پیشنهادهای حامد جباری (٣,٩٤١)
known as =to be called a certain name, e. g. Do you know the full names of the music stars known as Prince, Sting, Madonna and Beyonc�.
function as =to be used for a particular purpose, e. g. The couch also functions as a bed. My apartment functions as an office and a storeroom, as we ...
describe as =to say that sth is a certain kind of thing, e. g. I'd describe Uncle Ted as a fairly typical middle - aged man. Would you describe your ...
as well as =and also, e. g. She has an apartment in Florida as well as a house in Maine.
as usual =in the way that happens most often, e. g. Julie was late, as usual.
as well - =in addition, I’d like a cup of coffee, and a glass of water as well. , =with equal reason, e. g. I may as well have a look. , =sensible, e ...
as though =in a way that makes you think sth, e. g. The house looks as though no one lives there.
as opposed to =instead of, e. g. The box is made of plastic, as opposed to wood
as long as ( so long as ) =only if, e. g. You can borrow the book as long as you promise not to lose it. You can have a dog as long as you promise to ...
as if ( as though ) =in a way that suggests sth, e. g. He behaved as if nothing had happened. It sounds as though you had a good time. It's my birthd ...
as follows =as you will now hear or read, e. g. The dates of the meetings will be as follows; March 21, April 3, April 19.
as far as it goes =used to say that sth has good qualities but could be better, e. g. It's a good essay as far as it goes.
as far as I know =used when you think sth is true, but you are not sure, e. g. As far as I know, she’s coming, but I may be wrong.
as far as … ( so far as … ) 2 =to the distance or place of, e. g. I read as far as the second chapter.
as far as … ( so far as … ) 1 =to the degree or extent that, e. g. We walked as far as the town and then came back.
act as =to perform, e. g. I can't make it to the meeting Bob, so would you mind acting as chairman today.
همبستگی نیمه تفکیکی: برای بررسی رابطه همبستگی در پژوهشی که سه متغیر داریم، بدین صورت که رابطه متغیر اول و دوم را بررسی می کنیم و متغیر سوم را فقط با ...
همبستگی تفکیکی ( جزئی، سهمی ) : وقتی در پژوهشی سه متغیر داریم و می خواهیم رابطه متغیر اول و دوم را بررسی کنیم و متغیر سوم را کنترل کنیم.
مهم نیست ( مشکلی نداره، اشکالی نداره، موردی نیست، اهمیتی نداره )
کامروا سازی ( برآورده سازی خواسته - ارضا کننده میل ) wish - fulfilling imagination تصوری که ارضا کننده میل است
همبودی ( هم ابتلایی - همایندی ) : تجربه دو یا چند اختلال یا بیماری بصورت همزمان
سازه: به مفاهیم انتزاعی که خود از مفاهیم دیگری ساخته شده باشند سازه می گویند. متغیر: به سازه های "تغییر پذیر" و "قابل سنجش" متغیر می گویند. مثلا هو ...
سازه: مفاهیم پیچیده و انتزاعی که خود از مفاهیم دیگری ساخته شده اند را سازه می گویند. در واقع سازه ها، یک مفاهیم ساختگی هستند یعنی توسط افراد متخصص د ...
مفهوم ( تعریف ارسطو ) : انتزاعی از رویدادهای قابل مشاهده است که معرف جنبه های مشترک میان آنهاست. مثلا یک میز را در نظر بگیرید، شما هر چیزی را نمی تو ...
فردی که هواپیما یا سایر وسایل نقلیه را بدزدد ( هواپیما ربا، ماشین دزد، موتور دزد، دوچرخه دزد و . . . )
1. وادارکننده 2. قابل توجه ( غیرقابل چشم پوشی )
کشتریته ( خشتریته ) نام دیگر فره ورتیش ( فرا اورتس ) است. فره ورتیش فرزند دیاکو نبود بلکه به خاندان او تعلق داشت. با ظهور فره ورتیش طوایف ماد موفق به ...
هرودوت مورخ یونانی در کتاب خود از دیاکو ( یکی از سرکرده های طوایف ماد ) به نام دیوکس یاد می کند که البته هرودوت درباره زمان حیات دیوکس ( دیاکو ) به ع ...
آشور نصیر بال ( آشور نصیر پال ) پادشاه آشور در حدود سال های 860 تا 885 قبل از میلاد مسیح بود. در صفحه 48 کتاب روزگاران نوشته دکتر زرین کوب" آشور نصی ...
آشور نصیر بال ( آشور نصیر پال ) پادشاه آشور در حدود سال های 860 تا 885 قبل از میلاد مسیح بود. در صفحه 48 کتاب روزگاران نوشته دکتر زرین کوب" آشور نصی ...
به معنای "کمی" یا "اندکی" هم قابل استفاده است: کسر = کم کسری = کمی کسری بودجه = کمی بودجه
پیشین، پیشینیان
زیبایی ( ظرافت ) - وقار
یکی از پادشاهان ماد و پدر هووخشتره
کلمۀ ایران ویج از دو بخش ایران و ویج تشکیل می شود که بخش ایران ( اَئیریَنَه در اوستایی ) آن به معنای آریاییان و بخش ویج ( وَئِجَ در اوستایی ) آن به م ...
تورانی ( تورانیان ) = افراد وحشی و تجاوزگر اشاره به افراد بیابانگرد مثل سکاهای اطراف جیحون و بعدها طوایف هون و هپتال و ترک نواحی آسیای مرکزی و روسیه ...
تورانی ( تورانیان ) = افراد وحشی و تجاوزگر اشاره به افراد بیابانگرد مثل سکاهای اطراف جیحون و بعدها طوایف هون و هپتال و ترک نواحی آسیای مرکزی و روسیه ...
اغلب زیاد ( ولی نه خیلی زیاد ) ( بیشتر وقت ها ) My brother is quite often ill برادرم بیشتر وقت ها مریضه
فکر کردن ( با دقت و عمیق )
مدهوش کننده ( از هوش برنده )
تا اواخر ( تا بخش زیادی از چیزی ) He continued to use the medicine well into middle age او به استفاده از دارو تا اواخر میانسالی ادامه داد.
بیچارگی ( که آمیخته با ضعف و ناتوانی است )
بیچاره ( زمین گیر - از کار افتاده )
1. موی بالای دهان 2. راه - روش - طریق - شیوه
تشخیص محور
zip around =to move quickly from place to place, e. g. Sally was in a hurry, so she zipped around the supermarket, tossing all the things she needed ...
wait around =to wait a long time for sth, e. g. Why do we always have to wait around when we have an appointment with a doctor or a dentist.
turn around 1 =to change position or direction so as to face the other way, e. g. Turn around and let me look at your back.
turn around 2 =to change sth unsuccessful into successful, e. g. If she wants to turn her life around she needs to stop taking drugs and drinking alc ...
show around =to go with sb and show them everything in a building, e. g. David showed me around the school.