ابسالان

/~AbsAlAn/

فرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

( آبسالان ) آبسالان. ( اِ مرکب ) ج ِ آبسال :
همان شیپور با صد راه نالان
بسان بلبل اندر آبسالان.
( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

( آبسالان ) ( اسم ) بهاران فصل بهار هنگام بهار نوبهاران .
جمع آبسال

فرهنگ معین

( آبسالان ) (اِمر. ) بهاران ، فصل کار.

فرهنگ عمید

( آبسالان ) ۱. بهار.
۲. سال پرآب و پرباران.
۳. باغ، بوستان: همان شیپور بر صد راه نالان / به سان بلبل اندر آبسالان (فخرالدین اسعد: ۶۳ ).

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

ابسالانابسالانابسالانابسالان
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_فارسی_باستان
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

ابسالانابسالانابسالانابسالان
ابسالان بمعنای بهار در بعضی فرهنگ ها امده است
فامیل معلم کلاس آمادگی من!
آبسالان ( آب سالان ) آب یک کلمه ی تورکی است. به معنای آبادانیق. وآبادانی مثل میناب ( مین آب=هزارتا آبادی ) بناب ( بین آب=هزارتاآبادی ) کلماتی که آب دارنند. تورکی هستند. مثل پنجاب. سیناب. آباد. آبادان.
...
[مشاهده متن کامل]
آبریز. سنداب سالان از فعل سالماق. مثل ارسالان ( ارسلان=کسی که پشت تمام قهرمانان را به خاک می اندازد ) سالار ( قهرمانی که پشت تمام قهرمانان را به خاک می اندازد ) . . . . آبسالان. و هر کلمه ایی لان داشته باشد. تورکی است. مثل زنگی لان. . گی لان. میلان. سهلان. ایسفهلان. جیلان. هیلان. بیلان. لیلان. ایلان. اسلان ( اصلان =شیربیشه ) . قافلان. سیرتلان. یالان. پالان. بالان ( تله. گرگ بالاندیده ) . چالان. قالان. سیلان. تایلان. کازان ب لان کا. . سری لان کا. . . .

ابسالان. دردانه
جاری کرن اب
اسم فارسی و ترکی