پیشنهاد‌های حامد جباری (٣,٩٤١)

بازدید
١٢,٩٢٩
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

known as =to be called a certain name, e. g. Do you know the full names of the music stars known as Prince, Sting, Madonna and Beyonc�.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

function as =to be used for a particular purpose, e. g. The couch also functions as a bed. My apartment functions as an office and a storeroom, as we ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

describe as =to say that sth is a certain kind of thing, e. g. I'd describe Uncle Ted as a fairly typical middle - aged man. Would you describe your ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

as well as =and also, e. g. She has an apartment in Florida as well as a house in Maine.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

as usual =in the way that happens most often, e. g. Julie was late, as usual.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

as well - =in addition, I’d like a cup of coffee, and a glass of water as well. , =with equal reason, e. g. I may as well have a look. , =sensible, e ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

as though =in a way that makes you think sth, e. g. The house looks as though no one lives there.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

as opposed to =instead of, e. g. The box is made of plastic, as opposed to wood

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

as long as ( so long as ) =only if, e. g. You can borrow the book as long as you promise not to lose it. You can have a dog as long as you promise to ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

as if ( as though ) =in a way that suggests sth, e. g. He behaved as if nothing had happened. It sounds as though you had a good time. It's my birthd ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

as follows =as you will now hear or read, e. g. The dates of the meetings will be as follows; March 21, April 3, April 19.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

as far as it goes =used to say that sth has good qualities but could be better, e. g. It's a good essay as far as it goes.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

as far as I know =used when you think sth is true, but you are not sure, e. g. As far as I know, she’s coming, but I may be wrong.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

as far as … ( so far as … ) 2 =to the distance or place of, e. g. I read as far as the second chapter.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

as far as … ( so far as … ) 1 =to the degree or extent that, e. g. We walked as far as the town and then came back.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

act as =to perform, e. g. I can't make it to the meeting Bob, so would you mind acting as chairman today.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

همبستگی نیمه تفکیکی: برای بررسی رابطه همبستگی در پژوهشی که سه متغیر داریم، بدین صورت که رابطه متغیر اول و دوم را بررسی می کنیم و متغیر سوم را فقط با ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

همبستگی تفکیکی ( جزئی، سهمی ) : وقتی در پژوهشی سه متغیر داریم و می خواهیم رابطه متغیر اول و دوم را بررسی کنیم و متغیر سوم را کنترل کنیم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

مهم نیست ( مشکلی نداره، اشکالی نداره، موردی نیست، اهمیتی نداره )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٧

کامروا سازی ( برآورده سازی خواسته - ارضا کننده میل ) wish - fulfilling imagination تصوری که ارضا کننده میل است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

همبودی ( هم ابتلایی - همایندی ) : تجربه دو یا چند اختلال یا بیماری بصورت همزمان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤

سازه: به مفاهیم انتزاعی که خود از مفاهیم دیگری ساخته شده باشند سازه می گویند. متغیر: به سازه های "تغییر پذیر" و "قابل سنجش" متغیر می گویند. مثلا هو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازه: مفاهیم پیچیده و انتزاعی که خود از مفاهیم دیگری ساخته شده اند را سازه می گویند. در واقع سازه ها، یک مفاهیم ساختگی هستند یعنی توسط افراد متخصص د ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مفهوم ( تعریف ارسطو ) : انتزاعی از رویدادهای قابل مشاهده است که معرف جنبه های مشترک میان آنهاست. مثلا یک میز را در نظر بگیرید، شما هر چیزی را نمی تو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

فردی که هواپیما یا سایر وسایل نقلیه را بدزدد ( هواپیما ربا، ماشین دزد، موتور دزد، دوچرخه دزد و . . . )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. وادارکننده 2. قابل توجه ( غیرقابل چشم پوشی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشتریته ( خشتریته ) نام دیگر فره ورتیش ( فرا اورتس ) است. فره ورتیش فرزند دیاکو نبود بلکه به خاندان او تعلق داشت. با ظهور فره ورتیش طوایف ماد موفق به ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هرودوت مورخ یونانی در کتاب خود از دیاکو ( یکی از سرکرده های طوایف ماد ) به نام دیوکس یاد می کند که البته هرودوت درباره زمان حیات دیوکس ( دیاکو ) به ع ...

پیشنهاد
٠

آشور نصیر بال ( آشور نصیر پال ) پادشاه آشور در حدود سال های 860 تا 885 قبل از میلاد مسیح بود. در صفحه 48 کتاب روزگاران نوشته دکتر زرین کوب" آشور نصی ...

پیشنهاد
٠

آشور نصیر بال ( آشور نصیر پال ) پادشاه آشور در حدود سال های 860 تا 885 قبل از میلاد مسیح بود. در صفحه 48 کتاب روزگاران نوشته دکتر زرین کوب" آشور نصی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنای "کمی" یا "اندکی" هم قابل استفاده است: کسر = کم کسری = کمی کسری بودجه = کمی بودجه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشین، پیشینیان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیبایی ( ظرافت ) - وقار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از پادشاهان ماد و پدر هووخشتره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمۀ ایران ویج از دو بخش ایران و ویج تشکیل می شود که بخش ایران ( اَئیریَنَه در اوستایی ) آن به معنای آریاییان و بخش ویج ( وَئِجَ در اوستایی ) آن به م ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورانی ( تورانیان ) = افراد وحشی و تجاوزگر اشاره به افراد بیابانگرد مثل سکاهای اطراف جیحون و بعدها طوایف هون و هپتال و ترک نواحی آسیای مرکزی و روسیه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورانی ( تورانیان ) = افراد وحشی و تجاوزگر اشاره به افراد بیابانگرد مثل سکاهای اطراف جیحون و بعدها طوایف هون و هپتال و ترک نواحی آسیای مرکزی و روسیه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اغلب زیاد ( ولی نه خیلی زیاد ) ( بیشتر وقت ها ) My brother is quite often ill برادرم بیشتر وقت ها مریضه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فکر کردن ( با دقت و عمیق )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

مدهوش کننده ( از هوش برنده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تا اواخر ( تا بخش زیادی از چیزی ) He continued to use the medicine well into middle age او به استفاده از دارو تا اواخر میانسالی ادامه داد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیچارگی ( که آمیخته با ضعف و ناتوانی است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیچاره ( زمین گیر - از کار افتاده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1. موی بالای دهان 2. راه - روش - طریق - شیوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تشخیص محور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

zip around =to move quickly from place to place, e. g. Sally was in a hurry, so she zipped around the supermarket, tossing all the things she needed ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

wait around =to wait a long time for sth, e. g. Why do we always have to wait around when we have an appointment with a doctor or a dentist.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

turn around 1 =to change position or direction so as to face the other way, e. g. Turn around and let me look at your back.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

turn around 2 =to change sth unsuccessful into successful, e. g. If she wants to turn her life around she needs to stop taking drugs and drinking alc ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

show around =to go with sb and show them everything in a building, e. g. David showed me around the school.