پیشنهادهای hoseyn (١,١٩٠)
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
نقل از دهخدا ( در همین وبسایت ) : بربر. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) از کلمه یونانی باربار بمعنی غیریونانی مانند عجم بمعنی غیر عرب. ( یادداشت بخط مؤلف ) . آت ...
به کاربر/"کاربر"/ اگر معیار شعر و ادب است، ایرانشاه بن ابوالخیر رازی که یک حماسه سرای ایرانی سده ششم بود ( یک سده پس از فردوسی ) مرز ایران را چنین بی ...
البته بهتر است یکم اصلاح کنم تبدیل ز به خ در فارسی فراوان است آموختن و آموز ستیختن و ستیز آمیختن و آمیز گریختن و گریز و. . . که خ آنها به غ می تواند ...
داغ برگرفته از تاف یا تپ در فارسی باستان است که در فارسی میانه به شکل تافتن و ویتافتن کاربرد داشته به معنی گرما. تافتن به شکل تفتن، تفسیدن، تفت دادن ...
ریسه از ریس که ریشه مصدر ریسیدن یا رِشتن است و ه نام ساز ساخته شده مانند سازه، پوشه، آموزه، گویه، اندیشه، تاسه، ناله و. . . خود واژه "ریشه" و "ریش" ...
مکتب، ایدئولوژی البته مکتب بیشتر به معنی نوشتمان یا نویسمان است تا گفتمان ولی خب هردو می توانند این معنی را برسانند
زرتشت بهرام پژدو نام یک شاعر زرتشتی از کرمان بود که منظومه زراتشت نامه را به پیروی از شاهنامه فردوسی برای تعریف داستان زندگی زرتشت به فارسی نوشت . ب ...
چجوری لر همزمان هم کورد "بوده و هست" هم "شما لوری های هندی هستید که بهرام گور ساسانی از هندوستان آورده؟" ( توی مدخل شهرکرد نوشتی لر همون لوری و کولیه ...
نام بردار واژه ای فارسی است که در پهلوی دقیقا به همین شکل مورد کاربرد بوده. این واژه به معنی نامور یا نام آور، مشهور، شناخته شده، یا ثبت شده و نامجه ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابر فارسی آن ره آورد است. چون سفر کردم مرا راه آزمود زین سفر کردن ره آوردم چه بود ( مولوی ) همچنین ره آورد به م ...
اول فکر کردم یه نام اروپاییه🗿 آرتیمان ارته/ارده[راست و درست] مانند اردکان ( نام دو شهر یکی در فارس یکی در یزد ) اردستان ( شهری تاریخی در اصفهان، زا ...
آیَفت ( فارسی میانه ) از آیَفتَن ( ؟ )
در عربی "عین" هم به معنی اندام دیدار انسان است هم به معنی آب جوشنده از زمین. در فارسی هم چشم به معنی اندام دیدن و چشمه به معنی آب جوشنده از زمین. م ...
بهمنیار=یار نیک اندیش اسفندیار=یار مقدس مهریار=یار مهربان، یار ایزد میترا دینیار=یار دین و کیش ایزدیار=پیرو و یاریگر خداوند این نام های پسرانه در فار ...
هرچند که در ترکی هم این واژه معنا دارد اما محتمل است که به یوغ در فارسی هم همریشه باشد. یوغه یوغ از ریشه آیوختن آیوز در فارسی میانه میاید به معنی ج ...
پنجه اشاره به پنج انگشت انسان دارد. در گفتار عام از پنجول یا پنجوله هم استفاده میشود ( بیشتر برای چنگ اندازی کودکان ) که اوله در اینجا کوچکساز است، ...
کودک که در فارسی میانه کوتگ بوده از ریشه کوت در فارسی باستان/میانه و اوستایی است. از این ریشه سه واژه در فارسی داریم کودک: بچه، پسوند کاف نامساز کوت ...
چاقو تحریف شده واژه چاکو در فارسی است. دیگر کاربرد های پسوند - و: کِشو، پَستو ( زیرزمین ) ، کاهو، یارو و. . . دیگر نمونه های تبدیل صداهای دیگر به ق ...
خانه واژه ای فارسی از خانگ در فارسی میانه است. همی گفت ناساخته خانه را چرا ساختم رزم بیگانه را ( فردوسی ) خانواده و خاندان واژگان دیگری هستند که با ...
بهمنیار نامی فارسی از به ( بهتر ) و من ( منش، اندیشه، منیدن به معنی فکر کردن است، در لری بختیاری هنوز استفاده میشود ولی در فارسی به منش و مینو محدود ...
۱. ایران جمع واژه ایر ( درستش: اِر با اِ کشیده یا ē در فارسی میانه ) است. ایرانشهر به معنی کشور ایران ( ایرها ) و ایران زمین به معنی بوم و سرزمین ایر ...
خواننده کسی است که مجله و کتاب و سروده میخواند نه کسی که آهنگ و خنیا میخواند! در تاجیکستان برای خواننده آهنگ از آوازخوان استفاده میکنند که باز درست ت ...
آزاد از āzātā ( همان آزاده، حالت مفعولی ) در فارسی باستان و āzāt در فارسی میانه به فارسی نو رسیده، این واژه به احتمال بسیار بالا با زادن ( زاییدن ) ا ...
کاریز واژه ای فارسی به معنی قنات است. در شمال کشور:کهریز در اصفهان:کاهریز در یزد:گاریز البته در گویش های دیگر هم هست بی گمان کارزاری کاندر او شمشیر ...
همان کاریز است به معنی قنات
از ریشه خند و پسوند نام ساز - ه گریه، آموزه، ناله، تازه، آمیزه، کاره، گرده، واژه و. . . از همین ساختار پیروی می کنند. در فارسی میانه اَگ بوده مانند ...
آلیختن یا آلیزیدن از ریشه آلیز به معنی لگد زدن است. در خراسان واژه آلیج به معنی لگد رایج است که از همین ریشست.
در گویش خراسان این واژه آلیج تلفظ میشود به معنی لگد، جفتک
در گویش یزد زنغدون تلفظ میشود، بازم به معنی چانه همچنین واژگان کُچه و خوده چانه ( چونه ) هم رایج است.
کُچه در گویش یزدی به معنی چانه است، همچنین به طور استعاری معنی دهان هم میدهد. ادم کُچه پاره یعنی ادم بددهان یا دهان لق در لری هم گویا کاربردیست و کَچ ...
نَک در گویش یزد به معنی دهان است. نَکت ببند یا در نکت بذار یعنی سکوت را رعایت فرمایید! در خراسان هم این واژه رایج است.
سخن، گویه، گفته، واژه، گپ ( فارسی خراسان، زبان لری و. . . ) گف ( فارسی یزد )
در خراسان برای جست و جو از پال پال کردن بهره می برند. این "پال" از مصدر پالیدن است به معنی جستن و گشتن چو دید آن برو چهره دلپذیر ز پستان مادر بپالید ...
در یزدی راچینه و در کرمان و خراسان رازینه یا رزینه است
امروزه هیچکس گئومات را نمی شناسد با اگرم بشناسد نامش زیر سایه بردیاست و از نظر تاریخ اینقدر بی اهمیت و خرد است که بیشتر با نام بردیای دروغین شناخته ا ...
اوه اوه راستی تو گفتی زبان دری جایگزین زبان ضعیف پهلوی در ایران شد. بعد الان نوشتی اشکانیان اهل پارت بودند و ترک بودند. خب پارت همون پَهلو هه😂 زبو ...
اشکانیان منسوب به فردی به نام اَرَشک که اهل خراسان ( نه ترکمنستان! ) بود هستند. اگر هیچ نوشته ای از ایشان باقی نمانده بود ( که باقی مانده ) هم از نا ...
عجب! گاماتای دادگستر با خود را "به دروغ بردیا جا زدن" شاه شده ولی کشور را از دست "هخامنشیان ستمگر" نجات داد. خب اگر هخامنشی ستمگر بود گاماتای قاآن چ ...
به یاشار د اخه. . . کل ابادیس مزخرفاتت درباره لران و فارسی زبانان خوندن ( حالا یکی نی بگه تو توی تبریز نشستی دیگه چیکارت به لره که هزار کیلومتر اونو ...
زبان افغانستان اوهوم دور از شما عده ای نیز به تاریخ ایغورستان و مغولستان رحم نمی کنند و زبان آنها را میدزدند، آن را ترکی جا می زنند و خود را میراث دا ...
در فارسی میانه پسوند اِش در جویش رویش زایش کنش به ریخت اِشن بوده. کنشن جویشن رَوِشن گِرَوشن و. . . شین و نون ساکن هستند.
متمم من چاکر هم میهنان ترک هم هستم و جانم فدایشان پیام های پایین خطاب به یک متوهم نژادپرست بود که لازم بود ادب شود
نژاد به ریخت باستانی ni - zata از پیشوند نِ که جهتمندی را میرساند و زادن ساخته شده. در برهان قاطع این واژه به ریخت نِزاد هم آمده که همریشگی این واژه ...