پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٨٦
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =screeck ) صدای ناهنجار ( مثل صدای ترمز شدید ماشین ) ، صدای گوشخراش ایجاد کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُردَیکَک Burdekak از تصغیر بُردَه - Burda لقمه، قطعه، ریزه، یک تکه کوچک، یک خُرده. مثال: یک برده نان ته ( بده ) ، یک برد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

صادق رفعت پاشا اولین اندیشمند عثمانی است که واژه ملت را به معنای جدید مردم و اتباع دولت، معادل با nation فرانسه، به کار برد. تا آن زمان در عثمانی واژ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُردَه - Burda لقمه، قطعه، ریزه، یک تکه کوچک، یک خُرده. مثال: یک بُردَه نان ته ( بده ) ، یک بُردَه گوشت به زور از گلویش گ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

جیره زن بابایی اصطلاحی عامیانه در اعتراض به سهم کم، مقدار کم هنگام تقسیم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَردَم - Bardam ، هیکلی، تنومند، در حق شخصی قوی هیکل و تندرست میگویند. مثال: آن کس حالی بردم، هیچ کس شصت ساله نمی گوید، ی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: برداش که در اصل برداشت است، مخفف شده، و بر خلاف معنی پارسی، به معنی صبر، بردباری، تحمل و خویشتنداری است، مثال: کمتر ( کمی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

حافظه چرکنویسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پاره پارگی، اوراق شدگی، ستیزه جوئی، فتنه جوئی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( unmelodious ، =harsh ) ( صدای ) خشن وضعیف، لاغر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسوده نویس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم ترشرو، آدم مهمل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قایق چهار گوش، و ته پهن، قایق تفریحی، با قایق چهارگوش حمل کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

تازیانه زن، موجب بلا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی، خسیسانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

زبان محلی مردم اسکاتلند، وابسته به زبان گالیک اسکاتلند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( scotchman ) اسکاتلندی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آداب وخصوصیات اسکاتلندی، خسیسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اداره کارآگاهی لندن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی، خسیس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مرغابی سیاه، پاریلا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شبیه اسکاتلندیها.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( حق. ) حکم گنگ، حکم غیر قطعی و دو پهلو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( scutcher ) تازیانه زن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) جریمه یامالیات دسته جمعی، کاملا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

عقرب وار، عقرب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تفاله گیری، کف گیری، تفاله سازی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تبدیل به تفاله کردن، تبدیل به کف کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کف دار، تفاله دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناشی از کمبود ویتامین C.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دسته موی شبیه جاروب، کلاله مو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلاله مانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ملاقه زن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( scone ) کلوچه یا کیک چای، بیسکویت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قانون شکن، ناقض قانون.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر شما قافلان عزیز و از نظرات شما سپاسگزارم، در ترکی آسته ( پایین ) و تاجیکی اَسته ( آهسته ) کمی تشابه دارند ولی زمانی که بخواهند واژه ( یواش یو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر دوست عزیزم قافلان گرامی، آفرین بله تمدن کهن ایرانی در هزاره های قدیم ( قبل از اسلام ) مجموعه ای از اقوام پارس و ترک ( آناتولی ) و عرب ( میان ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( indurated ، =hard ) متصلب، پینه خورده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sclerous ) متصلب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تصلب سنج، سختی سنج.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی برای گوشی های همراه ( موبایل ) مدل پایین مانند بلاک بری، در گویش عامیانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُرّا - Burro تیز و برنده. چنان که کارد برّا، شمشیر برّا در گویش سمرقندیان مجازا به معنی سخن و نطق را تند و قاطع گفتن می ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَرار گرفتن کار - به چیزی موفق شدن - توفیق یافت: اگر خدا خواهد کارتان برار میگیرد، بگو خدا کارم برار گیرد. این واژه از فع ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بدنفس - Badnafs آدم پرخور، شکمو: از بد نفسی همه روز درد شکم دارد، وی خیلی بدنفس است، او را سیر کردن دشوار. در نظم کلاسیکی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَدگیر - Badgir کینه ای، شکاک، بدبین: آشنای تو بدگیر است، گپ ( حرف ) درست را هم به چپ ( بدی ) میگیر، یا: برادرت آدم بدگیر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَد شدن: دشمن شدن، خصومت ورزیدن. برادرتان خود به خود با من بد شده ماندند. در تاریخنامه طبری در شکل بد بودن آمده است: اسما ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَدَست و پا - همان با دست و پا، شخص چست و چالاک و به هر کار مستعد. دخترتان خیلی بَدست و پا بوده است، همه کار از دستش می آ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَداشت - سخت، مستحکم، بادوام. مقاوم: این متاع خیلی بَداشت بوده است، کفش بازار خیلی بداشت برامد، جامه شما خیلی بداشت بوده ...