پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
چرت نگو ( ولی مودبانشه )
جدا شدن از او من را ناراحت و غمگین می کند.
او بخاطر پدرش داغدار بود.
بهتون توصیه میکنم از سقط کردن بچتون اجتناب کنین
در حین مراحل پرتاب اگر مشکلی پیش بیاد، سیستم به طور خودکار متوقف میشه.
بمونیم اینجا؟؟
میشه ماشینت رو برای یک هفته قرض بگیرم؟ Shall به عنوان پرسش و درخواست کاری به کارمیره
پس چگونه باید متمایز کنیم؟
ما می توانیم به باشگاه برویم shall برای وقتی استفاده می کنیم که می خواهیم به کسی پند بدهیم یا پیشنهادی کنیم
میشه پنجره رو باز کنم؟ shall برای ارائه پیشنهاد مودبانه به معنی: میشه؟ ممکنه؟
من می توانم به دست شویی بروم ؟
می خواهی ما امروز برویم پارک؟
اون دوتا در میانه ی میدان درگیر شدن!!!
طبقات متوسط و پایین
من نسبت به تو خیلی سنگدل بودم.
لباسم واسه تولدم خیلی خفن بود یکی از معانیhard که جدیدا به این کلمه اضافه شده و کسی هم به اون اشاره نکرد؛ اینه که hard میتونه به معنی خفن هم باشه یع ...
بازی در هر مرحله جدید سخت تر می شود.
او زندگی سختی داشت.
تخم مرغ آب پز بسیار سِفت برا کیه؟
من عاشق تنها بودن با یک کتاب خوب هستم.
او امسال تولدش رو تنها گذروند.
من ترجیح می دم تنها درس بخونم چون بهتر می تونم تمرکز کنم.
او وقتی طوفان اومد، تو خونه تنها بود.
او حتی در یک اتاق شلوغ هم احساس تنهایی می کرد.
انتظار برنده شدن نداشتم، چه برسه به اینکه به تنهایی برنده شم.
فقط او می تواند این مشکل را حل کند.
من برای مدت طولانی تنها بوده ام.
من برای مدت طولانی تنها بوده ام.
اون باید تنها بمونه تا تنهایی دیگران رو بفهمه؟
اون باید تنها بمونه
مادرم مرا به تنهایی بزرگ کرد
تنها کسی که می تواند به او کمک کند دکتر است!
من به سادگی تو را نابود می کردم، همین period=اگر به صورت شبه جمله بیاید به معنی ختم کلام یا قطعا است.
من به سادگی تو را نابود می کردم، همین period=اگر به صورت شبه جمله بیاید به معنی ختم کلام یا قطعا است.
قصد نداشت به حرف هایش وفا کند. honor=وفا کردن به . . .
باورها و عقایدی که هم راستا باحقیقت امروز ما هستند
شرکت با پرداخت حقوق سر وقت تمام کارمندان به تعهد خود عمل کرد. honor=به عهدی وفا کردن، به قولی عمل کردن، سر حرف خود ایستادن، ایفا کردن، برآورده کردن.
باعث افتخارمه
او مصمم است که آرزوی آخر ( آروزی دم مرگ ) شوهرش را برآورده کند. honor=به عهدی وفا کردن، به قولی عمل کردن، سر حرف خود ایستادن، ایفا کردن، برآورده کرد ...
به افتخار فلانی. . . در سپاس ۱ز فلانی
به افتخار فلانی. . . در سپاس ۱ز فلانی
به افتخار فلانی. . . در سپاس ۱ز فلانی
او شخص خودخواهی است و هرگز کسی به جز خودش را در نظر نمی گیرد
او مرا بهترین دوستش می داند
او مرا بهترین دوستش می داند
من قصد دارم پدرت رو ترک کنم! من ( چند وقته ) تو فکر اینم که پدرتو ترک کنم! consider=در فکر انجام کاری بودن/قصد انجام کاری را کردن/داشتن
من قصد دارم پدرت رو ترک کنم! من ( چند وقته ) تو فکر اینم که پدرتو ترک کنم! consider=در فکر انجام کاری بودن/قصد انجام کاری را کردن/داشتن
موتور تشخیص گفتار گوگل
سخنرانی او ( پسر ) بی احساس بود
سخنرانی