پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٦٩
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خوشنامی، بزرگواری، بزرگی، ارزش، ارزشمندی، ارج، ارجمندی شکوه، شکوهمندی، جایگاه تراز و . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبرو، آبرومندی، ارجمندی، بزرگواری، جایگاه، تراز، شکوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلکه: تله ک، تله ی کوچک، تله ی پندارین، تله ای فریبنده برای به چنگ آوردن پول و دارایی آدمهای خام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروگشت= کاتابولیسم، فراگشت= آنابولیسم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بِهتَن، درست، تندرست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بِهتَنی، درستی= سلامتی بهتن= سالم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بِهتَن، درست، تندرست= سالم، سلامت بهتنی، بهبودی، تندرستی= سلامتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١١

برخی کژاندیش و کوته بین گمان می کنند اگر هر روز بیایند و به دیدگاه های درست و دانشورزانه نپسند ( منفی ) دهند می توانند راستی و حقیقت را بپوشانند یا گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کژندیش، کج اندیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برقساز، برقزا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهانبان، دهنبان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بَرقبان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برقبان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درود ریشه ی بنواژه ی قاپیدن درپایه "کَپ" است که امروزه به ریخت کف در بنواژه های [کف رفتن، کف زدن=ربودن، قاپیدن] هم دیده می شود. از ریشه ی کپ، بنواژ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"کشتمان" می توان از واژه ی کهن کشتمان برای جایی که هم کشتزار و هم پرورشگاه چارپایان است بهره گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همسنجی واژه های بازار و باجه ( بازچه ) : واژه ی بازار که در پهلوی واچار و وازار بوده در پارسی کنونی به ریخت بازار درآمده است. این واژه جدای از ریشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بَشن ( bashn ) = تن، قد و قامت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برآمدن= طلوع کردن، برآمد و برآیش=طلوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جناب یوسفی می توانی بگویی در کدام نسخه ی کهن و دستنویس واژه ی پهلوی را به ریخت پایگاوی نوشته است؟ شاید بگویی برو از خود جهانگیر تاوادیا بپرس! خب باشد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلی، دلبخواهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اندیشه رها، آزاد، آرام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود بر کاربر ذریه برای این خواسته می توانید از واژه های [نشیب یا نشیبگاه] بهره ببرید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خورآمد برآمد خورشید یا طلوع خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خورشُد رفتن خورشید، فروشُد خورشید خورشد= غروب خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برآمد= طلوع خورآمد= آمدن خورشید، طلوع خورشید، sunrise فروشُد= غروب خورشُد= رفتن خورشید، غروب خورشید، sunset

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فروشُد= غروب خورشُد= رفتن خورشید، غروب خورشید، sunset برآمد= طلوع خورآمد= آمدن خورشید، طلوع خورشید، sunrise

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خورشُد فروشُد خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خورآمد، برآمدِ خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"برآمد" برآمدن= بالا آمدن، طلوع کردن برآمد= طلوع - طلوع کرد برآید= طلوع کند فروشد= غروب - غروب کرد فروشدن= غروب کردن چو فردا برآید خور از خاوران برآئ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"فروشُد" فروشدن، پایین رفتن واژه ی فروشد به جای غروب و برآمد به جای طلوع. بس زود برآمد ز فلک کوکب سعدم چه سود که در وقت فروشد چو برآمد. مسعودسعد. ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

از، از سرِ در برخی جاها " از" و "از سرِ" بجای به خاطرِ و به علتِ گریه او " از" خوشحالی ست. این سخن او "از سر" شکم سیری بود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پیِ بهرِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پیِ بهرِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرش پذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرش پذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

درود پشیمان=پیشِمان این واژه در خاستگاهها و پسگشتهای کهنِ پارسی دری و پهلوی به ریخت پشیمان نوشته شده نه پیشمان. هرچند می توان گفت [پشی] ریخت دیگری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیتی پرستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرآمد، بلندپایه، پیشرفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبدل شدن= دگر شدن، دگر گشتن، دگردیس شدن مبدل کردن= دگر کردن، دگرش دادن، دگردیس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگر کردن، دگرش دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگر گشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پادکار، چاره جویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پادکار، چاره جویی، واکنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

دوستمان مهر ورزیده فرمودند که فارسی کنونی پیوندی با پهلوی ندارد تنها شمارگان یکسان است بازمانده اش از کجا آمده خدا می داند لابد از ترکی آمده! بنده خد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

درود [ازم استدی] ترکی است؟!!! ازم ترکی است یا استدی؟ از ( افزونواژ یا حرف اضافه ) که ریشه در پارسی میانه یا همان پهلوی دارد، فرنام یا ضمیر چسبان _َ م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشاره به= نمایاندنِ، نشان دادنِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب بی یون، آب یون زدوده، آب وایونیده فرآیند ساخت این آب با آب چکیده ( مقطر ) یکسان نیست، آب چکیده به روش چکانش ( تقطیر ) بدست می آید ولی آب یون زدو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی یون، یون زدوده، وایونیده، آب دیونیزه= آب یون زدوده، آب وایونیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یونیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وایونش، یونزدایش