پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٨٤
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از پسوند "گان" می توان برای نشان دادن انواع یک چیز بهره گرفت: میوه گان= انواع میوه، آنچه را که میوه شمارند؛ به جای میوه جات. سبزیگان= انواع سبزی؛ به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

ماژیک هایلایت= نِیفام نشانگذار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"نِیفام" نِی فام، واژه ی پیشنهادی گروه [جاوید پاژین] است به جای ماژیک؛ نیفام= نیی که دارای فام=رنگ است. و نیز نوواژه ی پَرَنگ: پر رنگ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترشیگان= انواع ترشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سبزیگان= انواع سبزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میوه گان= انواع میوه؛ واژه ی میوه گان جمع میوه نیست بلکه نشانگر انواع میوه است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میوه گان= انواع میوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میوه گان= انواع میوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نوشتِگان، سخنگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاهگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاهگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نمونه هایی از کاربرد واژه ی "هنگ" به چم هوش، دریافت، دانایی، زیرکی در سخنگان کهن: که او را سپارم به فرهنگیان/که دارد سرِ مایه و هنگ آن. فردوسی یکی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

"سخنگان" سخن . پسوندِ گان؛ پسوند گان در برخی کاربردها همچم با پسوند گاه است و نشانگر جا و مکان: هرمزگان، آذربایگان، گلپایگان، شاپورگان، دلیگان، شادگا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

"سخنگان" سخن . پسوندِ گان؛ پسوند گان در برخی کاربردها همچم با پسوند گاه است و نشانگر جا و مکان: هرمزگان، آذربایگان، گلپایگان، شاپورگان، دلیگان، شادگا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آگاهگری، آگاهنمایی به جای اِعلام، اعلام کردن= آگاهاندن، آگاه کردن، اعلام کننده= آگاهگر،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چنگ، چنگال چنگار= بدخیمی، سرطان بدخیم متاستاز دادن= چنگ انداختن؛ ! هنگامی که چنگالهای خدا، رویاننده و گشاینده ی بال پرواز برای چسبندگان به زمین می شو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چندریختانه، چنددیسانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چندریخت، چنددیس، چندیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریخت شناس، متخصص ریخت شناسی، Morphologist

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریخت شناس، ریختشناس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریخت شناسانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریخت شناسیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مُرده ریغ، مرده ریخت؛ ریغ و ریگ از ریخت گرفته می شوند، مرده ریگ= چیزی که از مرده ریخته. [ریغو=ریخو=کسی که پیاپی درحال ریختن از پشت است]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دِرَخت! پیشوند د ( به چم بسیار ) - رخت، راخت=راست، راز، رای دراختن=درازیدن=دراز شدن دراختن=دراستن=بسیار راست شدن=دراخت ( درخت ) شدن؛ دِرُختن=دِرُستن= ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نهاد، مانند نهاد کارگزار یا انجامگر به جای قوه ی مجریه!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارگزار، انجامگر، انجامنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نهاد کارگزار، نهاد انجامگر؛ واژه ی مجری و مجریه، نام کُناک ( نام فاعل ) است و برای برابرگزینی نیازی به پسوند /ی/ نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامواژه ی "میاندار" را به جای [مجری] نیز می توان به کار برد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میانداری= اجرا میاندار= مجری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میاندار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میاندار= مجری، میانداری= اجرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جناب فرتاش، دریغ از واژه ی [انگلیسی دوست] که انگلیسی زده! انگلیسی خورده و عن گلیسی اوق زده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"بایدنباید" ( برای کسی ) تعیین تکلیف کردن= بایدنباید کردن، بایدنباید گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نژندانه، پرخاشگرانه، افسرده وار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوم فرهنگ، بومفرهنگ، بومهنگ؛ بومفرهنگ به چم گردآیه ( مجموعه ) ای از فرهنگ ها، باورها، و نگرش ها است که در پیوند با بوم و زیستگاه مردم هر سرزمین پدید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوم فرهنگ، بومفرهنگ، بومهنگ؛ بومفرهنگ یک واژه ی پیشنهادی است به جای ژئوکالچر. به چم گردآیه ( مجموعه ) ای از فرهنگ ها، باورها، و نگرش ها است که در پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوم فرهنگ، بومفرهنگ، بومهنگ؛ بومفرهنگ ( ژئوکالچر ) به چم گردآیه ( مجموعه ) ای از فرهنگ ها، باورها، و نگرش ها است که در پیوند با بوم و زیستگاه مردم ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرپل زهاب زهاب، زهاو، زاب، زاو؛ زهیدن به چم زاییدن و نیز تراویدن است: قوتت از قوت حق می زهد ( می زاید ) /نز عروقی کز حرارت می جهد. مولوی. زهاب یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"نوشتِگان" نوواژه ای ست پیشنهادی به جای corpus. مجموعه نوشته ها و مقاله هایی که در یک پژوهش از آنها بهره گیری می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوشتِگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تولید، محصول= فرآورده، تولیدی= فرآوری؛ شرکت تولیدی= بنگاه فرآوری، بنیاد یا بُنلاد فرآوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تولید: فرآورده، تولیدی: فرآوری؛ شرکت تولیدی= بنگاه فرآوری، بنیاد یا بُنلاد فرآوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بنگاه، بنیاد، بنلاد، واژه ی بُنلاد به چم بنیاد است، از این واژه ی کهن می توان ویژه مندانه به جای واژه ی شرکت و کمپانی بهره گرفت، هرچند که بنگاه و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اَبَربُنگاه" ابربنگاه یک نوواژه ی پیشنهادی ست که می توان به جای واژه ی بیگانه ی کنسرسیوم به کار گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ابَربنگاه، ابربُنلاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اَبَربنگاه، ابربُنلاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگاه، بنیاد، بنلاد، واژه ی بُنلاد به چم بنیاد است، از این واژه ی کهن می توان ویژه مندانه به جای واژه ی شرکت بهره گرفت، هرچند که بنگاه و بنیاد هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگاه، بنیاد، بنلاد، واژه ی بُنلاد به چم بنیاد است، از این واژه ی کهن می توان ویژه مندانه به جای واژه ی شرکت بهره گرفت، هرچند که بنگاه و بنیاد هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همگِرد یا مجموعه ی دینی - آیینیِ دوراونتاش پیرامون ۱۲۵۰ سال پیش از زایش مسیح ( ۱۲۴۰–۱۲۷۵ پ. م ) ، در دوران شاه ایلامی اونتاش ناپیریشا، در ستایش"اینشو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کرانروب با پوییدن در کرانه و آب های کم ژرفا، آشغالهای درشت مانند چوب، بطری و پلاستیک را گردآوری کرده و در انباشتگاه یا مخزن خود می ریزد. این دستگاه ...