پیشنهادهای ایرج تقی پور (١,٢٧١)
تلقیح، مایه کوبی، واکسیناسیون
شُتر.
قند سفید، نبات. شکر سفید
مرضی است شایع میان انسان و طیور.
احمقی، بلاهت، حماقت، سفاهت، کم عقلی، نادانی
تاول، تبخال، تبخاله | احمق، بی شعور، بی عرضه، بی عقل، پخمه، خل، رعنا، ساده، سفیه، کالیوه، کانا، کم عقل، کم هوش، کودن، گاوریش، گول، نادان، هزاک
آب خوید
شربت قند. || قسمی خربزه بکاشان بسیار شیرین و نازک.
ه آّبی که کمتر از مقدار کر باشد آب قلیل گفته می شود.
یک روستا در سوریه است که در استان ادلب واقع شده است.
بقراط. دانشمندیونانی
برجاگذاشتن چیزی، زنده داشتن، پایدارنگاهداشتن
شهری در شمال شرقی عربستان سعودی، نزدیک ساحل خلیج فارس
گاه داشتن، حفظ کردن، نگه داشتن، ابقا کردن، از دست ندادن
زنده بدارد او را خدا جاوید بدارد او را خدا .
ابقی به معنای باقی ترین و پایدارترین از صفات خداوند است.
باگیاه شدن زمین. باگیاه و تر شدن زمین. گیاه برآوردن و سبز شدن زمین.
باگیاه شدن زمین. باگیاه و تر شدن زمین. گیاه برآوردن و سبز شدن زمین. || سبز شدن شورگیاه.
۱ - باقی داشتن بجای ماندن چیزی را باقی ماندن زنده داشتن باقی گذاشتن . ۲ - رعایت مرحمت کردن بخشودن مهربانی کردن بر کسی شفقت کردن . ۳ - اصلاح کردن میان ...
فرزند بسیار آوردن. || بدر رفتن خس و خاشاک از زمین. || بسیار گفتن.
باقی تر. پاینده تر.
شوره .
پیسه. ابرص. سیاه و سپید. کلاغ پیسه. کلاغ سیاه و سپید. زاغ پیسه. ( زمخشری ) . زاغ دورنگ. || اسب پیسه را نیز گویند.
آنکه بدنش دارای لکه های سیاه وسفیدباشد، پیسه، سیاه وسفید، کلاغ سیاه وسفید، جانورسیاه وسفید پیسه کلاغ سیاه و سپید
آبک، سیماب
۱ - باقی گذاشتن ، به جای ماندن چیزی را، زنده داشتن . ۲ - رعایت ، مرحمت کردن . ۳ - اصلاح کردن میان قومی .
میان جی گری، نگه داشت، واگذاشت
یا آب تریتیوم دارTritiated Water نوعی آب رادیواکتیو است که در آن اتم های پروتیوم Protium معمول با اتم های تریتیوم جایگزین شده اند.
آب جوشیده ای است که به محض جوشیدن از روی آتش برداشته و ولرم شده باشد
روکش فلزی،
مانند فولاد محکم کردن
گنداب
آب فشان کاسل ( انگلیسی: Castle Geyser ) یک آب فشان در پارک ملی یلواستون، ایالات متحده آمریکا است.
آب فشان فلای ( انگلیسی: Fly Geyser ) آب فشانی است در نزدیکی مزرعه فلای، شهرستان واشو در ایالت نوادای آمریکا، که بر اثر فعالیت های انسانی به وجود آمده ...
آب نهر معروف در عراق را آب فرات گویند که احکام آن در بابهای طهارت، نکاح و احیاء موات به مناسبت آمده است.
به آبی که در اثر فشار خود آب یا به کمک دستگاه دیگری و در فضای آزاد به سمت بالا رود آب فوّاره گفته می شود و احکام آن در باب طهارت آمده است.
آب ژرف[ ۱] یا آب دیرینه به پهنه ای قدیمی از آب گفته می شود که برای هزاران سال در فضایی دست نخورده که معمولاً یک سفره آب زیرزمینی است جای گرفته باشد.
پاشیدن آب بر روی پوشش گیاهی:
به فرود یک فضاپیما یا قطعه ای از آن توسط چتر بر روی آب دریا آب فُرود[ ۱] ( به انگلیسی: Splashdown ) گفته می شود.
یک حلال کارا و مؤثر برای استخراج هر دو نوع مواد قطبی و غیرقطبی به شمار می رود.
ابکاری فلزی کردن، با برق اب طلا یا نقره دادن به
نام چشمه آب معدنی به لاریجان.
به آبی گفته می شود که تا حد غیرمتداولی برابر مشخصات فنی خاصی خالص سازی گردیده است. [ ۱] از این آب معمولاً در صنایع ساخت نیم رساناها استفاده می شود.
۱ - آب منجمد . ۲ - شیشه ۳ - بلور. ۴ - شمشیر . ۵ - خنجر .
ابکاری کردن
چشمۀ آب گرم که از آن بخار و آب گرم فوران کند.
ابنما. فواره. جدولی