پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
این کاملا طبیعیه که احساس اضطراب کنی
این تنها شانس ماست.
آیا واقعا این تنها روش انجام کار است؟
من تنها فرد در قطار بودم.
این تنها شانس ماست.
او اخیرا بالاخره/تازه دست از کار کردن کشید، به خاطر سن بالاش
تازه باید خوشحال هم باشیم که می خواهیم فلان کار را بکنیم
به آخرین اتوبوس نرسیدم ( جا ماندم ) به خاطر همین ( نهایتا ) نزدیکای ساعت ۶ به خانه رسیدم.
او فقط 165 سانتی متر قد دارد.
دردسرا/مشکلات شون تازه داره شروع میشه
اشتباهات کوچکی که مشخص می شود ( آشکار می شود )
انشالا، بیهوده انجام نمیشه ( بیهوده به ثمر نمیشینه )
ما خواهان چیزی جز حسن نیت و نیک رفتاری نیستیم.
او در یک نمایش بازی می کند.
من آموخته ام که برای کار انسان دوستانه هیچ وجهی قبول نکنم.
او عاقلانه عمل کرد.
مثل بچه ها رفتار نکن!
در حینِ انجامِ کاری
مچِ کسی را در حینِ عمل گرفتن؛ کسی را در حینِ عمل دستگیر کردن
واردِ ماجرا شدن، درگیرِ قضیه شدن ( محاوره )
عزمِ خود را جزم کردن ( محاوره )
به جای . . . بکار رفتن کارِ . . . را انجام دادن ( چیز ) وظیفۀ . . . را انجام دادن در مقامِ . . . انجام وظیفه کردن نقشِ . . . را ایفا کردن
به جای . . . بکار رفتن کارِ . . . را انجام دادن ( چیز ) وظیفۀ . . . را انجام دادن در مقامِ . . . انجام وظیفه کردن نقشِ . . . را ایفا کردن
به جای . . . بکار رفتن کارِ . . . را انجام دادن ( چیز ) وظیفۀ . . . را انجام دادن در مقامِ . . . انجام وظیفه کردن نقشِ . . . را ایفا کردن
ماشینم من را کلافه کرده است/ ماشینم عاجزم کرده است/ماشینم اذیتم می کند. act up=بازی در آوردن، ادا در آوردن، لوس بازی در آوردن ( محاوره )
ادای . . . را در آوردن نمایشِ . . . را در آوردن
ادای . . . را در آوردن نمایشِ . . . را در آوردن
بازی در فیلم Act= عمل، عمل کردن، بازی کردن
اون جوری رفتار می کرد که انگار منو قبلاٌ هیچ دقت ندیده
گوش کن و اجرا کن یا انجام بده act=انجام دادن فعالیتی. اجرا کردن. انجام کاری
وقتی در را باز کردم، با یک مهمانی غافلگیرکننده بزرگ مواجه شدم.
به مناسبت ازدواجتان، به شما تبریک می گویم.
با شادی و خوشحالی، به شما احوالپرسی می کنم.
ما در فرودگاه به دوستان قدیمی مان خوشامد گفتیم.
وقتی او وارد شد، من حتی به او سلام هم نکردم.
ما از سال نو با امید استقبال خواهیم کرد.
او یک تبریک تولد فرستاد.
من به هر کسی که ملاقات می کنم، با لبخند سلام می کنم.
من سلام های گرمی از خانواده ام دریافت کردم.
تکان دادن دوستانه دست یک سلام رایج است.
همه رفتند به مهمانی به جز جک save=به جز
خیلی کارمو جلو انداخت
به سنم هیچ اهمیتی نمیدم. ( یعنی اینکه چه پیر باشم چه جوون هیچ اهمیتی برام نداره )
اصطلاحا یعنی: پاهام گزگز میکنه یا پاهام خواب رفته
هیچی اهمیت نمیدم/اندازه یه سر سوزنم اهمیت نمیدم.
اکثر مردم بازنشستگی راحت و بدون دغدغه مالی می خواهند.
هر آپارتمان بالکن خودش را دارد.
او یک شغل راحت و آسان با حقوق خوب و ساعات کاری منعطف در شرکت پیدا کرد.
ما هر کدام ماشین خودمان را داریم.
هر پاسخ بیست امتیاز دارد.