پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
قبل از تصمیم گیری با دکتر صحبت کرد. ( مشورت، گفت وگوی متقابل )
باید باهات درباره ی یه چیز مهم حرف بزنم. ( لحن جدی، شاید کمی از بالا )
من برای یه تیم حرفه ای ها درباره استراتژی های رهبری صحبت می کنم.
من نماینده خانواده خودم هستم speak=نماینده
دلم می خواهد در رابطه با این موضوع صحبت کنم.
عاقبت همه ی آنها اعتراف می کردند که او بازی را بهتر از هر کس دیگر بلد است. say=اعتراف کردن
خدا را چه دیدی هنوز ممکنه به موقع برسیم
میتونی بیای صبح دوشنبه مثلا؟ say=مثلا
صحبت کردن با شما دلپذیر بود.
یکم بیشتر در مورد خودمان صحبت کن
حرف نزن و گوش بده!
او با پدر و مادرش گفتگویی خواهد داشت.
باهاش حرف بزن / باهاش صحبت کن
باهاش حرف بزن باهاش صحبت کن
داری حسودی میکنی؟ داری غیرتی میشی؟ ( اگر منظور از حسودی رغیب عشقی باشه )
او هر روز تعداد زیادی کتاب می خواند و دوستانم به مادرم حسودی می کنند.
تو باز به من حسودیت شد
او دیوانه شد
پاهای خود را از هم باز کنید
کره رو بمال روی نون. spread=مالیدن و پخش کردن چیزهای مایع و نیمه مایع روی سطوح مثل کره و خامه و. . . روی نون.
آثار مکتوبِ جنجالی اش spread=اثر مکتوب، اثر به چاپ رسیده و منتشر شده ( گاهی به معنای publication هست )
مقبولیت زیاد محبوبیت گسترده
باز بودن دسته عینک
او مقداری کره و مربا بر روی نان تستش میمالد
دکتر چشمان مریض را باز کرد
او دیگر دانشجو نیست.
آنها دیگر همدیگر را نمی بینند.
او دیگر در آن شرکت کار نمی کند.
من دیگر در نیویورک زندگی نمی کنم.
ما دیگر آن ماشین را نداریم.
دیگر هیچ چاره و علاجی برای آن وجود نخواهد داشت.
دیگر آنقدر که قبلاً می بارید، باران نمی بارد.
اگر خدای نکرده
کشور با این عاقبت تلخ و دشوار مواجه بشود
من دیگه بهت باور ندارم
من دیگه مسئول اینجا نیستم
اونها دیگه اهمیتی نمیدن
دیگر نرم نیست
دیگه به کلاس انگلیسی نمیرم
دیگه دوست ندارم.
او دیگر در اینجا کار نمی کند
این ساختمان دیگر استفاده نمی شود .
دیگه لازم ندارم
من دیگه جوان نیستم no longer=بیش از این ، دیگه . . . . . ( فعل منفی )
هرگز روتو ازم برنگردون! ( بهم پشت نکن ) turn back=رو برگرداندن, پشت کردن به کسی
تا کجا پیش رفتی؟ چقدرشو کامل کردی؟
تا کجا پیش رفتی؟ چقدرشو کامل کردی؟
باید شگفت انگیز باشه اینکه ( بدونید ) اجداد سلطنتی دارید.
ما فردا باید یکی از تک گویی های هملت را برای مدرسه حفظ کنیم.
من مطمئنم که او از اشتباهاتش درس خواهد گرفت.