پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)

بازدید
٤,١٠٩
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لقب علی پاشا که به یک خانواده ثروتمند ترک تبار عثمانی که ساکن جنوب آلبانی بود تعلق گرفت.

پیشنهاد
٢

نیای این خاندان، جرج آربوتنوت است، به تجارت با شرق اشتغال داشت و در سال ۱۷۳۳ در چین درگذشت

پیشنهاد
٢

فرایند سکولار کردن آموزش و پرورش در ایران نیم قرن پس از عثمانی و با مدارسی آغاز شد که به تقلید از عثمانی رشدیه خوانده میشدند. در سال ۱۳۱۶ قمری و ۱۸۹۸ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شوبارا کلاه پوستی است که در زمان عثمانی مرسوم بود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلاه فس همان فینه است که در عثمانی به جای عمانه بر سر میگذاشتند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دسپوتیسم به معنی استبداد است ولی فرهنگ وبستر واژه سلطانیسم ( سلطان ) را معادل آن در زبان انگلیسی میداند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیمان صلح سیستوا در اوت ۱۷۹۱ بین عثمانی و روسیه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهری در شمال بلغارستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بندری در حاشیه رود دانوب است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ینگی چریک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

رهبری موروثی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارهای سیمی ( مثل تور سبد و غیره ) ، سیم سازی ( در جمع ) بند بازی و آکروبات، کارخانه سیم سازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دستگاه ضبط صوت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیم کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عکسی که بوسیله بی سیم فرستاده میشود، بوسیله بی سیم عکس فرستادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سگ دارای پشم زبر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یای سیم کشی شده، یای اتصالی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از درون سیم کشی شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خبر گزاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

طناب سیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چاپگر سیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بافت توری سیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wired glass ) شیشه دارای شبکه سیمی در متن آن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقیاس اندازه گیری ضخامت سیم یا ورق فلز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تور ظریف سیم مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قابل سیم کشی، قابل مفتول شدن، قابل مخابره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اسکاتلند ) تقلا کردن، کشمکش کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wintry ) زمستانی، سرد، بیمزه، مناسب زمستان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمستانی، مناسب برای زمستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسر برنده زمستان، زمستان، جانوری که زمستان را بسر میبرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خربزه انباری، خربزه شیرین انباری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پادگان زمستانی، اقامتگاه زمستانی، قشلاق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سرمای زمستان از بین رفتن، زمستان کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کدوی زمستانی، کدوی گردن کج زمستانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسکاتلند ) پنجره، روزنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم بند اسب، چشم، مژه، عینک، چشمک زن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاصله بین دو بال هواپیما و پرنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانند بال، جناح وار، جناحمانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر آن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای پای پردار، تند، سریع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبل دارای پشتی و دسته های چوبی و سفت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( winy ) شرابی، شراب مانند، دارای خصوصیات شراب، دارای مزه شراب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغازه شراب فروشی، باده فروشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشک شراب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خمره شراب سازی، ماشینی که آب انگور را میگیرد، چرخشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشت گر انگور، کسی که انگور میکارد، تاکستان دار، شراب ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرنوع نخلی که از میوه آن برای شراب کشی استفاده میشود.