک عوض نشده است
بقیه پولتان را فراموش نکنید!
کرم های ابریشم به پروانه تبدیل می شوند.
منتظر چراغ راهنمایی بمان تا عوض شود.
آن لاستیک عقبی باید عوض شود.
در نیمه، دو تیم جاهایشان را عوض کردند.
میشه جاهایمان را عوض کنیم؟
کشتی ما مسیرش را عوض کرد.
برگ ها در پاییز رنگ عوض می کنند.
او لباس شنایش را پوشید.
من به اتاق خواب رفتم تا لباس عوض کنم.
تو باید آن لباس های خیس را در بیاوری.
گاز و برق باهم جور درنمیان mix= جور در اومدن
احیانا اگه جنگ بشه
اگر احیانا کسی تماس گرفت لطفا پیامش را دریافت کن
احیانا اگه جنگ بشه، بهتره که ارتش جاودانی از سربازان مرده رو در اختیار خودمون داشته باشیم.
می خوای شوفاژ رو روشن کنم؟
بهتره حقیقت رو بهش بگی.
به نظرت چه کار کنیم؟
بهتر بود اون حرف رو نمی زدی/نباید اون حرف رو می زدی.
به نظرت ازش معذرت بخوام؟
به نظر من بهتره این کار رو بکنی.
اگر به چیزی نیاز داشتی، لطفا برای تماس با من تعلل نکن
این کامپیوتر درست/اون جور که باید کار نمی کنه. ( درست بهتره )
ما امشب منتظر مهمان هستیم.
اون ها پیش بینی می کنن که فردا بارون بیاد.
من انتظار نتایج خوبی ازت دارم.
انتظار نداشته باش که من همه کارها رو بکنم!
نتیجه غیرمنتظره بود.
انتظارات او خیلی زیاد بود.
این مدل رو میارین؟
به زودی میاریم
او انتظار داشت که اون زنگ بزنه، اما نزد.
دوباره بارداری؟