پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٩٦٠)

بازدید
٢,٤٥٢
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عقیلة ) عقیلة. [ ع َ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث عَقیل. رجوع به عقیل شود. || زن کریمه مخدره گرامی قبیله. ( منتهی الارب ) . کریمه مخدره. ( اقرب الموارد ) : ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

عقیم. [ ع َ ] ( ع ص ) رجل عقیم ؛ مرد که فرزند نشود او را. ج ، عُقَماء و عِقام و عَقْمی ̍. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . نازاینده ، خواه مر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عقیقة ) عقیقة. [ ع َ ق َ ] ( ع اِ ) یکی عقیق. واحد عقیق. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به عقیق شود. || موی شکمی بچه مردم و بهائم. ( منتهی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقیق. [ ع َ ] ( ع اِ ) مهره ای است سرخ رنگ که در یمن یافته شود، و جنسی است از آن که در سواحل دریای روم خیزد، تیره رنگ مانند آب که از گوشت نمکزده رود ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقید. [ ع َ ] ( ع ص ) پیمان نماینده. ( منتهی الارب ) . هم عهد. ( دهار ) . آنکه با تو عهد بسته بود. ( مهذب الاسماء ) . معاقد و معاهد. ( اقرب الموارد ) ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نزاع. [ ن ِ ] ( ع اِمص ) خصومت و دشمنی دو نفر با هم با زبان یا استعمال اسلحه. ( فرهنگ نظام ) . با هم کشاکش کردن به خصومت. ( غیاث اللغات ) . خصومت و د ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدال. [ ج ِ ] ( ع مص ) خصومت کردن باکسی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) . سخت خصومت کردن. ( از اقرب الموارد ) . با کسی واکاویدن بخصومت. ( تاج المصادر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

دعوا. [ دَع ْ ] ( ع ، اِمص ) دعوی ، در تداول عامه فارسی زبانان. پرخاش. ( ناظم الاطباء ) . سرزنش کردن و سرکوفت زدن و مورد بازخواست قرار دادن کودک یا ز ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احضاریه. [ اِ ری ی َ / ی ِ ] ( از ع ، اِ ) نامه ای که قاضی بدان مدعی علیه را فراخواند. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توقیف. [ ت َ ] ( ع مص ) ایستانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || دست آورنجن در دست کسی کردن. ( تاج المصادر بی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توقی. [ ت َ وَق ْ قی ] ( ع مص ) ( از �وق ی � ) حذر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) . پرهیز کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم ال ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توقیع. [ ت َ ] ( ع مص ) نشان کردن بر نامه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . نشان کردن پادشاه بر نامه و منشور. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . رسم کرد ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

دوستان این فرد که خودش استاد حسین جعفری خویی و پرویز می خواند فردی به اسم سعید سرور هست فقط کارش جعل منبع توهین زمین زمان از همه طلب کار هست می توانی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

دوستان این فرد که خودش بهرام غفوری می خواند فردی به اسم سعید سرور هست فقط کارش جعل منبع توهین زمین زمان از همه طلب کار هست می توانید در بخش واژه پارس ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نعت. [ ن َ ] ( ع اِ ) صفت. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . نشان. ( مهذب الاسماء ) ( السامی ) . نشانه. نشانی. ( یادداشت مؤلف ) . وصف. توصیف. ج ، نع ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصادم. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) بهم واکوفتن. ( زوزنی ) . برهم زدن و با هم کوفتن و انبوهی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . بهم واکوفته شدن. ( مجمل ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلا. [ ب َ ] ( از ع ، اِ ) بلاء. آزمایش. ( ناظم الاطباء ) . آزمایش. آزمون. امتحان. ( فرهنگ فارسی معین ) . بَلوی. بَلیّة. مِحنة : اندر بلای سخت پدید آ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعریف. [ ت َ ] ( ع مص ) بیاگاهانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) . شناسا گردانیدن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( دهار ) . شناسا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معرفه. [ م َ رِ ف َ ] ( ع اِمص ) معرفة. معرفت. رجوع به معرفة و معرفت شود. || ( اِ ) ( اصطلاح دستوری ) اسمی است که نزد مخاطب معلوم و معهود باشد؛ مثلاً ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توصیف. [ ت َ ] ( ع مص ) نیک صفت کردن. ( آنندراج ) . وصف و بیان حال. ( ناظم الاطباء ) . وصف کردن. نشانی دادن. نشان گفتن. پیرایه گفتن. ستودن. ستایش. ( ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخل. [ ب ُ ] ( ع مص ) زفتی کردن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) . منع کردن و امساک کردن. ( از اقرب الموارد ) . بخیلی کردن. ( تاج المصادر بیهق ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمجید. [ ت َ ] ( ع مص ) به بزرگی یاد کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( مجمل اللغة ) . بزرگ کردن و ستودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . بزرگ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حسد. [ ح َ س َ ] ( ع مص ) بدخواهی. ( دهار ) ( محمودبن عمر ربنجنی ) . بد خواستن. ( زوزنی ) . رشگ. ( لغت نامه اسدی ) . غیرت. بد خواستن برای کسی. ( ترجم ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

تعصب. [ ت َ ع َص ْ ص ُ ] ( ع مص ) بستن عصابه. ( تاج المصادر بیهقی ) . عصابه بر سر بستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموار ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

دوستان این فرد که خودش استاد حسین جعفری خویی می خواند فردی به اسم سعید سرور هست فقط کارش جعل منبع توهین زمین زمان از همه طلب کار هست می توانید در بخش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

دوستان این فرد که خودش استاد حسین جعفری خویی می خواند فردی به اسم سعید سرور هست فقط کارش جعل منبع توهین زمین زمان از همه طلب کار هست می توانید در بخش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان این فرد که خودش استاد حسین جعفری خویی می خواند فردی به اسم سعید سرور هست فقط کارش جعل منبع توهین زمین زمان از همه طلب کار هست می توانید در بخش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان این فرد که خودش استاد حسین جعفری خویی می خواند فردی به اسم سعید سرور هست فقط کارش جعل منبع توهین زمین زمان از همه طلب کار هست می توانید در بخش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان این فرد که خودش استاد حسین جعفری خویی می خواند فردی به اسم سعید سرور هست فقط کارش جعل منبع توهین زمین زمان از همه طلب کار هست می توانید در بخش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان این فرد که خودش استاد حسین جعفری خویی می خواند فردی به اسم سعید سرور هست فقط کارش جعل منبع توهین زمین زمان از همه طلب کار هست می توانید در بخش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر. ( اِ ) جوششی باشد که در اعضا پهن شود و بشره را سرخ گرداند و آن را به عربی شَری ̍ خوانند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) . غیر. [ غ َ ] ( ع مص ) دیه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عین. ( ع اِ ) گاو وحشی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . بقرالوحش. ( اقرب الموارد ) . || ج ِ عِیان. ( منتهی الارب ) . رجوع به عیان شود. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنوع. [ ت َ ن َوْ وُ ] ( ع مص ) نوع نوع شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . گونه گونه شدن. ( دهار ) . گوناگون شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

رعایت. [ رِ ی َ ] ( ع اِمص ) رعایة. نگاهداشت. نگاهداری. نگاه داشتن حق کسی را. ( فرهنگ فارسی معین ) . نگاهداشت حق. حفظ. نگاهداری. نگهداری. نگهداشت. ( ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرمت. [ ح ُ م َ ] ( ع مص ) حُرمة. ناروائی. نامباحی. ناروا شدن. ( دهار ) . حرامی. حرام شدن. حرام گردیدن. ناشایستگی. مقابل حِلّیّت. رجوع به حُرمة شود. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اعظامة ) اعظامة. [ اِ م َ ] ( ع اِ ) بالشچه ای که زنان بر سرین بندند تا کلان نماید. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) . عِظامَة. ( اقرب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعظام. [ اِ ] ( ع مص ) بزرگ کردن و بزرگ داشتن. ( غیاث اللغات ) . بزرگ گردانیدن. بزرگ داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

تعظیم. [ت َ ] ( ع مص ) بزرگ داشتن و بزرگ گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) . بزرگ داشتن و بزرگ کردن. ( زوزنی ) . بزرگ داشتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجلیل. [ ت َ ] ( ع مص ) فراگرفتن. ( صحاح جوهری ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) . همه را فرارسیدن و بپوشانیدن چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکریم. [ ت َ ] ( ع مص ) بسیارآب گردیدن ابر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || گرامی داشتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لقب. [ ل َ ق َ ] ( ع اِ ) نام که دلالت بر مدح یا ذم کند. اسمی معنی مدحی یا ذمی را. آن نام که پس از نام نخستین دهند کسی را و حاوی مدحی یا ذمی باشد. نا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدح. [م َ ] ( ع اِمص ) ستایش. ثنای به صفات جمیله. وصف به جمیل. توصیف به نیکوئی. مدحت. مدیح. مدیحه. نقیض هجا. نقیض ذم. ( یادداشت مؤلف ) . آفرین. تحسی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت. [ ص ِ ف َ ] ( ع مص ) در عربی بصورت �صفة� و در فارسی �صفت � نویسند. چگونگی کسی گفتن و آن مشتق از وصف است. ( مقدمه لغت میر سید شریف ) . بیان کردن ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خصلت. [ خ ِ / خ َ ل َ ] ( اِ ) خوی و صفت خواه نیک باشد و خواه زشت. فروز. فروزه. فروزینه. ( ناظم الاطباء ) . طبع. طبیعت. خوی. عادت. خِلَّت. خیم. ( یاد ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معیوب. [م َع ْ ] ( ع ص ) عیب ناک. ( آنندراج ) . دارای عیب. مَعیب. ( از اقرب الموارد ) . عیب ناک و عیب دار. ( ناظم الاطباء ) . آهومند. ( یادداشت به خط ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخدوش. [ م َ ] ( ع ص ) خراشیده شده و خراش داشته شده . ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخدوم. [ م َ ] ( ع ص ) خدمت کرده شده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . خدمت کرده شده و آغا و صاحب و خداوند. ( ناظم الاطباء ) . بز ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مآلک ) مآلک. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَاءْلُک و مَاءْلُکَة. ( اقرب الموارد ) . رجوع به مألک و مألکة شود. مالک. [ ل ِ ] ( ع ص ) خداوند. ( ترجمان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشیر. [ ع َ ] ( ع اِ ) ده یک. ( منتهی الارب ) ( دهار ) . دهم حصه از چیزی. ( غیاث اللغات ) . یک جزء از ده ، مانند عُشر. ( از اقرب الموارد ) . ج ، أعش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امواج. [ اَم ْ ] ( ع اِ ) ج ِ موج. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . کوهه های آب. خیزابها. موجها: از میان تلاطم امواج محنت سر برآورد و گفت. ( گلس ...