پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٤١
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه بدشانس، چه بدشانسی ای ( درواقع همون چه سخت، چه بدبیاری ای )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خب آره سخته! ( به کنایه )

پیشنهاد
١

زمان سختی و دشواری را تحمل کردن.

پیشنهاد
١

کوله پشتی مقاوم کوهنوردی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک باند خشن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرد خشن و جنایتکار

پیشنهاد
١

قادر به تحمل سختی و درد .

پیشنهاد
١

مطمئن شو درش محکم بسته شده.

پیشنهاد
١

از دوران دانشگاه خیلی صمیمی بودیم.

پیشنهاد
١

این ماه اوضاع مالی خرابه.

پیشنهاد
١

اون شلوار جین خیلی تنگه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه خیلی فشرده ست

پیشنهاد
١

با صدای بلند خندید. شکی وجود نداشت که او کاملاً مست و پاتیل بود.

پیشنهاد
١

شکی وجود نداشت که او کاملاً مست و پاتیل بود.

پیشنهاد
١

چشم هامو محکم بسته نگه داشتم.

پیشنهاد
١

سفت بچسب به نرده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزهایی در مضیقه بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزهایی در مضیقه بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزهایی در مضیقه بودن کمبود مالی وجود داشتن در مضیقه ی مالی بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هی بچه ها بیاین بریم !

پیشنهاد
١

حتی اگه مجرمم باشی زخماتو درمان می کنیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون آدم بدجنسیه

پیشنهاد
١

به خاطر داشته باش که این امتحان فقط یک تمرین است.

پیشنهاد
١

والدین مسئولیت فرزندانشان را بر عهده دارند.

پیشنهاد
١

دیگر نمی توانم صبر کنم.

پیشنهاد
١

زحماتشان بالاخره به ثمر نشست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درد را تحمل کردن

پیشنهاد
١

او به سختی می توانست درد را تحمل کند.

پیشنهاد
١

او هنوز بابت کاری که کرده ازش کینه دارد.

پیشنهاد
١

پل می تواند بارهای سنگین را تحمل کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او سه فرزند به دنیا آورد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شباهت داشتن به

پیشنهاد
١

او شباهت چشمگیری به پدرش دارد.

پیشنهاد
١

روی صدها پاکت نامه آدرسی یکسان نوشته شده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بچه به دنیا آوردن ( استفاده ی رسمی/ادبی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وزن چیزی را تحمل کردن

پیشنهاد
١

سرمایه گذاران نسبت به سهام تکنولوژی بدبین هستن.

پیشنهاد
١

بازار در فاز نزولی قرار داره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سعی میکنم بخاطر بسپارم

پیشنهاد
١

واسه مربی خیلی سخت بود که تاب نخندیدن در یک گفتگوی دوستانه رو بیاره

پیشنهاد
١

گاهی اوقات "تحمل" دیدن پیروانش را نداشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارمش در ذهنم ممنون برای راهنمایی

پیشنهاد
١

همچنین لازم به ذکر است که. . .

پیشنهاد
١

فکر کردن بهش هم نمیشه تحمل کرد.

پیشنهاد
١

من توی یک روستای زبیا به دنیا آمدم

پیشنهاد
١

برچسب ها دارای نمادی زرد و سیاه هستند

پیشنهاد
١

سیاست های ملی که بر روی این مشکلات تاثیر می گذارند

پیشنهاد
١

هر شرکت نیمی از هزینه های توسعه را متحمل می شوند

پیشنهاد
١

او میترسید که دیگه قادر به تحمل درد نباشه

پیشنهاد
١

پام درد می کرد و مطمئن نبودم که بتونه وزنم رو تحمل کنه و نگه داره