پیشنهادهای amir sadeghzadeh (٩٥)
نقض کردن. بی توجه بودن به قوانین. بی توجه بودن به عهد وپیمان بسته شده
معنی اصلی میشه سرپرست. کارفرما. اختیاردار .
بریدن سر هر حیوانی را ذبحه می گویند
مکتوب نوشته شده
مثل. همانند
به طور ساده یعنی اینکه . باعث وبانی هرکاری را می گویند
هرچیزی که درمتن به آن اشاره شده باشد. ذکر شده مزبور. نامبرده از هرچیزی
انتهایی. پایانی. آخرین
فرجام. پایان رسیده
مشترک
خدمتگزار. خادم. خدمت کننده
دلگرمی. امید دهنده
خلاصه کردن
اطاعت کردن .
فرمانده. رئیس. رهبری. هدایت گر. فرمانروا
ضعیفان. تهی دستان. فقیران
بهره مند شدن
سلیقه ها
زور گویی. جهان خواری.
بزرگ جلوه دادن.
کوتاه سخن گفتن.
طول دادن وزیاده روی در سخن
مردود.
بلند پایه. برافراشته
حل وفصل کردن.
تحلیل وبررسی کردن هر چیزی را گویند
آمارگیری. آمارگرفتن از هرچیزی.
به تفاهم رسیدن. سازش کردن
صلح وسازش. تفاهم
پرتلاش. اهتمام ورزی. جهد وکوشش. همت ورزی
زیاده خواهی. فزونی
پرتلاش. ساعی
غم انگیرچز. جگر سوز
غم انگیز. اندوه بار. به اصطلاح جگر سوز
پرده پوشی. پنهان کردن.
مشترک کردن هرچیزی را هم پوشانی می گویند. یکی کردن. پوشش دادن
موفقیت
پیروزی. پیروز شدن
انجام دادن ویا اجرا کردن هر کاری. اعمال کردن
عظمت
خشن. درشت. سخت.
پدید آورنده گان. خلق کننده گان
تاریخ نویسان
نخبه