پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
انبار هیزم، انبار الوار و چوب، هیزم دان، ( باآلت موسیقی ) تمرین کردن.
( wood cut ) کلیشه یا قالب چوبی مخصوص قلمکار و غیره
هیزم شکن، جنگل بان، شکارچی، جنگل نشین.
نغعه پرندگان جنگلی، صدای حیوانات جنگل.
منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان.
خاصیت چوبی، بافت چوبی، وفوردرخت.
( woodbine ) سیگار برگ ارزان، یاسمن زرد
قیر چوب.
جا هیزمی، سطل مخصوص هیزم یا چوب.
قند چوب، گزیلوز.
الکل چوب.
موش جنگلی ( از جنس neotoma ) .
( =xylem ray ) شعاع آوندی چوبی، انشعاب آوندی چوب
حوری جنگل ( که dryad نیز نامیده میشود ) .
سوراخ کننده چوب، لانه کننده درمغز چوب.
منبت کار، چوب تراش.
معجزه، استادی، کار عجیب، مهارت.
کسیکه معجزه میکند، آدم خارق العاده و صاحب کرامت.
حقوق نسوان، حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان.
زنانگی، صفات زنانه.
جنس زن، گروه زنان، نژاد زن، زنان.
حق رای نسوان.
( =tungstic ) ساخته شده از تنگستن
بچه گرگ.
سگ تازی، تازی درشت اندام.
افسردگی، غم واندوه.
( =odin ) ( افسانه توتنی ) 'ادین ' خدای روز چهارشنبه
خشکیده، چروک، لاغر، پژمرده یا پلاسیده.
دیوث، قرمساق، مردی که میداند زن او خراب و فاحشه است.
( بیشتر در جمع ) معلومات، دانش، ذکاوت، هوش، قضاوت، اطلاعات، تعمد، قصدی.
انواع کاسنی مخصوص سالاد.
ترکه بید، بید، درخت بید.
بیرون از جای سرپوشیده.
جلوه گاه ( در اسب ) ، قسمت واقع بین استخوانهای کتف ( در گردن حیوانات ) .
بداغ آمریکائی.
با این، با آن، ضمنا، بعلاوه.
بید گیاه، مرغ ( margh ) .
افسون کننده، افسونگری، مسحور کننده.
جادوگری، جادو، سحر، فریبندگی.
پروانه بید شبانه، شب پره ( Erebus ) .
عاقل، خردمند، ( انگلوساکسون ) اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند.
باقلائیان و لوبیائیان.
شبیه ماهوت پاک کن یا جاروب و قشو، قلنبه.
خواستار، آرزو کننده.
( ایرلند ) برای بیان تعجب فراوان بکار میرود.
سخن بی معنی، مشروب آبکی، آب زیپو، حرف بی ربط و پوچ.
پنداشتن، گمان کردن، تصور کردن، فرض کردن.
سیم بندی، سیم بندی کردن.
لقب کلود آلکساندر بونوال است.
قاینار چای Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت.