پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
( tarmacadam ) جاده اسفالته دارای سنگفرش
کدر کردنی.
ماهی بزرگ و باریک مدیترانه.
( taradiddle ) دروغ کوچک
برانگیختن، خشمگین کردن، آزردن.
درنگ، اقامت، توقف.
استخوان مچ پا واستخوان کف پا.
میمون شبگرد هندی.
( tartarsauce ) سوس، مایونز باترشی وروغن زیتون وترب وغیره
( tartarian ) دوزخی، جهنمی، تاتاری
( tartarean ) دوزخی، جهنمی، تاتاری
تاتاری، اسید تارتاریت، جوش ترش.
جوش ترش.
درده مانند، دردی شکل، مشتق از درده شراب، دارای باره دندان.
( افسانه یونان ) دوزخ، عالم اسفل، جهنم.
کمی ترش.
ملح اسید تارتاریت، ملح جوهر غوره یا جوش ترش.
نام مربائی کوچک، کلوچه میوه دار کوچک.
( tartuffe ) ( شخصیت نمایشنامه مولیر ) مقدس ریائی، عابد ریاکار، زهد فروش، خشکه مقدس
صخره آتشفشانی.
سفید مایل به خاکستری.
متلک گو، سرزنش کننده.
سفت شدن، تنگ ومحکم کردن یا شدن.
آمادگی، کشیدگی وسفتی.
میخانه دار، می فروش.
زاغ زدن به پوست، دباغی کردن، سفت کردن، تیله بازی کردن، تیله، مهره بازی.
رام شدنی، نرم، سست مهار.
زن احمق وشلخته.
تازیانه چرمی، شلاق زدن.
شاعره فاسد قرة العین بابی/ طوطی این شاعره ی فاسده بابی مسلک که ( پدرشوهرش ) عموی خود را در حین نماز کشت ( شهید ثالث ) دختر صالح قزوینی میباشد. نامش ...
بانو شاعره فناء/ نساء بیگم تذکرة الخواتین مینویسد: یکی از همسران جهانگیرشاه پادشاه هندوستان بوده و شعر میگفته و این ابیات نمونه شعر طبع اوست: هنگام ...
بانو شاعره فرخنده ساوجی ( ساوه ای ) مجموعه اى مشتمل بر قصیده و قطعه و مثنوی و رباعی هم راجع به ائمه اطهار، هم مدایح و هم مراثی دارد. فرخنده دختر محم ...
بانو شاعره فخری دختر فتحعلیشاه و دارای طبع شعر بوده و محمود میرزا مولف تذکره نقل مجلس مینویسد خواهر بزرگ فتح الله میرزا است و اشاره میکند که درس شعر ...
بانو شاعره فاطمه قوال از کتاب بهترین اشعار پژمان این قطعه از غزل وی به عنوان نمونه سبک ارائه میشود: ساکن کنشتم کرد خوش نگاه می نوشی کعبه را زیادم ...
بانو شاعره فاطمه سلطان صاحب آتشکده آذر او را دختر دختر میرزا حسین ( قاضی سمرقند ) نواده قائم مقام فراهانی که از جانب پدر و مادر هر دو به قائم مقام م ...
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...
زنتا Zenta یا Senta شهری در شمال صربستان در ۱۳۰ کیلومتری شمال غربی بلگراد است و جنگ زنتا میان عثمانی و هابسبورگ ( اتریش ) در تاریخ عثمانی معروف است.
سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...
کوچکترین واحد ساختمان لغوی، کوچکترین قسمت صرف ونحوی کلمه.
دختری که در کلاس رقص یا کاباره در مقابل پول با مشتریان دیگر میرقصد.
واژه فنلاندی : پر جزئیات , به تفصیل, استادانه درست شده , به زحمت درست شده , به زحمت ساختن , دارای جزئیات , بادقت شرح دادن.
واژه فنلاندی : خلوت , تنهایی , پوشیدگی , پنهانی , اختفاء.
واژه ایتالیایی : تکان , صدمه , هول , هراس ناگهانی , لطمه , تصادم , تلاطم , ضربت سخت , تشنج سخت , توده , خرمن , توده کردن , خرمن کردن , تکان سخت خوردن ...
واژه ایتالیایی : صدای سوت , جیغ , سوت ( مخصوصا در نمایش که نشانه نارضایتی مردم است ) .
واژه ایتالیایی : تخم مرغ , تخم , تحریک کردن.
واژه ایتالیایی : دهاتی , اهل جای دور افتاده.
واژه ایتالیایی : روغن , مرهم , پماد.
واژه ایتالیایی : ناخن , سم , چنگال , چنگ , میخ , میخ سرپهن , گل میخ , با میخ کوبیدن , با میخ الصاق کردن , بدام انداختن , قاپیدن , زدن , کوبیدن , گرفت ...
واژه ایتالیایی : یازده , عدد یازده.