پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٠٤
پیشنهاد
١

قبل از تصمیم گیری با دکتر صحبت کرد. ( مشورت، گفت وگوی متقابل )

پیشنهاد
١

باید باهات درباره ی یه چیز مهم حرف بزنم. ( لحن جدی، شاید کمی از بالا )

پیشنهاد
١

من برای یه تیم حرفه ای ها درباره استراتژی های رهبری صحبت می کنم.

پیشنهاد
١

من نماینده خانواده خودم هستم speak=نماینده

پیشنهاد
١

دلم می خواهد در رابطه با این موضوع صحبت کنم.

پیشنهاد
١

عاقبت همه ی آنها اعتراف می کردند که او بازی را بهتر از هر کس دیگر بلد است. say=اعتراف کردن

پیشنهاد
١

خدا را چه دیدی هنوز ممکنه به موقع برسیم

پیشنهاد
١

میتونی بیای صبح دوشنبه مثلا؟ say=مثلا

پیشنهاد
١

صحبت کردن با شما دلپذیر بود.

پیشنهاد
١

یکم بیشتر در مورد خودمان صحبت کن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرف نزن و گوش بده!

پیشنهاد
١

او با پدر و مادرش گفتگویی خواهد داشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باهاش حرف بزن / باهاش صحبت کن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باهاش حرف بزن باهاش صحبت کن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

داری حسودی میکنی؟ داری غیرتی میشی؟ ( اگر منظور از حسودی رغیب عشقی باشه )

پیشنهاد
١

او هر روز تعداد زیادی کتاب می خواند و دوستانم به مادرم حسودی می کنند.

پیشنهاد
١

تو باز به من حسودیت شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او دیوانه شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاهای خود را از هم باز کنید

پیشنهاد
١

کره رو بمال روی نون. spread=مالیدن و پخش کردن چیزهای مایع و نیمه مایع روی سطوح مثل کره و خامه و. . . روی نون.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آثار مکتوبِ جنجالی اش spread=اثر مکتوب، اثر به چاپ رسیده و منتشر شده ( گاهی به معنای publication هست )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقبولیت زیاد محبوبیت گسترده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باز بودن دسته عینک

پیشنهاد
١

او مقداری کره و مربا بر روی نان تستش میمالد

پیشنهاد
١

دکتر چشمان مریض را باز کرد

پیشنهاد
١

او دیگر دانشجو نیست.

پیشنهاد
١

آنها دیگر همدیگر را نمی بینند.

پیشنهاد
١

او دیگر در آن شرکت کار نمی کند.

پیشنهاد
١

من دیگر در نیویورک زندگی نمی کنم.

پیشنهاد
١

ما دیگر آن ماشین را نداریم.

پیشنهاد
١

دیگر هیچ چاره و علاجی برای آن وجود نخواهد داشت.

پیشنهاد
١

دیگر آنقدر که قبلاً می بارید، باران نمی بارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگر خدای نکرده

پیشنهاد
١

کشور با این عاقبت تلخ و دشوار مواجه بشود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دیگه بهت باور ندارم

پیشنهاد
١

من دیگه مسئول اینجا نیستم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اونها دیگه اهمیتی نمیدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگر نرم نیست

پیشنهاد
١

دیگه به کلاس انگلیسی نمیرم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگه دوست ندارم.

پیشنهاد
١

او دیگر در اینجا کار نمی کند

پیشنهاد
١

این ساختمان دیگر استفاده نمی شود .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگه لازم ندارم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دیگه جوان نیستم no longer=بیش از این ، دیگه . . . . . ( فعل منفی )

پیشنهاد
١

هرگز روتو ازم برنگردون! ( بهم پشت نکن ) turn back=رو برگرداندن, پشت کردن به کسی

پیشنهاد
١

تا کجا پیش رفتی؟ چقدرشو کامل کردی؟

پیشنهاد
١

تا کجا پیش رفتی؟ چقدرشو کامل کردی؟

پیشنهاد
١

باید شگفت انگیز باشه اینکه ( بدونید ) اجداد سلطنتی دارید.

پیشنهاد
١

ما فردا باید یکی از تک گویی های هملت را برای مدرسه حفظ کنیم.

پیشنهاد
١

من مطمئنم که او از اشتباهاتش درس خواهد گرفت.