ترجمه‌های محیا قره خانی نژاد (٢٥)

بازدید
٤٥٤
تاریخ
٣ سال پیش
متن
W spoil our dog with food, so it's not a surprise that he's become greedy.
دیدگاه
٠

ما سگمونو به واسطه زیادغذادادن لوسش کردیم، بنابرین جای تعجبی نداره که حریص شده

تاریخ
٣ سال پیش
متن
a stiff drink of whiskey
دیدگاه
٢

یک ویسکیه تند ( الکل زیاد )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Shylock has an itch for money.
دیدگاه
١

شای لوک علاقه زیادی به پول دارد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
دیدگاه
٧

این جمله اصلا از لغت potential استفاده نکرده

تاریخ
٣ سال پیش
متن
All the veterans of that war have now expired.
دیدگاه
٠

اکنون تمام سربازان ان جنگ مرده اند /زندگیشان به پایان رسیده است/فوت کرده اند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
It's a marvel that he escaped unhurt.
دیدگاه
٠

این یه معجزست که بدون صدمه دیدن فرار کرده

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He's a good kid; why are you always lecturing him?
دیدگاه
-١

اون بچه خوبیه چرا همیشه سرزنشش میکنی ؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The lamp post leaned toward the street.
دیدگاه
٢

تیر چراغ برق به طرف خیابون خم شده بود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The theory eventually proved true.
دیدگاه
٠

نظریه سرانجام درست از آب درامد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The baby cried throughout the night.
دیدگاه
٠

کودک در تمام طول شب گریه میکرد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Games of fortune don't really interest me; I like games that require knowledge or strategy.
دیدگاه
٠

بازی های شانسی واقعا برایم جالب نیستن ، من بازی هایی را دوست دارم که به دانش و استراتژی نیاز دادند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Elephants wear the tusk down faster than they can grow it.
دیدگاه
١

فیل ها ، عاجشان را بیشتر از ان اندازه ای که میتواند رشد کند ، میسایند ( فرسایش میدهند )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I was on the verge of accepting.
دیدگاه
١

کم مونده بود که قبول کنم

تاریخ
٣ سال پیش
متن
How tranquil! How quiet! What silvery moonlight! Where are you, my dearWhen can we sit together by the window enjoying this quiet, tranquil evening.
دیدگاه
-١

چقدر آرام !چقدر ساکت! چه مهتاب نقره گونی !تو کجایی عزیزم ، وقتی که میتوانیم با همدیگه کنار پنجره بنشینیم و از این سکوت و عصر آروم و دنج لذت ببریم ؟!

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Normally, a woman will lie in a few hours before the birth of her child.
دیدگاه
١

به طور معمول ، یک زن چند ساعت قبل از تولد ( زایمان ) بچه اش ، در بستر زایمان خواهد ماند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
My uncle became severe when I was late.
دیدگاه
١

عمویم/داییم وقتی دیر رسیدم ، خشمگین شد .

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I'm fed up with being put upon by my boss all the time.
دیدگاه
١

من از اینکه مدام توسط رئیسم تحت فشار قرار بگیرم خسته و کلافه شده ام .

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The sky threatened rain.
دیدگاه
١

آسمان محتمل بارش باران شد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The hospital is so overcrowded that some patients are being treated on trolleys in the corridors.
دیدگاه
٠

بیمارستان به حدی شلوغ است که برخی بیماران بر روی تخت چرخدار در حال مداوا هستند ( همون تختا که چرخ دارن و برای انتقال بیمار ازش استفاده میکنن، معنی دی ...

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The horse had to be retired from racing after the injury.
دیدگاه
٠

اسب بعد از مصدومیت مجبور شد از مسابقه کنار گذاشته شود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The adults had all retired, but the children were still up talking.
دیدگاه
-٢

بزرگتر ها همگی کناره گیری کرده بودند اما بچه ها همچنان به صحبت ادامه میدادند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The roommates' personalities did not blend well.
دیدگاه
٠

شخصیت هم اتاقی ها با هم دیگه جور در نمیومد ( ابشون تو یک جوب نمیرفت )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Mother made me scour the family silver.
دیدگاه
٠

مادر منو وادار کرد که سرویس غذاخوری نقره ( شامل چاقو قاشق و چنگال و قاشق چایخوری و . . . ]را تمیز کنم

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Hydrogen is integral to the water molecule.
دیدگاه
٢

هیدروژن عنصر جدایی ناپذیر مولکول اب است

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I am only offering; you don't have to accept.
دیدگاه
٣

من فقط دارم پیشنهاد میدم ، مجبور نیستی بپذیری!

١