تنقیذ

لغت نامه دهخدا

تنقیذ. [ ت َ ] ( ع مص ) رهانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

پیشنهاد کاربران

نقض کردن. بی توجه بودن به قوانین. بی توجه بودن به عهد وپیمان بسته شده