تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان پس افگند ( احتمالا ) که گ به غ ترادیسیده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این سطح از هم پیونداندن مفاهیم نامربوط برای خود سالار احمدیه نیز قفل بود که در این سایت هرروز گشوده میشود و نمو تازه ای در ریشه شناسی رقم می زند!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هرگونه می اندیشم ارتباطی میان "خراشیدن و تراشیدن" و سکون به معنی "آرمیدن" نمیابم! چه بگویم والا مختارید!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره به یاشار ۱. قدیمی ترین نوشته ترکی کتیبه دره اورخون مغولستان و قدیمی ترین نوشته فارسی کتیبه آریارمنه در فارس است. ۲. عجب بی انصافی هستید! خان ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به یاشار ۱. جمعیت ایران ۹۳میلیون تن است نه ۸۵میلیون تن. ۲. از این ۹۳میلیون تن به آسانی حداقل زبان نخست ۳۵میلیون تن فارسی است و با یک تعریف خیل ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیپو به معنی بی رمق و بی رنگ است شاید بتوان زیپو را برابر واژه عربی رقیق نهاد و از آن مصدر زیپیدن ساخت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤

چرا برای این واژه برابر فارسی نوشته اید؟ این واژه "کنیز" به معنی "دختر" از "کینیا" در زبان اوستایی و ایزه که کوچک ساز است ساخته شده. در پهلوی اشکانی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به یاشار ۱. زبان سغدی ایرانی شرقی است و به زبان پشتو نزدیک است درحالی که فارسی ایرانی غربی است و اول از همه به لری و سپس به مازنی گیلکی بلوچی و ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جالب است که این مصدر در تقریبا تمام گویش های ناتهرانی فارسی و دیگر زبان های ایرانی از جمله لری و گیلکی و. . . رایج است ولی انگار فارسی دیوانی به رغم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فارسی میانه معتبر: روا اعتبار: روایی این دو واژه عربی از ریشه ع ب ر به معنی گذشتن و رفتن ساخته شده اند که برابر های فارسی میانه ای شان هم از مصدر رفت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فارسی میانه معتبر: روا اعتبار: روایی این دو واژه عربی از ریشه ع ب ر به معنی گذشتن و رفتن ساخته شده اند که برابر های فارسی میانه ای شان هم از مصدر رفت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاقو از چاکو میاید مانند کشو، پستو، دارو، گردو اگر بنا بر وام گیری بود فارسی همان بیچاق را وام میگرفت. برخلاف ترکی و عربی فارسی ۹۹درصد مواقع به ریخت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

۱. هنر واژه ای فارسی در اصل به معنی کمال و فضیلت مردی بوده. مرد خردمند هنرپیشه را عمر دو باید در این روزگار تا به یکی تجربه اندوختن وز دگری تجربه بس ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی که به عنوان "عمامه" و لباس روحانیت به ما معرفی میکنند همان شیوه دستار بندی خراسان بزرگ است. بخش بزرگی از اعراب دستار ندارند و عقال و چفیه به سر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

ایرانی ها در گفتار روزانه یهود را جود یا جهود تلفظ میکنند. و عرب ها یهود. تبدیل ج به ی یا وارونش در همه زبان ها دیده میشود مانند یوسف، یوزف و جوزف ی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درود کاربر فاروق ریشه دقیق جلو مشخص نیست ولی بنظر میرسد وام واژه ای مغولی یا ترکی در زبان های ایرانی باشد همچنین چلو و پلو در زبان های ایرانی واژه پی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لری و کردی به معنی نشیمنگاه همون ک*ن در فارسی!

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از درون به تهیگی گراییده، پوک و پوچ شده.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وند در فارسی به معنی صاحب، دارای، سرشار از خداوند صاحب خدایی، دارنده مقام خدایی زیناوند دارای سلاح جنگ افزار دار، مسلح ( زین در اوستایی و فارسی میانه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وند در فارسی به معنی صاحب، دارای، سرشار از خداوند صاحب خدایی، دارنده مقام خدایی زیناوند دارای سلاح جنگ افزار دار، مسلح دروند/دروغوند: دارای پلیدی و د ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بریان صفت مفعولی استمراری ستاک برشتن است. می برشتم، می بِریَم برشته هم صفت مفعولی است. بریان همساختار با گریان پریشان خروشان جویان. . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جان هم افتادن همسایه ها تاسف برانگیز است ( هرچند که خودم زاگرس نشین نیستم )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیاه از دو بخش گیه که در زبان اوستایی و فارسی قدیم به معنی زیستن است و آه فاعلی ساز ساخته شده است. گیه همان زی در فارسی نو و ژی در کردی است. اساسا ح ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...

پیشنهاد
٠

بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدام در زبان عبری به معنی �خاک�، �خاک سرخ رنگ� یا �زمین/بوم� است و به داستان آفرینش نخستین انسان از خاک در سنت های سامی و ادیان ابراهیمی اشاره دارد. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به یاشار ( همان امین ) ۱. لر ترکی نیست و این نام در نوشته های اولیه اسلامی هم دیده می شود. ۲. رییسعلی دلواری کابوس انگلستان و سردار اسعد بختیا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلبک از جل به معنی پوشش و بک به معنی قورباغه و وزغ ساخته شده است. بک در زبان مازرونی و گیلکی و تالشی به ریخت وگ کاربرد دارد. مثلا قورباغه درختی را ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. القا واژه ای عربی از ریشه لقا به معنی رسیدن، ادراک و یا دیدار کردن است . همچنین لقا در ادب فارسی به معنی چهره هم به کار رفته است. ۲. القا مصدر با ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فیلمرغ ( فارسی شرقی افغانستان/تاجیکستان )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مگر عربی نوشتاری پ دارد که فارسی پیرایه را از عربی گرفته باشد؟! هر کودکی می داند پیرایه از پیراستن است! که خود ریشه در آراستن به معنی مرتب سازی دارد!

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرا برگرفته از عبارت از اید/این رای در پارسی میانه است و در ترکی بجز ازبکی که تحت تاثیر تاجیکی بوده کاربردی ندارد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...