پیشنهادهای دوستدار زبان (٢٤٧)
همه جاحاضری
به شدت خیلی
gladiatorial contests گلادیاتوری
پیک نیک رو
بولیمیک پرخور گاوگرسنه
روشن از نور چراغ the lamplit room
اسکیت بورد سوار اسکیت بورد باز
اعمال کردن تحمیل کردن اظهار داشتن به نمایش گذاردن He has mastered the art of indirection; he flatters, yields to superiors, and asserts power over o ...
به صورتی استراتژیک The island of Melos is strategically situated in the heart of the Mediterranean.
تاجر آثار هنری
حرف قطع کن سخنرانی قطع کن
ناگویا ( حالت چهره )
احترام نگه دار مودب با ملاحظه
سرقت شیفته دزدی شیفته
همون فیزیولوژیک میشه معنیش کرد
ظلم کردن
دیو ساختن از
در/دریچه ی گربه رو
کارشناس کشاورزی
to manifest your dreams تحقق بخشیدن محقق کردن عملی کردن/شدن
تعداد زیادی یک اتوبوس ( آدم )
خودخوب پندار خوددرست انگار خود - محق پندار خود - نیک - پندار حق به جانب
معتاد به تکنولوژی
دانشگاهی، هیئت علمی
فرمون بَر
ویلچری، ویلچرنشین
وجدان آسوده، وجدان راحت
معتاد، کراکی، کوکائینی
فضاداری، فراخی، وسعت، بزرگی
یوگاکار
پیش بالغ
برون شهر
در معنای فعلی: داسیدن، با داس بریدن scything weeds داسیدنِ هرزعلف ها
نادیده گرفته شده فروگذارده، فرومانده، مورد غفلت، مورد بی توجهی مغفول مانده، فراموش شده. غفلت شده
دخترانگی
هم نیمکتی ( در مدرسه ) هم جوار کناردستی
نگاه موشکافانه/ دقیق / جستجوگرانه
خویش فرمایی
به نظرم هیچ کدوم از این معادل ها معنی دقیقش رو نمی رسونن و بهتره از همون کلمه های نِرد و گیک در فارسی استفاده بشه.
ساعت آنالوگ ساعت عقربه ای
گم شدگی
راننده ی تحت آموزش شخص تحت آموزش رانندگی
تا کمر تا کمر رَس
عبارت با تلفظ دشوار عبارت دشوار تلفظ زبان پیچان
املای درستش سانحه هوایی هست
شجاعت به خاطر خوردن مشروب
چوبکار چوبگر
اعلی حضرت/ عالی جناب ( خطاب به قاضی )
داستان / فیلم جنایی / کارآگاهی
بیماری درمان ناپذیر / علاج ناپذیر / مرگ فرجام / کشنده