integrationist


(هوادار اختلاط نژادی و ملی و غیره) هم آمیزگرای، وحدت گرای

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: an advocate of racial integration.

انگلیسی به انگلیسی

• one who supports desegregation, one who supports the incorporation of racial or ethnic groups into a community

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• یکپارچه گرا / وحدت گرا
• طرفدارِ ادغام ( سیاسی، اقتصادی، یا اجتماعی )
• حامیِ همگرایی
🔸 معنی دقیق:
به فرد یا رویکردی گفته می شود که از ادغام، همگرایی، یا یکپارچه سازیِ گروه هایِ مختلف ( نژادی، قومی، اقتصادی، یا سیاسی ) حمایت می کند. این واژه معمولاً در زمینه هایِ اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی به کار می رود.
...
[مشاهده متن کامل]

• بارِ معناییِ آن معمولاً مثبت یا خنثی است ( به ویژه در سیاست هایِ مبتنی بر برابری و همبستگی ) .
🔸 نکته:
• تفاوتِ آن با "Separatist" یا "Nationalist":
Separatist: جدایی طلب ( طرفدارِ جدایی و استقلالِ یک گروه از کل ) .
Nationalist: ملی گرا ( تأکید بر منافع و هویتِ ملی، اغلب با مخالفتِ ادغامِ فراملی ) .
Integrationist: یکپارچه گرا ( طرفدارِ ادغام و همگراییِ گروه ها یا نهادها ) .

↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم integr
📌 این ریشه، معادل "whole" یا "complete" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "whole" یا "complete" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 integrate: to combine separate parts into a ‘whole’
🔘 integration: the process of combining separate parts into a ‘whole’
🔘 integrated: combined into a unified ‘whole’
🔘 integral: forming a necessary part of a ‘whole’
🔘 integrity: the state of being ‘whole’, complete, and undivided
🔘 integer: a ‘whole’ number rather than a fraction
🔘 disintegrate: to break apart and no longer remain ‘whole’
🔘 disintegration: the process of breaking a ‘whole’ into separate parts
🔘 reintegrate: to combine something again into a ‘whole’

یکپارچه گرا
ادغام گرا : integrationist
( منبع : فرهنگ نظریه های فمینیستی ، مگی هام )
integrationist ( جامعه شناسی )
واژه مصوب: فمینیسم ادغام گرا
تعریف: نوعی فمینیسم که معتقد است با اقناع و اطلاع رسانی و ارتقای آگاهی در محیط های آموزشی و رشته های تحصیلی موجود می توان تعلیم و تربیت را دگرگون کرد