پیشنهاد‌های غزال سرخ (١,٤٠٨)

بازدید
٧,٢٠٢
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

به نقل از هزاره: یکدفعه ناگهان بی مقدمه همین طوری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

keep ( a person or place ) under surveillance تحت نظارت داشتن تحت مراقبت داشتن تحت نظر داشتن مثال: he deployed FBI agents to surveil the offices of ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از Oxford Learners Dictionaries: to suffer with depression/a cold ناراحت بودن افسرده بودن سرماخوردگی داشتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

The incumbent government is the government that currently holds office when we're heading into an election دولت وقت دولت حاضر دولت مستقر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

رهبر نمادین رهبر تشریفاتی به نقل از هزاره: 1 - [در جلوی کِشتی] مجسمه 2 - [مجازی] مقام تشریفاتی، مقام نمادین 3 - آدم پوشالی، مترسک، لولوی سر خرمن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تظاهرات گسترده تظاهرات مردمی تظاهرات توده ای

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبان صربی کرواتی [به نقل از ویکیپدیای فارسی: زبان صربی کرواتی، زبان صربی - کرواتی - بوسنیایی یا زبان صربی - کرواتی - بوسنیایی - مونته نگروئی زبانی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

در سراسرِ [شب، روز، سال، . . . ] در طولِ [شب، روز، سال. . . ]

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

در سراسر سال در طول سال در همه ی سال

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

در سراسر شب در طول شب در کل شب در همه ی شب

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

به نقل از هزاره: 1 - رئیس قبیله، پدر [قبیله] رئیس، سرکرده، بزرگ؛ [حیوان] رئیس نر 2 - ریش سفید، بزرگ 3 - ( در کلیسای شرق، با حرف بزرگ ) بطریق، سراسقف

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

To be happened upon when one is not ready, prepared, or on guard; to be shocked or startled by someone or something مثال: . I was taken completely b ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

با وجود این که با وجود این واقعیت که به رغم این واقعیت که

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

زمان حیات [در] طولِ عمر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

تغییر حال و هوا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

If you invite somebody around, you invite them to your home for a meal, or a party, or a game of cards, etc مثال: . They've invited us around for a ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

to ask somebody to come to your home دعوت کردن به خانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

to ask somebody to come to your home دعوت کردن کسی به خانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

نان خشک

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

نان خشک دور نان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

belonging to one مثال: . I haven't a dollar/dime/penny to my name . She has more than 20 novels to her name متعلق به کسی مالِ کسی به نام کسی ترجمه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

a fertile spot in a desert, where water is found واحه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به نقل از هزاره: 1 - [شخص] شاد، خوشحال، سرحال، شنگول 2 - [خبر و غیره] شادی آور، شادی بخش، خوشحال کننده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

تاثیر گذاشتن make a deep impression on تاثیر عمیق بر . . . گذاشتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

هزاران هزار

پیشنهاد
٦

هزاران هزار

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

امرار معاش کردن از طریقِ گذراندن زندگی با کار در

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

come open suddenly مثال: the doors flew open in the strong gust ناگهان باز شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

ناچار بودن به مجبور بودن به

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به نقل از هزاره: پشت سر هم پی درپی متولی یکی پس از دیگری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

به نقل از هزاره: پشت سر هم پی درپی متولی یکی پس از دیگری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

به نقل از هزاره: پشت سر هم پی درپی متولی یکی پس از دیگری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

مبادی آداب

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

به نقل از هزاره: سکته قلبی

پیشنهاد
١٠

حسابی ترساندن به نقل از هزاره: به وحشت انداختن زهره ترک کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

از پیش هماهنگ شده از پیش توافق شده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

رفتار متکبرانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

نهایت تلاش خود را کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

خطر جدی خطر اساسی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

if you keep someone posted, you inform them immediately of any changes or developments in a situation در جریان امور گذاشتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

به نقل از هزاره: بیماری سخت بیماری جدی بیماری خطرناک

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

خردسالی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

دست یاری رساندن کمک کردن یاری رساندن کمک رساندن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

1. out of sight of the public at a theatre or organization "behind the scenes at London Zoo" 2. secretly "diplomatic manoeuvres going on behind the ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

When this happened; hereupon, after this moment با این حساب بر این اساس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

pose a risk be dangerous be a threat � posed a threat � poses a threat � be a danger represent a danger تهدید کردن تهدید بودن تهدید نشان دادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

جد بزرگ پدرجد جد اعلا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

Is yet to come=has not come yet, but we expect it to come in the future. The best is yet to come - the exact meaning depends on the context, but it ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نقل از کالینزدیکشنری: When you refer to a time or an event to come or one that is still to come, you are referring to a future time or event The s ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

به نقل از کمبریج: the opportunity to change your plans or choose between different ways of doing something: The law in this area is very . strict a ...