٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٣٩ بازدید

عقل من گنجست و من ویرانه‌ام گنج اگر پیدا کنم دیوانه‌ام ✏ «مولانا»  

١ سال پیش
٢ رأی

درود جلال‌الدین رومی عقل و خرد را به گنج همانند نموده که در ویرانه‌ی تن(چراکه تن رو به تباهی‌ست) جای دارد و خردمند را به دیوانه مانند کرده. برای خردمندِ راستین چون  تنها خرد گنج است و پیرایه‌ها ...

١ سال پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
١٤١ بازدید

Is Stockholm syndrome a myth? The terrifying crime behind psychology's most famous — and dubious — term نویسنده در این متن داره واقعی بودن این سندرم رو زیر سوال میبره و در آخر به این نتیجه میرسه که اصلا چنین بیماری وجود خارجی نداره  معادلی در فارسی وجود داره که این شک و تردید راجع به واقعی بودن چیزی رو برسونه؟🤔

٨٤
١ سال پیش
٣ رأی

درود می‌توان از یکی از واژ‌ه‌های [شکدار، گمان‌انگیز] بهره گرفت.

١ سال پیش
٤ رأی
تیک ٨ پاسخ
١,٠٦٤ بازدید

یه نفر   اگه میتونه عملیات های ریاضی رو برام به پارسی بگه. جمع تفریق ضرب تقسیم  ریاضی ما با زبان عربی پوشیده شده و خیلی سخته پارسیش کرد

٢ سال پیش
٢ رأی

درود بر گرامیان در پاسخ به کاربر ahmad s m  بزرگوار کسی با عربی جنگ نمی‌کنه کارها و دلسوزیهای پارسی‌دوستان برای پروراندن، پربار کردن و بی‌نیاز نمودن این زبان ارجمند از واژه‌های بیگانه است، همه ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٦٤ بازدید

اختیار ، واژه‌ای عربی است . مصدر « در اختیار داشتن » نیز نیمی پارسی و نیمی عربی است . برابر پارسی ِ « در اختیار داشتن » چیست ؟  برای مثال می‌شود گفت « در دسترس بودن » ولی برای گزاره‌های ذهنی مانن ...

١ سال پیش
٠ رأی

درود به‌جای [در اختیار داشتن] می‌توان گفت [برخوردار بودن]: خرد برای ترابرد یافته‌ها(مفاهیم، معناها)، باید از زبان برخوردار باشد.

١ سال پیش
٦ رأی
٢٣ پاسخ
١,٠٧٧ بازدید

من دیدگاهم را پیرامونِ واژگانِ " کُپی، کُپی کردن"   در  زیرواژه یِ " کُپی"  برنهاده ام. اکنون پرسش اینجاست که شما چه پیشوند یا پیشوندهایی را برایِ این واژگان می پسندید؟  اگر دیدگاهتان را نیز درباره یِ پیشوندگانِ پیشنهادیِ من بازگویید، خوشنود خواهم شد. 

٣٦,٦٦٩
١ سال پیش
٧ رأی

درود من یکی از واژه‌های [هَمال، همآسا، همسا] را به‌جای کپی پیشنهاد می‌کنم. واژه‌ی "همال" واژه‌ای پهلوی‌ست که در پارسی دری نیز با چمهای [برابر،همسان،همسر،همتاوقرین،همزور]  به‌کار رفته است. با ن ...

١ سال پیش
١٠ رأی
٣٧ پاسخ
٢,١٩٣ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٦,٦٦٩
٢ سال پیش
٣ رأی

سپاسمند از سرور فرتاش اگر در اوستایی واژه‌های ماناگ و هماناگ را به‌چم مانند و همانند داشته‌ایم پس می‌توانیم  ریخت امروزی آنها را مانا و همانا بپنداریم، با چشم‌پوشی از چمهایی که امروزه  واژه ...

١ سال پیش
١٠ رأی
٣٧ پاسخ
٢,١٩٣ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٦,٦٦٩
٢ سال پیش
٣ رأی

سرور فرتاش با سپاس از شما شما ریشه‌ی [من] را در اوستایی به دو چم یاد کردید: ۱- اندیشیدن؛ و سپس واژه‌ی معنی و معنا را برگرفته از این ریشه وبا همین چم (من=اندیشیدن)  دانستید؛ پرسش: واژه‌ی معنی چ ...

١ سال پیش
١٠ رأی
٣٧ پاسخ
٢,١٩٣ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٦,٦٦٩
٢ سال پیش
٣ رأی

ما هیچ ما نگاه تو را می‌سپارم به مینای مهتاب/تو را می‌سپارم به دامان دریا اگر شب‌نشینم اگر شب شکسته/تو را می‌سپارم به رویای فردا

١ سال پیش
١٠ رأی
٣٧ پاسخ
٢,١٩٣ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٦,٦٦٩
٢ سال پیش
٣ رأی

کمی آهسته‌تر، با کجا چنین شتابان؟ پیاده شو با هم بریم! مینو=معنی!  به همین سادگی و خوشمزگی♡ کاشکی همین‌جور بود! پنداشته‌ای  من که هیچ ولی هیچکس دیگری از کندذهنان واژه‌پران هم تاکنون آن را ...

١ سال پیش
١٠ رأی
٣٧ پاسخ
٢,١٩٣ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٦,٦٦٩
٢ سال پیش
٥ رأی

تَه سخن این  دوست بزرگوار اینست که ما برای هر درونمایه و دریافته‌ای، دارای واژه‌ی کهن و شایسته‌ای در پارسی بوده‌ایم که فراموش شده پس نیازی با واژه‌سازی(پَرانی) نیست و باید همان کهن‌واژگان زنده گر ...

١ سال پیش