پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٥٧
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه در بنیاد باید درنددشت باشد که دو دال در کنار هم یکی از آنها سترده شده است. واژه ی درند به گفته ی دهخدا به چم [مانند، سان] است. درنددشت= ما ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بزرگ نما، بزرگ نمایانه، گزافه، گزاف آمیز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رزم آور، رزم آرا، رزم آزما، شگفتی ساز، شگفتی آفرین پهلوان، دلاور

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

گریه نمایی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خُنیاگر، آوازخوان، داستانسُرا، به زبان پهلوی: گوسان

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داستان گویی، گوسانی، [گوسان=نوازنده و آوازخوان و یادکننده از دلاوریهای پهلوانان] چامه خوانی، چکامه گری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داستانگو، داستانسُرا، رزمنامه خوان چامه خوان، چکامه گر

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رزم آفرین، شگفتی ساز، پهلوان، دلاور

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رزمی سُرا

پیشنهاد
٠

فشرده ی داستان همای و همایون: پهلوان داستان: همای شاهزاده ی شام ( پسر منوشنگ ) . قهرمان زن: گل کامکار دختر پادشاه چین ( شادشام ) که باهوش، دلیر و در ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همای نامه همان آفرینه ی شناخته شده ی [همای و همایون] سروده ی خواجوی کرمانی است. این مثنوی عاشقانه ی پارسی در بحر متقارب در ۴, ۴۰۷ بند یا بیت است. ای ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

استوار، پایدار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حماسه= رزمنامه، حماسی= رزمی، حماسه آفریدن= شگفتی آفریدن، دلاوری کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شگفتی آفریدن، دلاوری کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمودها، رازها، نشانها، برگزیده ها

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکپارچه گرا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکپارچه ساز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیزنده

پیشنهاد
٠

آمیختگی کهکشانها، آمیختار کهکشانی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هم پیوستن، یکی شدن، یکپارچه شدن، در هم شدن، آمیختن، آمیخته شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکپارچه کردن، یکی کردن، در هم کردن، آمیخته کردن، آمیزاندن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٥

آمیختگی، آمیختار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" زیسم" ( zism ) یا زیم ( zim ) ؛ زیسم ( یا زیم ) یک واژه ی برساخته و پیشنهادی ست به جای عصب. زیسم: زی سیم= سیم زنده. زیسمان ( عصبها ) ، یاخته های ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناژادی، ناژادیک؛ . ژاد= جنس ژادی= جنسی ناژادی= ناجنسی ( غیرجنسی ) [نام] ناژادیک= وابسته به ناژادی، اتوزومال [زاب یا صفت]

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناژادی؛ . ژاد= جنس، جنسیت ژادی= جنسی، جنسیتی ناژادی= ناجنسی ( غیرجنسی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

سنجیده کار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نابخشودنی، بخشش ناپذیر، گذشت ناپذیر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بخشیدنی، بخشودنی، آمرزیدنی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جانم!. . . به جای اَلو در تماس تلفنی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

در کشور ما ایران ابزاری برای خوردن که امروز قاشق نامیده می شود پیشینه از زمان هخامنشی دارد و نیز نمونه هایی از این ابزار از زمان ساسانی نیز هست با کا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگریستنی؛ آنچه را که می توان به آن نگاه کرد و نگریست. دیدن پذیر، نگاه پذیر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نگریستنی، نگاه کردنی، نمایان، پیدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگریستنی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینکه در گذشته ی ایران ابزاری بوده به نام [تُفَک] که با آن پرندگان را شکار می کردند هیچ گمانی نیست: جان خصم از تیغ سیمرغ افکنت بر شاخ عمر باد لرزان د ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

واژه های تیز ( - - >ستیز ) ، تیغ ( - - >ستیغ ) ، تیش ( تیشه ) ، تیر همگی از ریشه ی تیگرَه و تیغری به چم تیز و برنده در زبان اوستایی هستند. در پهلوی: ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

واژه ی تازه در پارسی دری و نوین برگرفته از "تازگ" در پارسی میانه ( پهلوی ) است که به ریخت طازج در زبان تازیان هم درون شده است. به کاربری که گفت تازه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

درود این گمان هست که واژه سنجاق برگرفته از واژه ی چنگک باشد به چم ابزاری برای بستن دو بخش جامه به یکدیگر. ولی گمان استوارتر، پیوستگی واژه ی سنجاق ب ...

پیشنهاد
٠

درود شادروان دهخدا در زیر واژه ی کُنگُر می نویسد: کنگر. [ ک ُ گ ُ ] ( اِ ) قسمی از گدایان باشند که شاخی و شانه گوسفندی به دست گیرند و بر در خانه ها و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانه بندی، جداسازی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش، فزایش، فزونسازی، افزونگری، زادافزایی، گرته گیری، گرته برداری ( رونوشت برداری )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش یاخته ای/یاختیک، زادآوری یاخته ای

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش گیاهان ( به شیوه هنجار و طبیعی ) ، فزونسازی گیاهان ( به دست انسان ) گرته گیری گیاهان گرته گیری از گیاهان گرته = رونوشت، کپی، تکثیر

پیشنهاد
٠

شیداَفزا، پرتوافزا، - شیگردافزا= فوتون افزا شیگرد= شیدگَرد ( ریزه پرتوی ) = فوتون

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آبدزد رود، آبرُبا رود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

هنردزدی، هنرربایی گرته گیری ناروا ( رونوشت برداری ناروا )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزون پذیر، فزون پذیر، گرته پذیر ( رونوشت پذیر )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزونپذیر، فزون پذیر، گرته پذیر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزوده شدن، افزون شدن، افزایش یافتن، گرته گیری شدن ( رونوشت یا کپی گرفته شدن )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزونگر، فزونگر، افزاینده