پیشنهادهای hoseyn (١,١٩٠)
جناب بهداروند، بنده دلیل شباهت نام الله وردی خان، سردار صفوی با برخی طوایف بختیاری را نمیدانم ( البته شاید این طوایف از نسل ایشان بوده باشند یا خود ر ...
تقریبا در سراسر ادبیات فارسی آهنگ معنی قصد و اراده می دهد، برای موسیقی بهتر است خُنیا و بجای آهنگساز و آهنگ نواز از خنیاگر یا نوازنده بهره برد.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
کرمان در یونانی فارس و کرمان و خوزستان از معدود سرزمین هایی هستند که نامشان از زمان هخامنشی تقریبا بی دگرگونی بوده ( به ترتیب: پارسَ، کارمانیا، سوزیا ...
بشاگرد شهرستانی در استان هرمزگان نزدیک مرز هرمزگان - بلوچستان است که مردمش به فارسی یا بشاگردی که زبانی ایرانی جنوب غربی ( نزدیک به فارسی و لری ) است ...
داو در فارسی به معنی ادعا و داوطلب کسی است ادعای چیزی را دارد، البته که طلب ان عربی و از مصدر برساخته طلبیدن است ( فارسی چند مصدر رایج این چنینی دارد ...
داو در فارسی به معنی ادعا و داوطلب کسی است ادعای چیزی را دارد، البته که طلب ان عربی و از مصدر برساخته طلبیدن است ( فارسی چند مصدر رایج این چنینی دارد ...
از نگرش شکران و جماعت پیرامونش سندهای بسیار به زبان عربی=بخدا قسم چارتا از این سندارو بیار خب ادعا که کاری نداره یه عده هم میتونن بیان بگن ترکی رو چی ...
به سعیدخان آری مجازی بزرگ و جهان کوچک شده. مجازی بزرگ و آگاهی پراکنی آسان شده. لیک لیک لیک، افزون بر آگهی پراکنی، شایعه پراکنی، مردم پسند پراکنی، ر ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
برادر ( خودمانی، گویش خراسان )
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
کارنامه اردشیر بابکان یادگار زریران ویرازگان/ارداویراف نامه شایسته است بخوانیم.
دی: پیشوند زمان گذشته از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن فردا که نیامدست بیداد مکن ( خیام ) دیشب:شب گذشته گاهی به ریخت "دوش" دوش دیدم که ملائک در میخانه ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
شرمنده ماننده جوینده گوینده سازنده یابنده پالنده رونده جونده پرنده جهنده نام نهادی است و هر کودک کلاس اولی ای هم این را می داند و استنباط میکند، شر م ...
نباید اشتباه گرفت!!! پیشوند "وا" اشاره به مفهوم واشدن و اتساع دارد مانند واگرایی، وارَفتن، واتنگیدن ( انبساط ) و. . . پیشوند "باز" به معنی تکرار چند ...
نباید اشتباه گرفت!!! پیشوند "وا" اشاره به مفهوم واشدن و اتساع دارد مانند واگرایی، وارَفتن، واتنگیدن ( انبساط ) و. . . پیشوند "باز" به معنی تکرار چند ...
فارسی میانه: وَس خُوار ( بس خوار یا بس خور )
هم در زبان لری هم فارسی شیراز هم فارسی یزد هم کرمان هم سیرجان هم خراسان هم اصفهان هم. . . مردم از ستاندن یا استاندن یا اسوندن ( بسته به گویش ) بهره م ...
زنده و پاینده باشید برویی🫶
شاید هم ارز با همان "چپول" فارسی باشد، که در گفتار سیاسی - اجتماعی برای ریشخند چپگرایان مورد استفادست.
از زاینده رود در گذشته بیشتر به عنوان "زنده رود" یاد میشده که البته امروزه بیشتر زاینده رود برایش به کار می برند ( هرچند که معنایشان عملا یکی است، زا ...
از زاینده رود در گذشته بیشتر به عنوان "زنده رود" یاد میشده که البته امروزه بیشتر زاینده رود برایش به کار می برند ( هرچند که معنایشان عملا یکی است، زا ...
به نکات خوبی اشاره فرمودید منتها ۱. آش فارسی - اوستایی است. ۲. سوپ فرانسوی است. ۳. جوجه فارسی است. ( در فارسی میانه زوزگ بوده و در جنوب کشور هم هنو ...
این واژه عربی در خود عربی بیشتر به معنی زبان و هم معنا با لِسان و در فارسی گاهی به معنی واژه و کلمه به کار میرود. به نظر می رسد اعراب خود این واژه ر ...
میهن این واژه در سروده ها چندان پرکاربرد نبوده ولی به نظر می رسد در گفتار مردم کاربردی بوده. در برهان قاطع و صحاح الفرس به این واژه اشاره شده.
آکنده صفت مفعولی ستاک آکندن در فارسی است. ماننده گشته جسته مرده برگشته داشته نداشته شنیده گفته رفته آمده و. . . آکندن همریشه و البته مخالف مصدر کَن ...
آکنده صفت مفعولی ستاک آکندن در فارسی است. ماننده گشته جسته مرده برگشته داشته نداشته شنیده گفته رفته آمده و. . . آکندن همریشه و البته مخالف مصدر کَن ...
استقلال از ریشه قاف لام لام عربی بر مصدر باب "استفعال" است که به "چیزی را خواستن" اشاره دارد. استغفار=درخواست غفران و بخشش استکبار=بزرگی و کبر خواس ...
در یزدی و شیرازی و. . . بیشتر به معنی بیماری و مرض و گاهی هم به معنی عیب به کار میرود باکیته؟ ( مشکلی داری؟ ) باکیش شده ( بیمار شده ) باکیش نی ( عی ...
روایت شده که ابرکوه ۱۲قریه داشته که به نام ۱۲امشاسپند زرتشتی و هم نام با ماه های تقویم ایرانی هستند. این نام ها و روستاها در برخی روستاهای ابرکوه ما ...
.
در گویش یزدی به معنی گشاد استفاده میشود. و وای به روزی که به عنوان صفت برای یک شخص استفاده گردد.
شهر باکو در نوشته های تاریخی بادکوبه ضبط شده و این نام را در نام افرادی چون سیدحسین بادکوبه ای که زاده این شهر بودند دید. که با تندبادهای این شهر هم ...
پاسخ به بهنام رضایی نادان ۱. به جای چرندنویسی منبع بیاورید تاخت ترکیست رفت ترکیست این ترکیست اون ترکیست استدلال نیست و بیشتر یک جوک بامزه است از یک ا ...
واژه گداختن که همانطور که از ریختش پیداست با واژه "داغ" به معنی گرم یا بسیار گرم است، یک مصدر پیشوندی است که از پیشوند گ ( مانند گرَوِش که از رفتن سا ...
به بهنام رضایی پرادعا ولی بیسواد ۱. ذره ای به گویش های مرکزی ایران آگاه نیست ولی به خودت اجازه پرگویی پشت اونهارو میدی. در ۹۰درصد مواقع در این گویش ه ...
در گویش یزدی واژه ای بسیار رایج به نام ایچون ( iyachun ) داریم که دقیقا به همین معنای "این چنین" است. باتوجه به اینکه صداهای د ( d ) ت ( t ) ث ( th ...