تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی نمی خواهد پازل فارسی جا بزند چرا که همه میدانند این واژه انگلیسی یا فرانسوی است👀 برابر فارسی آن جورچین است. ( جور، شکل دیگری از جفت و چین از چید ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در فارسی میانه اَمن=اَبیم ( فارسی نو: بی بیم، نا بیم ) اَمنیت=اَبیمیه ( ه ساکن است: a bimih خوانده میشود، فارسی نو: بی بیمی، نا بیمی ) اَ یا آ منف ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاکبان بی گمان واژه زیبایی است ولی حقیقتا نمیتوان درک کرد که مگر "رُفتگر" چش بود؟ رُفتن یعنی تمیز کردن و گر شغل ساز یا افزارساز است، چیش بی ادبی است ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایساتیس یونانیده واژه فارسی ایزت و ایزد و نام باستانی منطقه یزد است. به /"علی"/ زبان های ایرانی با زبان های هندی اشتراک دارند همانگونه که با اسلاوی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرگان واژه ای ایرانی به معنی سرزمین گرگ هاست که در فارسی باستان به شکل وهرگانا یا ورکانه بوده و همچنین امروزه به گونه خاصی از جنگل ها هیرکان یا هیرکا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

روا برابر فارسی واژه عربی معتبر است. معتبر از عبر ( عبور، عابر، معبر و. . . ) به معنی گذشتن و روا از رفتن میاید.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

جایگاه پادشاهی این نام به سرزمین های شمال کوه های البرز یعنی مازندران و گیلان و گلستان ( که ان هم تابع مازندران است. ) و تالش ایران و گشتاسپی ( باکو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بریدن هم ارز با ریشه قطع در عربی است و برا ( اغلب با تشدید بر حرف ر ) همان قاطع است. تیغ برا و کلام برا همان تیغ قاطع و سخن قاطع هستند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُرد در فارسی به معنی پهلوان است چنانکه فردوسی کسانی چون رُستم و دیگر پهلوانان ایرانی را گُرد خطاب کرده. به کرد ربط ندارد، رستم سیستانی و کاوه آهنگر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فقط جماعت نیمچه ریشه شناسی می توانند الغوث عربی به معنی درخواست یاری را به استفراغ و بالاآری ربط دهند!

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
-١

بعد از دزدیدن واژگان فارسی و عربی حالا حداقل به روسی و فرانسه و انگلیسی و اوکراینی رحم کنید!!! هرچه بیل دارد ترکی است عجبا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیم به معنی ذات و سرشت است و خوش خیم و بدخیم و دژخیم ( خیم پلید، دژمن=بداندیش، دشوار=سخت دژآگه=خشمگین ) از آن گرفته شده اند. واژگان عربی وخیم و وخام ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بد و خیم هردو فارسی هستند. خیم به معنی ذات و طبیعت و سرشت است. واژگان خوش خیم، بدخیم، دژخیم همگی از این ریشه هستند. بدخیم به شکل وخیم و وخامت از ف ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اوزرا جدیری کاف پسوند فارسی نام ساز و گاهی گوچک ساز است و از َگ در فارسی میانه میاید، پسوند اَگ فارسی میانه بسیاری از جاها به - ه تبدیل شده مانند ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

به تارش پانگیلک ندیده بودیم که دیدیم سومری هیچ بازمانده زنده ای ندارد. فرزندان سومریان هم امروزه عرب زبان یا آسوری زبان یا کردزبان یا. . . هستند ولی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

به اوزرا جدیری آواره محمود لیاقت هنر فردوسی را نداشت ولی شاه اسماعیل صفوی با همه خرافاتی بودنش فهمید شاهنامه چه اثر گرانمایه ای است برای همین هم نام ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیغ تغییر شکل یافته واژه تیز یا تیخ است. آموزیدن و آموختن آمیزیدن و آمیختن و آمیغ ( مخلوط ) میزیدن و میختن و میغ ( به ترتیب: باراندن، ابر ( البته ب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

این مصدر در فارسی گفتاری رایج است، مایه خجالت است که دیوان سالاری مملکت اصرار دارد به جای هِشتن یا نِهِشتن از قرار دادن، به جای ستاندن از اخذ کردن، ب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به /"بهنام رضایی"/ درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فعل ساده از فعل مرکب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

به /"اورهان"/ بله درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فع ...

پیشنهاد
٠

آستانه واژه ای هندواروپایی است که با ریشه های ایستادن، اُست ( در استخوان و استخوان ) یا اُستون ( ستون ) ، stand و stop در انگلیسی stareدر لاتین و ایت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خمودگی به معنی سستی و شل و ولی و ناامیدی است. در شعرها نه ولی در گفتار مردم بسیار کاربردی است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکباتان خوانش یونانی واژه مادی - پارسی هَگمَتانَه و ایلامی اَگمَدَن است که در فارسی میانه به همتان و در فارسی و نو دیگر زبان ها به شکل همدان درآمده ا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته در اردکان یزد شمار بسیار شایان توجهی از روستاهای زرتشتی نشین یا زرتشتی - مسلمان نشین هم هست که مردمشان افزون بر فارسی یا زبان های نزدیک فارسی ب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اردکان نام دو شهر در سرزمین فارس است، یکی اردکان در شمال استان یزد است که از بزرگترین شهرستان های ایران است ( شهرستان اردکان یزد مساحتی به اندازه است ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برهان قاطع به معنی گریستن آمده احتمالا از ریشه پرژ را پرژیدن ( ؟ ) باشد که با کاف/ه نامساز به معنی گریه شده.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقای بختیاری کاشان شهری فارسی زبان یا گویشور به زبان های قدیم اصفهان است که البته در نایین و خور و بیابانک و ورزنه و کوهستان و روستاهای اصفهان همچنان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنده خداوند. بنده است بستن/بند میاید که با گرفتن - ه نامساز ساخته شده مانند پوشه، آموزه، اندیشه، گریه، خنده و. . . خدا به اعتقاد دهخدا از واژه خود ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

به یاشار ۱. تخم واژه ای فارسی از توهم و تخمه از توهمَگ است. قرار نیست هرچیزی که آخرش مِه یا اوم داشته باشد ترکی باشد. ۲. معنی اصلی این واژه در اوستا ...

پیشنهاد
٠

تا جایی که شدنی است کوشیده میشود از سروده های کهن فارسی که خوشبختانه به خاطر زحمات چامه سرایان فارسی اصلا کم نیستند برای تشریح مصدرها بهره برد، اگر ن ...

پیشنهاد
٠

هدف من از وانمودن این جستار بررسی چند مصدر که ممکن است در فارسی از یاد رفته یا کم کاربرد و فرّار شده باشند، است.

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقل از دهخدا ( در همین وبسایت ) : بربر. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) از کلمه یونانی باربار بمعنی غیریونانی مانند عجم بمعنی غیر عرب. ( یادداشت بخط مؤلف ) . آت ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

به کاربر/"کاربر"/ اگر معیار شعر و ادب است، ایرانشاه بن ابوالخیر رازی که یک حماسه سرای ایرانی سده ششم بود ( یک سده پس از فردوسی ) مرز ایران را چنین بی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته بهتر است یکم اصلاح کنم تبدیل ز به خ در فارسی فراوان است آموختن و آموز ستیختن و ستیز آمیختن و آمیز گریختن و گریز و. . . که خ آنها به غ می تواند ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغ برگرفته از تاف یا تپ در فارسی باستان است که در فارسی میانه به شکل تافتن و ویتافتن کاربرد داشته به معنی گرما. تافتن به شکل تفتن، تفسیدن، تفت دادن ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریسه از ریس که ریشه مصدر ریسیدن یا رِشتن است و ه نام ساز ساخته شده مانند سازه، پوشه، آموزه، گویه، اندیشه، تاسه، ناله و. . . خود واژه "ریشه" و "ریش" ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

مکتب، ایدئولوژی البته مکتب بیشتر به معنی نوشتمان یا نویسمان است تا گفتمان ولی خب هردو می توانند این معنی را برسانند

پیشنهاد
٠

زرتشت بهرام پژدو نام یک شاعر زرتشتی از کرمان بود که منظومه زراتشت نامه را به پیروی از شاهنامه فردوسی برای تعریف داستان زندگی زرتشت به فارسی نوشت . ب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

چجوری لر همزمان هم کورد "بوده و هست" هم "شما لوری های هندی هستید که بهرام گور ساسانی از هندوستان آورده؟" ( توی مدخل شهرکرد نوشتی لر همون لوری و کولیه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام بردار واژه ای فارسی است که در پهلوی دقیقا به همین شکل مورد کاربرد بوده. این واژه به معنی نامور یا نام آور، مشهور، شناخته شده، یا ثبت شده و نامجه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابر فارسی آن ره آورد است. چون سفر کردم مرا راه آزمود زین سفر کردن ره آوردم چه بود ( مولوی ) همچنین ره آورد به م ...