پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
چه بدشانس، چه بدشانسی ای ( درواقع همون چه سخت، چه بدبیاری ای )
خب آره سخته! ( به کنایه )
زمان سختی و دشواری را تحمل کردن.
کوله پشتی مقاوم کوهنوردی
یک باند خشن
مرد خشن و جنایتکار
قادر به تحمل سختی و درد .
مطمئن شو درش محکم بسته شده.
از دوران دانشگاه خیلی صمیمی بودیم.
این ماه اوضاع مالی خرابه.
اون شلوار جین خیلی تنگه.
برنامه خیلی فشرده ست
با صدای بلند خندید. شکی وجود نداشت که او کاملاً مست و پاتیل بود.
شکی وجود نداشت که او کاملاً مست و پاتیل بود.
چشم هامو محکم بسته نگه داشتم.
سفت بچسب به نرده.
چیزهایی در مضیقه بودن
چیزهایی در مضیقه بودن
چیزهایی در مضیقه بودن کمبود مالی وجود داشتن در مضیقه ی مالی بودن
هی بچه ها بیاین بریم !
حتی اگه مجرمم باشی زخماتو درمان می کنیم
اون آدم بدجنسیه
به خاطر داشته باش که این امتحان فقط یک تمرین است.
والدین مسئولیت فرزندانشان را بر عهده دارند.
دیگر نمی توانم صبر کنم.
زحماتشان بالاخره به ثمر نشست.
درد را تحمل کردن
او به سختی می توانست درد را تحمل کند.
او هنوز بابت کاری که کرده ازش کینه دارد.
پل می تواند بارهای سنگین را تحمل کند.
او سه فرزند به دنیا آورد.
شباهت داشتن به
او شباهت چشمگیری به پدرش دارد.
روی صدها پاکت نامه آدرسی یکسان نوشته شده بود.
بچه به دنیا آوردن ( استفاده ی رسمی/ادبی )
وزن چیزی را تحمل کردن
سرمایه گذاران نسبت به سهام تکنولوژی بدبین هستن.
بازار در فاز نزولی قرار داره.
سعی میکنم بخاطر بسپارم
واسه مربی خیلی سخت بود که تاب نخندیدن در یک گفتگوی دوستانه رو بیاره
گاهی اوقات "تحمل" دیدن پیروانش را نداشت.
دارمش در ذهنم ممنون برای راهنمایی
همچنین لازم به ذکر است که. . .
فکر کردن بهش هم نمیشه تحمل کرد.
من توی یک روستای زبیا به دنیا آمدم
برچسب ها دارای نمادی زرد و سیاه هستند
سیاست های ملی که بر روی این مشکلات تاثیر می گذارند
هر شرکت نیمی از هزینه های توسعه را متحمل می شوند
او میترسید که دیگه قادر به تحمل درد نباشه
پام درد می کرد و مطمئن نبودم که بتونه وزنم رو تحمل کنه و نگه داره