ترجمههای علیرضا ایرانی نیا (٨٠٤)
خندیدن در حالی که باید گریه میکردید، پیام های اشتباهی به اطرافیان مخابره میکند.
چراغ های راهنما در خودروها، جایگزین اشاره های دست شده اند.
هنگامی که سیگنال بر روی نمایشگر رادار ظاهر شد، آنها دچار تنش عصبی شدند.
سپس باران بارید و پرچم قرمز برای اعلام توقف بالا کشیده شد.
رادیو در حال مخابره سیگنال عجیبی است.
این سیگنال به کد دیجیتال تبدیل خواهد شد.
این تجهیزات، عامل اصلی/کلیدی در تولید شیشه خم قوسی و شیشه لمینیتِ مخصوص حمام های دوش است.
او خیال میکند حمام دوش آخرین کار قبل از خواب است.
شرکت کنندگان باید پیش از ورود به محوطه/سکوی استخر، از حمام دوش و سپس از حمام پا عبور کنند تا بهداشت فردی خود را رعایت کنند.
بجای حمام دوش، نباید از شستشوی واژینال ( vaginal lavage ) استفاده کرد و همچنین مصرف خودسرانه/تفنّنی داروها مجاز نیست.
حمام دوش انتخاب بهتری است؛ زیرا میتواند تا ۸۰٪ بیشتر از حمام وان در مصرف آب صرفه جویی نماید.
حمام دوش، حمام وان و حمامِ ساحلی/آبهای موّاج .
بعد از دوش گرفتن در حمام، احساس طراوت و شادابی خواهید کرد.
دستگیره ها و ( یا میله های کمکیِ دست ( grab bar ) در سرویس بهداشتی نزدیک توالت و نیز در داخل محوطه دوش ) حمام نصب شود.
وقتی برای اولین بار ازدواج کرد، روث نمی توانست بودجه اش را درست مدیریت کند ( و از محدوده کنترل بودجه خارج میشد ) .
پسر سعی کرد در کنار والدینش باشد و فاصله اش را تا حدی حفظ کند که بتواند صدایشان را بشنود ( یا اگر فریاد کمک خواستن بزند آنان بشنوند ) .
هرگز در آزمایشگاه به تنهایی کار نکنید. مطمئن شوید که کسی در نزدیکی شما ( به گونه ای که بتوانید صدایش را بشنوید ) حضور دارد.
این دومین سازمان خیریه ثروتمند جهان است و فاصله بسیار کمی ( در رتبه بندی ) با رتبه اول جهانی، یعنی ( تراست ولکم ) در بریتانیا، دارد.
تا سال ۲۰۳۰، اندازه اقتصاد چین باید از اقتصاد اروپا پیشی بگیرد که آن را به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرده و موقعیتی نزدیک به آمریکا ( در رتبه اول ...
او گفت: بویژه بدنبال ردپاهای غیرعادی بگردید و آنها را دنبال کنید، اما همیشه در مجاورت این نقطه بمانید و از هم جدا نشوید.
مدرسه در نزدیکی خانه ماست و برای بچه ها بسیار در دسترس و راحت است.
آنها در یک پنت هاوس بودند که در مجاورت ( خیلی نزدیک به ) بلوار کریستال قرار داشت.
او میخواهد تیم را به مکانی بسیار نزدیک در مجاورت گسل ایمن تر سن آندریاس منتقل کند تا از خطر زلزله دور باشد.
آنها تا جایی تاختند که به فاصله ای نزدیک رسیدند، با ارغاتون چند کلمه گفتگو کردند و سپس دوباره به راه خود ادامه دادند.
ما در نزدیکی فاصله بسیار کمی از ایستگاه سکونت داریم.
مردمان قبیله با نیزه و سپر مسلح بودند.
او در حالی که چشمانش را از نور شدید محافظت میکرد، به دوردست دریا خیره شد تا از ورود کشتی آگاه شود.
از گروگان ها به عنوان سپر انسانی استفاده میگردید.
پلیس سپرهای ضدشورش خویش را در برابر سنگ ها و آجرهای پرتابی قرار داد.
شمشیر به سپر شوالیه اصابت کرد و دفع گردید.
او از دست چپش به عنوان سپری در برابر بازتاب نور خورشید استفاده نمود.
او احساسات واقعی خودش را در پشت نقاب سرد بی تفاوتی پنهان کرد.
شخص مسلح، از گروگان ها به عنوان سپر انسانی استفاده نمود.
سیستم ایمنی، همچون سپر بدن ما در برابر عفونت ها عمل میکند.
آب بعنوان سپر موثری در برابر پرتوهای مضرتر خورشید نیست.
او به صورت قاچاق سوار کشتی شد و در شهر نورث شیلدز پیاده شد.
کلاه حصیری با لبه های پهن، صورتش را پوشانده بود.
به دنبال چیزی بگردید که بتواند نقش سپر را ایفا کند، همانند درب سطل زباله.
زبان خردمند، همچون سپر است نه چون شمشیر.
باربرِ پیر لنگان لنگان پشت سر او راه افتاد.
دولت در موضوع اروپا دچار آشفتگی و بی نظمی شده است.
طریقه ای که این فایل ها مرتب شده اند بزرگ ترین آشفتگی ای است که تا حالا دیده ام.
او کاری کرده کارستان و مسیر حرفه ای اش را به طور کامل خراب کرده است.
وی آن قدر خسته است که لنگان لنگان وارد اتاق خوابش شد.
او آدمِ عجیبی بود؛ با راه رفتنی کش دار و لنگان لنگان.
بیمارانِ بیمارستان لنگان لنگان در راهروها راه می رفتند.
کنفرانس خبری یک فاجعه/خرابیِ کامل بود ( یک آشفتگی تمام عیار بود ) .