پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
در آب صابون زدن، در آب خیساندن.
حوری دریائی، الهه دریائی.
مار سمی آبزی جنوب آمریکا.
شوکران آبی.
سگ آبی، شناگر ماهر.
حلقه انتظار.
سفیدی چشم، چشم خیره و سفید، سگ چشم سفید.
قاب ساعت، جعبه ساعت.
آتشی که پاسدار یا نگهبان روشن میکند.
( wastery ) ( اسکاتلند ) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل
( wastry ) ( اسکاتلند ) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل
مجلس میخواری، آبجو یا شراب مخلوط با ادویه و شکر، میگساری کردن، عیاشی کردن، نوش.
عیاش، میگسار.
تشت رختشویی ( معمولا در جای خود ثابت است و شیر آب گرم و سرد دارد ) ، ظرف رخت شویی، طشت لباسشوئی.
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
قاینار چای K���k Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت و به پیمان صلح کوچوک قینارچه ( کو ...
عبدالحمید اول عثمانی در آستانه دومین جنگ کاترین روسیه درگذشت و در ۷ آوریل ۱۷۸۹ برادرزاده اش، پسر مصطفی سوم، با نام سلیم سوم در مقام سلطان عثمانی ( ۱۲ ...
در سال ۱۷۹۰ سیاست امپریالیستی کاترین روسیه با بن بست مواجه شد: در همین سال جوزف دوم فوت کرد و امپراتور بعدی ( ۱۷۹۰ تا ۱۷۹۲ ) ، لئوپولد دوم، به دلیل ت ...
یانینا شهری، واقع در شمال یونان است، در زمان عثمانی یونان شمالی و آلبانی در زیر سلطه علی پاشا یانینا بود که تحت حمایت انگلیسیها بود. علی پاشا Ali Pas ...
در سالهای اولیه سلطنت فتحعلی شاه قاجار زمام دولت ایران به دست شبکه ای مقتدر از جدیدالاسلام های یهودی، به رهبری ابراهیم خان اعتمادالدوله ( نیای خاندان ...
شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از ...
بندر سیلیستریا Silistriaیا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است. در سال ۱۳۸۸ میلادی به قلمرو عثمانی ضمیمه شد. در سال ۱۸۷۷ به تصرف روسیه درآمد و به د ...
رختشوخانه.
( washbasin ) لگن دستشوئی
بشور و بپوش ( یعنی اتو کردن لازم ندارد ) .
زگیل دار، زگیل مانند، دارای زگیل.
هواپیمای جنگی.
تار پیچ.
( warmhearted ) خونگرم، با محبت، مهربان، مهربانی، خونگرمی
دوباره پخته شده، زیادتر از معمول پخته شده.
اندامها و مراکز احساس گرما در پوست.
( warm blooded ) خونگرم، با روح، خونگرمی، مهربانی
معاف از جنگ، بدون جنگ، بی محاربه.
ثروت، خزانه، پاداش، شیپور حمله.
( warehouse ) انبار کردن، مخزن، انبار گمرک، انبار کالا، بارخانه
سرپرستی، قیمومت، اداره و یا مقام قیمومت.
نگهبان و محافظ زن در زندان.
اطاق افسران، سالن بیماران، بیمارستان.
اطاق زندانبان، مقام زندانبان، زندانبانی.
مقام ریاست، سرپرستی.
فریاد جنگ ( سرخ پوستان ) ، قیه کشیدن.
( warship ) کشتی جنگی، ناو جنگی
گاز جنگی.
دارای آرواره کج.
گوزن سفید و شاخ بلند و بزرگ.
( waney ) رو به زوال، کاهش یافته، رو به نقصان
عیاش، سر به هوا.
رنگ پریدگی.
( wanigan ) رو پوش، سقف تراکتور یا ماشین باری
بد شانسی، انتقام، تلافی.