آراز فرشباف

آراز فرشباف A. F. A
زبان آموز ILI، سطح High Intermediate1

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



refrigerator١٤:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٠٢fridge یخچال ( برقی )گزارش
32 | 3
hard١٤:٠٩ - ١٣٩٧/٠٩/٠٢tough محکم، سختگزارش
44 | 2
tragedy١٦:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/٠١غمناکگزارش
30 | 1
classic١٦:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/٠١قدیمی، برای زمان قدیمگزارش
55 | 1
siblings٢١:٣٩ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧همشیرهگزارش
48 | 2
then٢٠:٥٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧after thatگزارش
41 | 5
begin٢٠:٥٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧startگزارش
64 | 1
take٢٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧زمان بردنگزارش
44 | 4
sleep late٢٠:٤٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧wake up late دیر از خواب بلند شدنگزارش
69 | 3
milk٢٠:٣٩ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧( v. ) شیر دوشیدن ( n. ) شیرگزارش
28 | 1
explorer١٧:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤محقق، کاشفگزارش
80 | 2
vacation١٨:٥٢ - ١٣٩٧/٠٨/١٥تعطیلات، روز های تعطیلگزارش
163 | 6
slope١٨:٤٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٥شیب، مسیر سراشیبیگزارش
39 | 1
whole١٧:٣٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٤all همه، تمامگزارش
53 | 2
look١٧:١٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٤نگاه با دقت، خیره شدنگزارش
30 | 4
warm١٧:٢٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٤نسبتا گرم، کمی گرم، رو به گرماگزارش
60 | 3
then١٧:٢٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٤so سپسگزارش
55 | 5
look١٧:١٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٤seem به نظر آمدنگزارش
41 | 3
interesting١٧:٤٢ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧جالب، شگفت انگیزگزارش
94 | 4
exactly١٧:٣١ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧دقیقاًگزارش
92 | 3
clerk١٧:٢٨ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧کارمندگزارش
57 | 5
aunt١٧:٢٤ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧خویشاوند زنگزارش
57 | 8
past١٨:٣٣ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢afterگزارش
51 | 3
language١٨:٠٦ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢گویشگزارش
62 | 3
once١٨:١٠ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢یک بار، یک دفعه، یک مرتبهگزارش
53 | 3
language١٨:٠٦ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢زبانگزارش
69 | 3
get up١٨:٠٠ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢بر پا ایستادنگزارش
34 | 4
half١٨:٠٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢نصف، نیم، یک دوم ( 2 /1 )گزارش
62 | 1
get up١٨:٠٠ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢بیدار شدنگزارش
46 | 6
get٢١:٠٠ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩گرفتن، به دست آوردنگزارش
69 | 4
around٢١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤about تقریباًگزارش
53 | 5
about٢١:٠١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤around تقریباًگزارش
57 | 3
narrow٢٠:٥٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤باریکگزارش
108 | 1
wide٢٠:٥٤ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤( . noun ) : عرضگزارش
53 | 4
close٢٠:٤٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤Adj. ) close ) /s/ :near نزدیکگزارش
46 | 3
ایه 68 سوره نحل١٦:٥٦ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که: از کوه ها و درختان و در بناهایی که می سازند خانه هایی برگزین.گزارش
9 | 1
sales assistant٠١:٣٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢١دستیار فروشنده کمک یار فروشندهگزارش
126 | 6
salesclerk٠١:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢١sales assistantگزارش
32 | 4
could٠١:٢٠ - ١٣٩٧/٠٧/٢١may ممکن استگزارش
83 | 6
may٠١:١٧ - ١٣٩٧/٠٧/٢١could ممکن استگزارش
57 | 5
wet٢٠:١١ - ١٣٩٧/٠٧/١٧مرطوب، تر، خیسگزارش
48 | 2
ill٢٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٧/١٧sick بیمار، مریضگزارش
60 | 1
wonderful١٩:٥٩ - ١٣٩٧/٠٧/١٧perfect, great عالیگزارش
60 | 4
sick١٩:٥٣ - ١٣٩٧/٠٧/١٧ill بیمار، مریضگزارش
108 | 2
cross١٩:٤٢ - ١٣٩٧/٠٧/١٧عبور کردنگزارش
51 | 2
friendly١٩:٢٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٧kind مهربان ( انه )گزارش
55 | 5
camping١٨:٥٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٧چادر زدن، اردو زدن یا کمپین، پویشگزارش
92 | 3
block١٩:٣٩ - ١٣٩٧/٠٧/١٤مسدود کردنگزارش
103 | 5
avenue١٩:٣٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٤خیابان streetگزارش
44 | 3
be able to١٣:٤٣ - ١٣٩٧/٠٧/٠٦توانا بودن بهگزارش
51 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده