ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (٨٠٤)

بازدید
٥١٤
تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Laughing when you should be crying sends out the wrong signals to people.
دیدگاه
١

خندیدن در حالی که باید گریه میکردید، پیام های اشتباهی به اطرافیان مخابره میکند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Signal lights on cars have edged out hand signals.
دیدگاه
١

چراغ های راهنما در خودروها، جایگزین اشاره های دست شده اند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
They suffered from nervous tension when the signal was shown on a radarscope.
دیدگاه
١

هنگامی که سیگنال بر روی نمایشگر رادار ظاهر شد، آنها دچار تنش عصبی شدند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Then the rain came and the red flag went up to signal a halt.
دیدگاه
١

سپس باران بارید و پرچم قرمز برای اعلام توقف بالا کشیده شد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The radio is giving out a strange signal.
دیدگاه
١

رادیو در حال مخابره سیگنال عجیبی است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The signal will be converted into digital code.
دیدگاه
١

این سیگنال به کد دیجیتال تبدیل خواهد شد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
This equipment is the key of producing arc glass and laminated glass of shower bath room.
دیدگاه
١

این تجهیزات، عامل اصلی/کلیدی در تولید شیشه خم قوسی و شیشه لمینیتِ مخصوص حمام های دوش است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
She think shower bath is the last thing before sleeping.
دیدگاه
١

او خیال میکند حمام دوش آخرین کار قبل از خواب است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Participants must walk through the shower bath and the footbath before entering the pool deck to upkeep your personal hygiene.
دیدگاه
١

شرکت کنندگان باید پیش از ورود به محوطه/سکوی استخر، از حمام دوش و سپس از حمام پا عبور کنند تا بهداشت فردی خود را رعایت کنند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Instead of shower bath, It'should not use the vaginal lavage or casual drug use.
دیدگاه
١

بجای حمام دوش، نباید از شستشوی واژینال ( vaginal lavage ) استفاده کرد و همچنین مصرف خودسرانه/تفنّنی داروها مجاز نیست.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Shower bath is a better choice, which can save 80 % water more than tub bath.
دیدگاه
٠

حمام دوش انتخاب بهتری است؛ زیرا میتواند تا ۸۰٪ بیشتر از حمام وان در مصرف آب صرفه جویی نماید.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Shower bath, tub bath and surf bath.
دیدگاه
٠

حمام دوش، حمام وان و حمامِ ساحلی/آبهای موّاج .

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
After a shower bath you will feel refreshed.
دیدگاه
٠

بعد از دوش گرفتن در حمام، احساس طراوت و شادابی خواهید کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Handrails and / or grab bars in the bathroom near the toilet and in the shower / bath.
دیدگاه
٠

دستگیره ها و ( یا میله های کمکیِ دست ( grab bar ) در سرویس بهداشتی نزدیک توالت و نیز در داخل محوطه دوش ) حمام نصب شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
When she first married, Ruth could not keep within shouting distance of her budget.
دیدگاه
٠

وقتی برای اولین بار ازدواج کرد، روث نمی توانست بودجه اش را درست مدیریت کند ( و از محدوده کنترل بودجه خارج میشد ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The boy tried to be around his parents, keeping himself within shouting distance.
دیدگاه
٠

پسر سعی کرد در کنار والدینش باشد و فاصله اش را تا حدی حفظ کند که بتواند صدایشان را بشنود ( یا اگر فریاد کمک خواستن بزند آنان بشنوند ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Never work in the laboratory alone . Make sure someone is within shouting distance.
دیدگاه
٠

هرگز در آزمایشگاه به تنهایی کار نکنید. مطمئن شوید که کسی در نزدیکی شما ( به گونه ای که بتوانید صدایش را بشنوید ) حضور دارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
It is the world's second richest philanthropic organization, and within shouting distance of the world number one, The Welcome Trust in the UK.
دیدگاه
٠

این دومین سازمان خیریه ثروتمند جهان است و فاصله بسیار کمی ( در رتبه بندی ) با رتبه اول جهانی، یعنی ( تراست ولکم ) در بریتانیا، دارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
By 203 the size of China's economy should surpass that of Europe's, making it the second-largest economy in the world and putting it within shouting distance of the US.
دیدگاه
٠

تا سال ۲۰۳۰، اندازه اقتصاد چین باید از اقتصاد اروپا پیشی بگیرد که آن را به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرده و موقعیتی نزدیک به آمریکا ( در رتبه اول ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
"Especially look for aberrant tracks and follow them, but always stay within shouting distance of this spot, and do not separate, " he said.
دیدگاه
٠

او گفت: بویژه بدنبال ردپاهای غیرعادی بگردید و آنها را دنبال کنید، اما همیشه در مجاورت این نقطه بمانید و از هم جدا نشوید.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The school is within shouting distance of our home; it is quite handy for the children.
دیدگاه
٠

مدرسه در نزدیکی خانه ماست و برای بچه ها بسیار در دسترس و راحت است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
They were in a penthouse within shouting distance of the Crystal Boulevard.
دیدگاه
٠

آنها در یک پنت هاوس بودند که در مجاورت ( خیلی نزدیک به ) بلوار کریستال قرار داشت.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He wants to move the team within shouting distance of the San Andreas fault to get away from earthquakes.
دیدگاه
٠

او میخواهد تیم را به مکانی بسیار نزدیک در مجاورت گسل ایمن تر سن آندریاس منتقل کند تا از خطر زلزله دور باشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
They galloped up until they were within shouting distance, exchanged words with Arghatun, and then rode away again.
دیدگاه
٠

آنها تا جایی تاختند که به فاصله ای نزدیک رسیدند، با ارغاتون چند کلمه گفتگو کردند و سپس دوباره به راه خود ادامه دادند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
We live within shouting distance of the station.
دیدگاه
٠

ما در نزدیکی فاصله بسیار کمی از ایستگاه سکونت داریم.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The tribesmen were armed with spears and shields.
دیدگاه
١

مردمان قبیله با نیزه و سپر مسلح بودند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Shielding his eyes from the bright light, he looked far out to sea to watch for the ship's arrival.
دیدگاه
١

او در حالی که چشمانش را از نور شدید محافظت میکرد، به دوردست دریا خیره شد تا از ورود کشتی آگاه شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The hostages were used as a human shield .
دیدگاه
٢

از گروگان ها به عنوان سپر انسانی استفاده میگردید.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The police held up their riot shields against the flying rocks and bricks.
دیدگاه
١

پلیس سپرهای ضدشورش خویش را در برابر سنگ ها و آجرهای پرتابی قرار داد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The sword glanced off the knight's shield.
دیدگاه
١

شمشیر به سپر شوالیه اصابت کرد و دفع گردید.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He used his left hand as a shield against the reflecting sunlight.
دیدگاه
٠

او از دست چپش به عنوان سپری در برابر بازتاب نور خورشید استفاده نمود.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She hid her true feelings behind a shield of cold indifference.
دیدگاه
٠

او احساسات واقعی خودش را در پشت نقاب سرد بی تفاوتی پنهان کرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The gunman used the hostages as a human shield .
دیدگاه
٠

شخص مسلح، از گروگان ها به عنوان سپر انسانی استفاده نمود.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The immune system is our body's shield against infection.
دیدگاه
٠

سیستم ایمنی، همچون سپر بدن ما در برابر عفونت ها عمل میکند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Water is not an effective shield against the sun's more harmful rays.
دیدگاه
٠

آب بعنوان سپر موثری در برابر پرتوهای مضرتر خورشید نیست.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He stowed away on a ferry and landed in North Shields.
دیدگاه
٠

او به صورت قاچاق سوار کشتی شد و در شهر نورث شیلدز پیاده شد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The wide-brimmed straw hat shielded his face.
دیدگاه
٠

کلاه حصیری با لبه های پهن، صورتش را پوشانده بود.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Look for something that can act as a shield, like a dustbin lid.
دیدگاه
٠

به دنبال چیزی بگردید که بتواند نقش سپر را ایفا کند، همانند درب سطل زباله.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The wise man's tongue is a shield, not a sword.
دیدگاه
٠

زبان خردمند، همچون سپر است نه چون شمشیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He shambled off into the house.
دیدگاه
٠

او لنگان لنگان و سلّانه سلّانه وارد خانه شد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The old porter shambled along behind her.
دیدگاه
٠

باربرِ پیر لنگان لنگان پشت سر او راه افتاد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Your room is a shambles. Tidy it up!
دیدگاه
١

اتاقت به هم ریخته است. مرتبش کن!

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The government is in a shambles over Europe.
دیدگاه
٠

دولت در موضوع اروپا دچار آشفتگی و بی نظمی شده است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The way these files are arranged is the biggest shambles I've ever seen.
دیدگاه
٠

طریقه ای که این فایل ها مرتب شده اند بزرگ ترین آشفتگی ای است که تا حالا دیده ام.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He's made an absolute shambles of his career.
دیدگاه
٠

او کاری کرده کارستان و مسیر حرفه ای اش را به طور کامل خراب کرده است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The economy is in a shambles.
دیدگاه
٠

اقتصاد در وضعی نابسامان و به هم ریخته است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She's so tired that she shambled into her bedroom.
دیدگاه
٠

وی آن قدر خسته است که لنگان لنگان وارد اتاق خوابش شد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He was a strange, shambling figure.
دیدگاه
٠

او آدمِ عجیبی بود؛ با راه رفتنی کش دار و لنگان لنگان.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Sick patients shambled along the hospital corridors.
دیدگاه
٠

بیمارانِ بیمارستان لنگان لنگان در راهروها راه می رفتند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The press conference was a complete shambles.
دیدگاه
٠

کنفرانس خبری یک فاجعه/خرابیِ کامل بود ( یک آشفتگی تمام عیار بود ) .