ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (١,٢٥٩)

بازدید
١,٣١٧
تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Stars are radiators of vast power.
دیدگاه
١

ستاره ها تابش دهنده ی قدرتی عظیم هستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A stellar wind streams outward from the star.
دیدگاه
١

باد ستاره ای از ستاره به بیرون میدمد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Ideas are like the stars --- we never reach them, but like mariners, we chart our course by them.
دیدگاه
١

ایده ها مانند ستاره ها هستند؛ ما هرگز به آنها نمیرسیم، اما مانند دریانوردان، مسیرمان را با آنها تعیین میکنیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I lay on my back and looked up at the stars.
دیدگاه
١

به پشت خوابیدم و به ستاره ها خیره شدم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
You will never enjoy the world aright, till he sea itself floweth in your vein, till you are clothed with the heavens, and crowned with the stars.
دیدگاه
١

تو هرگز از دنیا به درستی لذت نخواهی برد، تا زمانی که دریا در رگ هایت جاری شود، تا زمانی که جامه آسمان ها را بر تن کنی و تاج ستاره ها بر سرت باشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Good deeds will shine as the stars of heaven.
دیدگاه
١

کارهای نیک مانند ستاره های آسمان خواهند درخشید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Ideals are like the stars -- we never reach them, but like mariners, we chart our course by them.
دیدگاه
١

آرمان ها مانند ستاره ها هستند؛ ما هرگز به آنها نمیرسیم، اما مانند دریانوردان، مسیرمان را با آنها تعیین میکنیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He whose face gives no light, shall never become a star.
دیدگاه
١

کسی که چهره اش نوری نمی بخشد، هرگز ستاره نخواهد شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Members of the standing committee are elected and subject to recall by the congress.
دیدگاه
٣

اعضای کمیته دائمی انتخاب شده و توسط کنگره قابل عزل هستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In the same period the power of standing committee chairmen was further eroded by the institutionalization and proliferation of sub-committees.
دیدگاه
١

قدرت رؤسای کمیته های دائمی بدلیل نهادینه شدن زیرکمیته ها تضعیف شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The matter was therefore referred back to the Standing Committee for further consideration.
دیدگاه
١

موضوع برای بررسی بیشتر به کمیته دائمی بازگردانده شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Politburo Standing Committee, Premier Wen Jiabao presided over the General Assembly.
دیدگاه
١

در کمیته دائمی دفتر سیاسی، نخست وزیر ریاست مجمع را بر عهده داشت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Any law returned by the Standing Committee of the National People's Congress shall immediately be invalidated.
دیدگاه
١

هر قانونی که توسط کمیته دائمی کنگره ملی خلق بازگردانده شود، باطل است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Operating as a standing committee of Council, its membership comprises: Two members nominated from each of the 22 district societies.
دیدگاه
١

این مجموعه بعنوان کمیته دائمی شورا فعالیت میکند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The arguments which thus preoccupied the Standing Committee divided along predictably partisan lines.
دیدگاه
١

استدلال هایی که ذهن کمیته دائمی را مشغول کرده بود، بر اساس خطوط حزبی تقسیم شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
This was eventually referred to the Standing Committee for further study and recommendations.
دیدگاه
١

این موضوع برای بررسی بیشتر و ارائه توصیه ها به کمیته دائمی ارجاع شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Hu had served on the politburo standing committee and secretariat.
دیدگاه
١

هو در کمیته دائمی دفتر سیاسی ( Politburo ) و دبیرخانه خدمت کرده بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In addition, the NPC Standing Committee is working out a Supervision Law.
دیدگاه
١

واژه Standing Committee ( کمیته دائمی ) یک اصطلاح سیاسی - حقوقی است و در تمام جملات به معنی کمیته دائمی ( کمیته ای که برخلاف کمیته های موقت، همیشه فع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Members of the standing committee are elected and subject to recall by the congress.
دیدگاه
١

اعضای کمیته دائمی انتخاب میشوند و توسط کنگره قابل عزل هستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The Chairman and Vice - Chairmen of the Standing Committee shall serve no more than two consecutive terms.
دیدگاه
٣

رئیس و نایب رؤسای کمیته دائمی نباید بیش از دو دوره متوالی خدمت کنند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In addition, the NPC Standing Committee is working out a Supervision Law.
دیدگاه
١

علاوه بر این، کمیته دائمی NPC در حال تدوین قانون نظارت است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The matter was therefore referred back to the Standing Committee for further consideration.
دیدگاه
١

بنابراین، موضوع برای بررسی بیشتر به کمیته دائمی بازگردانده شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Politburo Standing Committee, Premier Wen Jiabao presided over the General Assembly.
دیدگاه
١

در کمیته دائمی دفتر سیاسی، نخست وزیر ون جیابائو ریاست مجمع عمومی را بر عهده داشت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Any law returned by the Standing Committee of the National People's Congress shall immediately be invalidated.
دیدگاه
١

هر قانونی که توسط کمیته دائمی کنگره ملی خلق بازگردانده شود، بلافاصله باطل خواهد شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Operating as a standing committee of Council, its membership comprises: Two members nominated from each of the 22 district societies.
دیدگاه
١

این مجموعه بعنوان کمیته دائمی شورا فعالیت میکند و اعضای آن شامل دو عضو نامزد شده از هر یک از ۲۲ انجمن منطقه ای است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The arguments which thus preoccupied the Standing Committee divided along predictably partisan lines.
دیدگاه
١

استدلال هایی که ذهن کمیته دائمی را به خود مشغول کرده بود، طبق پیش بینی ها بر اساس خطوط حزبی تقسیم شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In the same period the power of standing committee chairmen was further eroded by the institutionalization and proliferation of sub-committees.
دیدگاه
١

در همان دوره، قدرت رؤسای کمیته های دائمی به دلیل نهادینه شدن و افزایش تعداد زیرکمیته ها، بیشتر تضعیف شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Hu had served on the politburo standing committee and secretariat.
دیدگاه
١

هو در کمیته دائمی دفتر سیاسی و دبیرخانه خدمت کرده بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A standing committee was set up to co-ordinate the international relief effort.
دیدگاه
١

یک کمیته دائمی برای هماهنگی تلاش های امدادرسانی بین المللی تشکیل شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
This would see the establishment of a standing committee making formal reports to parliament every five years.
دیدگاه
١

این امر منجر به ایجاد یک کمیته دائمی میشود که هر پنج سال یکبار گزارش های رسمی به پارلمان ارائه میدهد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Mr Robinson was coopted on to the standing committee.
دیدگاه
١

آقای رابینسون به عضویت کمیته دائمی پذیرفته شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
This was eventually referred to the Standing Committee for further study and recommendations.
دیدگاه
١

این موضوع در نهایت برای مطالعه بیشتر و ارائه توصیه ها به کمیته دائمی ارجاع شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A standing committee was established to coordinate the army and navy.
دیدگاه
٢

یک کمیته دائمی برای هماهنگی ارتش و نیروی دریایی تشکیل شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Compliance testing should be the standard form of testing used during systems auditing.
دیدگاه
١

تست انطباق باید روش ( شکل ) استاندارد تست در حسابرسی سیستم ها باشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The standard form, priced at £38 includes a catalyst, sophisticated central locking system and power-assisted steering.
دیدگاه
١

مدل استاندارد با قیمت ۳۸ پوند، شامل کاتالیزور، سیستم قفل مرکزی و فرمان هیدرولیک است. ۱۱. یک شکل استاندارد از برنامه ریزی خطی بازه ای تعریف شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It will send you standard form for you to fill out.
دیدگاه
١

فرم استاندارد را برای شما می فرستند تا تکمیل کنید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The standard form 1980 provides a procedure where the client puts forward three specialists whom he would be happy to see used.
دیدگاه
١

قالب استاندارد ۱۹۸۰ رویه ای را ارائه میدهد که در آن مشتری سه متخصص را پیشنهاد میکند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The theory on legal economy believes standard form contract cannot lose economy of transaction cost.
دیدگاه
١

نظریه اقتصاد حقوقی معتقد است قراردادهای استاندارد نباید باعث از دست رفتن اقتصادِ هزینه تراکنش شوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It is usually written on a standard form, but not necessarily.
دیدگاه
١

معمولاً در یک فرم استاندارد نوشته میشود، اما الزامی نیست.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Arbitration is written into the standard form contracts as the form of dispute resolution to be used.
دیدگاه
١

شرط داوری بعنوان روش حل اختلاف در قراردادهای استاندارد گنجانده شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
However, with standard form contracts directed at consumers, the legislature has interfered because of the imbalance in bargaining power.
دیدگاه
١

با این حال، در قراردادهای استاندارد ( چاپ شده ) مربوط به مصرف کنندگان، قوه مقننه بدلیل عدم تعادل در قدرت چانه زنی مداخله کرده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The questionnaire is very much in a standard form and should always be amended to reflect the business being sold.
دیدگاه
١

پرسشنامه کاملاً در قالب استاندارد است و باید متناسب با کسب وکار فروشی اصلاح شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In the standard form the contractor must pay to or allow the employer the liquidated damages.
دیدگاه
٠

در فرم استاندارد، پیمانکار موظف است خسارات تعیین شده ( Liquidated Damages ) را به کارفرما بپردازد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
There is a standard form of oath used in lawcourts.
دیدگاه
٠

یک قالب استاندارد برای سوگند در دادگاه ها وجود دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It was the standard form of wording for a consent letter.
دیدگاه
٠

این، متن استاندارد/رسمی برای نامه های رضایت بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
There is a standard form of oath used in lawcourts.
دیدگاه
١

ترجمه تخصصی Standard Form ( قالب استاندارد ) که این عبارت در متون حقوقی به معنی قراردادهای چاپی/یک طرفه و در ریاضیات به معنی شکل استاندارد هستش. در م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Write the standard form of an equation line passing through each pair of points.
دیدگاه
١

شکل استاندارد معادله خطی را که از هر جفت نقطه میگذرد، بنویسید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A standard form of interval linear programming was defined.
دیدگاه
١

یک شکل استاندارد از برنامه ریزی خطی بازه ای تعریف شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It will send you standard form for you to fill out.
دیدگاه
١

فرم استاندارد را برای شما می فرستند تا پر کنید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Compliance testing should be the standard form of testing used during systems auditing.
دیدگاه
١

تست انطباق باید شکل استاندارد تست مورد استفاده در حسابرسی سیستم ها باشد.