scythe

/saɪð//saɪð/

معنی: داس، با داس بردن، درو کردن
معانی دیگر: (کشاورزی)، داس دسته بلند، دهره
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a tool for cutting grass, harvesting grain, or the like, having a long handle to which a long, curved blade is attached, usu. at a right angle.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: scythes, scything, scythed
• : تعریف: to cut or harvest using a scythe.

جمله های نمونه

1. the sweep of a scythe
چپ راست روی داس

2. He's cutting grass with a scythe.
[ترجمه گوگل]او با داس علف می کند
[ترجمه ترگمان]علف ها را با داس می برید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Two men were attempting to scythe the long grass.
[ترجمه گوگل]دو مرد در تلاش بودند تا علف های بلند را بتراشند
[ترجمه ترگمان]دو مرد تلاش می کردند تا علف های بلند را داس بزنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. As her scythe moved mechanically through the bean field, a sandy-colored hare was startled out of its hiding place.
[ترجمه گوگل]هنگامی که داس او به طور مکانیکی در میان مزرعه لوبیا حرکت می کرد، یک خرگوش شنی رنگ از مخفیگاهش بهت زده شد
[ترجمه ترگمان]همان طور که داس او به سرعت از میان مزارع لوبیا می گذشت، خرگوش رنگی رنگی از مخفیگاهش بیرون آمده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The first job was to scythe paths through the nettles so the children could play without being stung.
[ترجمه گوگل]اولین کار این بود که مسیرهایی را از میان گزنه ها داس زدند تا بچه ها بتوانند بدون نیش زدن بازی کنند
[ترجمه ترگمان]اولین کار این بود که داس در میان گزنه و گزنه افتاد تا بچه ها بتوانند بی آن که نیش بزنند بازی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It was like corn falling before the scythe.
[ترجمه گوگل]مثل ذرت بود که جلوی داس می افتاد
[ترجمه ترگمان]مثل ذرت بود که پیش از داس افتاده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He would scythe her down if she didn't fit in with his plans.
[ترجمه گوگل]اگر با برنامه‌هایش جور در نمی‌آمد، او را می‌خراشید
[ترجمه ترگمان]اگر با نقشه هایش جور در نمی آمد، او را با داس کوتاه می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Throwing down his scythe he scooped up some millet and straightened up.
[ترجمه گوگل]با پرتاب داس، مقداری ارزن برداشت و راست شد
[ترجمه ترگمان]داس خود را بر زمین انداخت و مقداری ارزن را برداشت و راست کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The scythe of time creates superiority of title as it does seniority of age.
[ترجمه گوگل]داس زمان، همان گونه که سن و سال را برتری می بخشد، موجب برتری عنوان می شود
[ترجمه ترگمان]داس زمان برتری خود را به عنوان ارشدیت سن به خود می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I saw you wield scythe once.
[ترجمه گوگل]یک بار دیدم که داس می کنی
[ترجمه ترگمان] یه بار دیدم که تو یه بار داس به کار بردی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Scythe - Hope of a fruitful harvest of things hoped for.
[ترجمه گوگل]داس - امید به برداشت مثمر ثمر چیزهای مورد انتظار
[ترجمه ترگمان]امید موفقیت حاصل از برداشت محصول فراوان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. With the poor crooked Scythe and Spade.
[ترجمه گوگل]با داس و بیل کج بیچاره
[ترجمه ترگمان]با the crooked و اسپید من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Travis Moses: Well, I'm a scythe guy.
[ترجمه گوگل]تراویس موزس: خب، من یک داس هستم
[ترجمه ترگمان] خب، من یه آدم scythe
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I find this Scythe of the Celt to be quite a disturbing force.
[ترجمه گوگل]من این داس سلت را یک نیروی آزاردهنده می دانم
[ترجمه ترگمان]من این scythe نژاد سلت را پیدا کردم تا یک نیروی مزاحم را پیدا کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

داس (اسم)
scythe, sickle

با داس بردن (فعل)
scythe

درو کردن (فعل)
reap, scythe

به انگلیسی

• agricultural tool comprised of a long curved blade attached to a long handle (used for cutting and harvesting)
cut or harvest with a scythe
a scythe is a tool with a long handle and a long curved blade, used for cutting grass or grain.

پیشنهاد کاربران

با حالت سریع و خشن نابود کردن.
با داس درو کردن.
در ابادیس رجوع کنید به داس
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما