پیشنهادهای ایرج تقی پور (١,٢٧١)
آبسهٔ دندان چرک هایی است که در ریشهٔ دندان جمع شده و باعث عفونی شدن آن می شود و ممکن است در صورت درمان نشدن به موقع به تدریج به فضاهای عمقی مانند فضا ...
خودکامگی، خودسری، خودرایی، تک سالاری، ساستار
لقاح، اشباع، ابستن سازی. حامله کردن
ابسیطون. [ اَ ] ( معرب ، اِ ) افسنطین.
خوشخوی شدن. تازه روی گشتن. آب پاک وزلال و شفاف و زندگی بخش .
گسترده تر. گشاده تر. || ساده تر. بی آمیغتر.
تجمع چرک ناشی از یک عفونت باکتریال در مغز یا خارجی ترین لایه از سه لایه غشایی است، که مغز و نخاع را می پوشانند.
در پزشکی به نکروز و مرگ بافت پارانشیم ریه و ایجاد شدن سوراخ در آن و پر شدن آن از چرک و عفونت میکروبی گفته می شود.
به تعارض بین تمایل نوع انسان برای جستجوی ارزش درونی و معنا در زندگی و ناتوانی انسان در یافتن آن گفته می شود.
آبستن کردن.
خلوت خانه و طهارتخانه
یک مجموعه موضعی از چرک ( یعنی آبسه ) در بافت پریودنتیم است.
نوعی نوشیدنی تقطیری با درصد بالای الکل است که از تقطیر گیاه انیسون، افسنتین یا رازیانه به دست می آید.
۱ - حامله شدن باردارگشتن آبستن شدن . ۲ - شکوف. خرد بر آوردن درخت آبستن شدن .
لقاح کننده باردار سازنده : بادهای آبستن کننده ریاح لواقح
حاضر نشدن عده ای از نمایندگان مجلس قانون گذاری به منظور از اکثریت انداختن جلسه و جلوگیری از تصویب لایحه ای که در مجلس مطرح شده. نگ شدن حفره ها و مجار ...
سنگ آتشفشانیشیشه ای، به رنگ سیاه یا تیره. از نظر شیمیایی شبیه گرانیت ( خارا ) است،
آبسَرد. لرزانک گونه که از آب گوشت یا آب کله پاچه کنند .
۱ - حامله باردار ( انسان و حیوان و گیاه ) . یا مثل آبستنان رفتن . سخت بکاهلی و آهستگی راه رفتن
آبستن گشتن. آبستن گردیدن. آبستن آمدن. تمخض.
سرزنش کردن. خوار کردن. شکستن کسی را. خوار شمردن. خرد و حقیر پنداشتن.
پشته سنگی یا ماسه ای در آب های کم عمق دریا که معمولا از بقایای مرجان ها ساخته می شود و به آن آبسنگ مرجانی می گویند.
لرزانک گونه ای که از آب گوشت یا آب کله پاچه سازند آبسر . نام محلی بر کنار راه خرم آباد ببروجرد. آب تگری
۱ - ویژگی شیوه ای که در آن سعی می شود اشیا به صورت غیرواقعی اما به نوعی بیان کنندة عواطف هنرمند باشد. ۲ - ویژگی هر اثر هنری که متکی به حالات ذاتی و د ...
نام دریای خزر و جزیره ای در آن .
حامله کردن ، باردار کردن .
بخش درونی پوست مُرکبات . ( بِ ) ۱ - ( ص . ) آبستن . ۲ - ( اِ. ) زهدان ، رحم .
بهاران ، فصل کار.
حباب ، و جمع آن آبسواران است : جدولی
آبستن . ۲ - ( اِ. ) زهدان ، رحم . ( بَ تِ ) ( اِ. ) زمین آماده برای کاشت .
اوستا، اساس بنیاد اصل، کتاب مقدس زرتشتیان
بهار، آبسالان . یارسلامان
ورم عفونی در لثه یا هر نقطه ای از بدن ، دمل .
بارداری، حاملگی
آبسته، باردار، پابماه، حامله، دچار، دستخوش، پنهان، مخفی، نهان
کلوئیدی که از ترکیب فاز پراکنده ( کلوئید ) با فاز پیوسته ( آب ) تشکیل می شود و محصولی ژل مانند و گران رو تولید می کند
محلول هیپوکلریت سدیم در آب که برای رنگ بری و گندزدایی به کار می رود. جدولی
چشم دوربین که تصویر شئ مقابل را گرفته کوچک و بزرگ نماید و بداخل اطاق دوربین . روی صفح. حساس منعکس کند .
از توابع شهرستان اندیکا در استان خوزستان ایران است.
سرشک آتش. || نام گیاهی که آن را بومادران گویند. و رجوع به آبید و آبیز شود.
کتابی از اسلاوی ژیژک،
عدسی دوربین. حقیقی، واقعی. محسوس. دارای وجود خارجی، قابل مشاهده و اثبات.
یک ابزار رایگان حذف ویروس است که توسط شرکت مایکروسافت برای سیستم عامل ویندوز ایجاد شده است.
وسایل آرایش
پیمانه، ترازو،
بررسی، پی روی، خُرده بینی
این ابزار سه گانه عبارتند از:۱. حس که مهمترین آن، حس شنوایی و بینایی است؛۲. عقل و خرد که در قلمرو محدودی بر اساس اصول و مبادی ویژه ای به طور قطع و یق ...
مجموعه ای از ابزارها و تجهیزات مختلف مورد استفاده توسط محققین و دانشمندان در یک آزمایشگاه است. این تجهیزات عبارتند از ابزارهایی از قبیل چراغ بنزن، می ...
این قوا عبارت اند از: حس، خیال، وهم، عقل و قلب. هر چند ابزارهای شناخت متعدّدند، شناسنده واقعی همان نفس انسان است که در همه مراتب شناخت حضور دارد.
آبزو یا آپسو نام اقیانوس جهان زیرین حاوی آب شیرین پاک در اسطوره های میان رودان است