پیشنهادهای ایرج تقی پور (١,٢٧١)
سیل گاه، مسیل، گودال، گود، مغاک، آبگیر، تالاب، غدیر. جدولانه
شغل و عمل آبکار و آبکش سقایی . ۲ - شرابخواری باده نوشی . ۳ - شراب فروشی باده پیمایی . ۴ - حکاکی نگین سازی . ۵ - آبیاری کشت و زرع . ۶ - آبدادن فلزات .
دوشیزگان، شتابیدن، نابسودگان
دست برنجن. دست بند.
۱ - کشیدن آب از چاه و مانند آن سقایی آبکشی . ۲ - شستن تن در حمام تطهیر . ۳ - تطهیر جامه پس از شستن با صابون . آب کشیدن ( مصدر ) ۱ - بر آوردن آب از چا ...
کسی که از چاه آب می کشد. ۲ - سقا. ۳ - ( اِ. ) ظرفی سوراخ سوراخ از جنس مس یا روی که با آن آب برنج نیم پخته را کشیده آمادة دم کردن می کنند. ۴ - لوله - ...
شرکت ترابری هلندی است، که در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد.
جایی است در دشت اردن
. ابلیس مظهر همه بدی ها، و دشمن سوگندخورده انسان است ، عزازیل
در نظم و نثر فارسی و ادبیات عرفانی این زبان ابلیس غالباً با شیطان و دیو و اهریمن به یک معنی است و در فرهنگ ها او را �مهتر دیوان � گفته اند.
نام مردی از یهود اهل اسکندریه که کیش عیسوی گرفت و در سال 54 م. به افسس آمده اظهار ایمان کرد. از مراتع واقع در تاویر علی آباد کتول. ایول مازندران
قریه سبط نفتالی است در شمال دریای میروم
ابلاغات . ۲ - رساندن اوراق قضائی بوسیل. مائ مور مخصوص به اشخاصی که در آن اوراق قید شده است . یا ابلاغ حکم .
آنکه فرورفتگی ها از اثر آبله بر بشره دارد. آبله دار. مجدر. جدولانه
از مردم اسکندریه
آبله دار .
نشان آبله و مانند آن بر بشره پیدا آمدن. مجدر شدن.
دانه سفید یا سرخی که بر ظاهر چشم پدید آید و در تداول عامه آن را تورک گویند.
دهکده ای از دهستان قره طغان بهشهر. شه مازندران دا
شرارة آتش .
شهر مکه در سال هشتم هجرت به تصرف مسلمانان درآمد و پایگاه شرک در چنین سالی سقوط کرد.
کوی آبلش نام منطقه ای مسکونی، کشاورزی و دامداری در کوهپایه های رشته کوه زاگرس در شهر تشان در شهرستان بهبهان در استان خوزستان در ایران است.
اُبلاست ارمنستان ( به انگلیسی Armenian Oblast ) ، منظور یکی از واحدهای فدرال روسیه است
کسی که چشمش سیاه و سفید باشد.
آبله فرنگی اتشک. جدولانه
ستون سنگی باریک و مرتفعی که در معماری مصر باستان و روم بسیار متداول بود.
آبله برآوردن. مبتلا به آبله شدن
دو گله شتر.
آبله ای است که بیشتر روی پستانهای گاو میزند که از ترشح دانه های آن مایه آبله برای انسان تهیه می کنند.
سوره برائت در سال دهم هجرت، توسط امام علی علیه السلام به مشرکان مکه ابلاغ شد و در آن چهار ماه به مشرکان فرصت داده شد که تکلیف خودشان را در مورد حکومت ...
آنکه بر تن جدری دارد. || آنکه بر اندام تاول دارد.
آبِل، آرمان ( ۱۹۰۳ـ۱۹۷۳م ) ، استاد تاریخ و معارف اسلامی، عرب شناس، لُغَوی بلژیکی و صاحب تحقیقات و آثار بسیار در مسائل دینی، تاریخی، باستان شناسی و جا ...
رمانی نوشته ایوان گنچاروف نویسنده روس به سال ۱۸۵۹ است.
۱ - عذر خود را بیان کردن . ۲ - سوگند خوردن . ۳ - ادا کردن . ۴ - پذیرفتن .
نام چاهی است. نام چاهگاهیست.
فیلسوفی از مردم تیان . تابع فلسفه فیثاغورس. در قرن اول میلادی میزیسته است.
مردم منافق و دورنگ و فضول.
) بِه ْ کردن از بیماری. || از بیماری بِه ْ شدن. || نجات یافتن. رستگار شدن. || سیر کردن در زمین.
مأیوس کردن. ناامیدکردن. || ناامید شدن. نومید شدن. مأیوس گشتن.
اسم، اسم با ا، اسم پسر، اسم فارسی، اسم پهلوی، اسم اوستایی
ساده لوح ، پخمه . چلمن
آنکه تلقیح مایه آبله کند.
خاک و لای مصر آنگاه که نیل فرونشیند. طین مصر .
مجدر : سلطان ملکشاه. . . آبله رو بود، چهره بزردی مایل.
بلیغتر. رساتر
وهساریست از بنی سلیم میان مکه و مدینه
ورقه ای که از طرف مقامات ذی صلاحیت صادر شود و مطلبی را ابلاغ کنند.
گیاهی از تیرة اسفناجیان که در بیابان های خشک روید و شاخه های بسیار دارد و دارای دانه های دو شاخ است که باد آن را به آسانی از جا می کند.
احمقانه، حماقت آمیز، سفیهانه، کودن وار، نابخردانه