تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

دارابودن. توانگر. ثروتمند

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سربسته وغیر مستقیم به چیزی اشاره کردن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سربسته وغیر مستقیم به چیزی اشاره کزدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غافلگیر کردن کسی که باعث شگفت زده شدن بشود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غافلگیر کردن کسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تهییج. انگیزه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به وجد آوردن. شور وحال. انگیزه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیرامون. کنار. نزدیکی. همسو. پهلو

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انکار بدیهیات وتوجیح کردن ودروغ بافی برای پوشاندن هر واقعیتی. باطل کردن حق کسی را می گویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انکار بدیهیات وتوجیح کردن ودروغ بافی برای پوشاندن هر واقعیتی. باطل کردن حق کسی را می گویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انکار بدیهیات وتوجیح کردن ودروغ بافی برای پوشاندن هر واقعیتی. باطل کردن حق کسی را می گویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انکار بدیهیات وتوجیح کردن ودروغ بافی برای پوشاندن هر واقعیتی. باطل کردن حق کسی را می گویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راه های دسترسی بدون ترافیک

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امام رضا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رشوه بگیر. دزدی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وکیل کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مکتوبات. نوشته شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تکیه گاه. پشتوانه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه شده. خلاصه کننده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

علیل وناتوان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناتوان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بزرگان. سردمداران

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسئولان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شادی آور. نشاط انگیز

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسرت. شادمانی. پرنشاط

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حقوق جمع لایحه. لوح تقدیر لوح

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لوکس وبا عظمت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ثابت کنندهگان. دلیل آورنده گان برای ثابت ساختن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اثبات کردن . ثابت کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی اصلی این کلمه میشه. قطعی. حتمی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تائید شده. حتمی شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جمع عقیده. باور واعتقاد قلبی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آمارگرفته شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه نامه. لغت نامه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راه و روش. شیوه. نحوه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موقت. در حال عبور وطی کردن هر مسیر مشخص شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بجا آوردن. پسوند . مثلا شکرگزار. نمازگزار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکر گزار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عبور کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حقوق به معنی شکایت می باشد. جمع شکوائیه. گله مند. شاکی بودن از شخصی که مکتوب میشود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موارد مطرح شده. موضوعات بیان شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مطرح شده. طرح شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جنگ وجدل در مباحث مطروحه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیروی بامردم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وعدگاه. جایی که درآن مکان عهد وپیمان بسته شده است

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عهدو پیمان بستن با شخصی را گویند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جمع ناموس

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عمل نکردن به قوانین وضع شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خلاف عهد وپیمان عمل کرده. انجام دادن عکس عهد وپیمان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نقض کردن. بی توجه بودن به قوانین. بی توجه بودن به عهد وپیمان بسته شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی اصلی میشه سرپرست. کارفرما. اختیاردار .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بریدن سر هر حیوانی را ذبحه می گویند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مکتوب نوشته شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثل. همانند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور ساده یعنی اینکه . باعث وبانی هرکاری را می گویند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هرچیزی که درمتن به آن اشاره شده باشد. ذکر شده مزبور. نامبرده از هرچیزی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انتهایی. پایانی. آخرین

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرجام. پایان رسیده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشترک

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خدمتگزار. خادم. خدمت کننده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلگرمی. امید دهنده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اطاعت کردن .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرمانده. رئیس. رهبری. هدایت گر. فرمانروا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ضعیفان. تهی دستان. فقیران

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بهره مند شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سلیقه ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زور گویی. جهان خواری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بزرگ جلوه دادن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه سخن گفتن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طول دادن وزیاده روی در سخن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مردود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بلند پایه. برافراشته

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حل وفصل کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحلیل وبررسی کردن هر چیزی را گویند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آمارگیری. آمارگرفتن از هرچیزی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به تفاهم رسیدن. سازش کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صلح وسازش. تفاهم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرتلاش. اهتمام ورزی. جهد وکوشش. همت ورزی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیاده خواهی. فزونی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرتلاش. ساعی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غم انگیرچز. جگر سوز

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غم انگیز. اندوه بار. به اصطلاح جگر سوز

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرده پوشی. پنهان کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشترک کردن هرچیزی را هم پوشانی می گویند. یکی کردن. پوشش دادن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موفقیت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیروزی. پیروز شدن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن ویا اجرا کردن هر کاری. اعمال کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عظمت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خشن. درشت. سخت.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پدید آورنده گان. خلق کننده گان

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ نویسان

پیشنهاد
٠

نخبه