پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٥٠
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جناب. [ ج َ ] ( ع اِ ) درگاه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . آستانه خانه. ( فرهنگ برهان ) . ج ، اَجْنِبه. || پالان. ( منتهی الارب ) . || کرانه. ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مفروش. [ م َ ] ( ع ص ) گسترده شده و هر جای فرش شده. ( ناظم الاطباء ) . فرش گسترده. فرش شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . - مفروش کردن ؛ گستردن. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( تهیة ) تهیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ، اِمص ) نظم و ترتیب و آمادگی و تدارک. ج ، تهیات. ( ناظم الاطباء ) . نیکو ساختن. آماده کردن. ( از یادداشت بخط مرحوم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفخ. [ ن َ ] ( ع اِمص ، اِ ) ناز. بزرگ منشی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . فخر. کبر. ( اقرب الموارد ) . تکبر. ( ناظم الاطباء ) : ذونفخ ؛ ذو کبر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معقد. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) بستن گاه گره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . جایی که گره بسته شده است. ( ناظم الاطباء ) . || نوعی از چا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( معقدة ) معقدة. [ م ُ ع َق ْ ق َ دَ ] ( ع ص ) خیوط معقدة؛ رشته گره بسته. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . نخهای بسیار گره. ( از اقر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ریشه شناسی و زبان شناسی تاریخی، شباهت های ظاهری کلمات همیشه به معنای ارتباط زبانی یا ریشه مشترک نیست. این مورد رو دانشمندان زبان شناس با دقت زیادی بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعاهای نادرست زیادی مطرح می شود. من اینجا سعی می کنم پاسخ مستند و علمی به این شبهات بدهم و منابع معتبر را معرفی کنم تا بتوانید با اطمینان بیشتری برر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ادعای آن که این واژه از ترکی و شکل آن �gvermek� ( که احتمالاً منظور �vermek� به معنی �دادن� است ) گرفته شده، بهتر است با دقت و مستند جواب بدهم. - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

بهنام رضایی عزیز حرف خندان حرف جعلی هست که من نمی زنم دوستان قضاوت کنند ببینید چه کسی حرف جعلی و خندار می زنه خب مگه ادعا نمی کنی ترکی ثبات کن که هست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

در جواب جناب یاشار نیازی درباره واژه ی �ساغر� که هم در ادبیات فارسی و هم در زبان های دیگر مطرح شده، می تونیم با استناد به منابع معتبر تاریخی و زبان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

موضوع �آشکار� و �آشکارا� یک مسئله زبانی و ریشه شناسی است که می توان با مراجعه به منابع معتبر زبان شناسی فارسی و اوستایی به آن پاسخ داد. - - - ۱ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

موضوع ریشه شناسی واژه های فارسی و ترکی به ویژه در حوزه ی وسایل آشپزی مثل �کمچه� واقعاً مهم است و باید دقیق و مستند بررسی شود. اجازه بدهید به طور علمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

بنده این کتاب دانلود کردن منبع. عکس دیوان عنصری بلخی – تصحیح محمد دبیرسیاقی چنین واژه به اسم کمچه در این کتاب نیست عکس صفحه ۳۴۹ قرار می دهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

موضوع ریشه شناسی واژه �النگو� و ادعاهای مرتبط با آن بسیار مطرح شده و برخی ادعاهای نادرست و جعلی هم وجود دارد. من سعی می کنم با استناد به منابع معتبر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این ادعای جعلی که �پاداش� کلمه ای ترکی است و از دو جزء �پای� و �داش� تشکیل شده و در فارسی ریشه ندارد، از نظر زبان شناسی و منابع معتبر کاملاً نادرست ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعا داده بشه و هم تصویر واقعی روشن بشه بیاییم اول �ناخن� رو از دید ریشه شناسی بررسی کنیم، بعد هم بحث تاریخی حضور ترکان و ارتباطش با واژه ها رو جمع ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

سلطان جعل منبع دیس لاک با دو اکانت خود آمده خداشکر دوستان آبادیس سال یک از اکانتم ریپورت کرد و بازشان نکرد هر کسی که میگه اکانتم ریپورت کرده داره درو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

در پاسخ به ادعای جعلی و نادرستی که مطرح شده مبنی بر اینکه �واژه گرخیدن 100٪ ریشه ترکی دارد و وارد فارسی شده�، لازم است چند نکته مهم و مستند را با است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

وارث. [ رِ ] ( ع ص ) ارث بر. کسی که به او ارث میرسد. ( از اقرب الموارد ) . آن که از کسی ارث می برد. میراث گیرنده. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ) . مرده ری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صیت. ( ع اِ ) آوازه. ( مهذب الاسماء ) . آوازه و ذکر خیر. ( غیاث اللغات ) . ذکر خیر. شهرت نیکو. ذکر. ذکره : به پیش صیت احسانت گه پیمودن عالم صبا را پا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معروفیت. [ م َ فی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) معروف بودن. شهرت. اشتهار. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

معروف. [ م َ ] ( ع ص ) مشهور و شناخته. خلاف منکر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . شناخته شده و شهرت یافته و نامور. ( ناظم الاطباء ) . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مع. [ م َع ع ] ( ع مص ) گداخته شدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ؛ مع هذاالشحم و غیره معاً؛ گداخته شد این پیه و جز آن. ( ناظم الاطباء ) . مع. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تمامی. [ ت َ ] ( ق ، اِ ) همگی. ( ناظم الاطباء ) . همه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . سرتاسر : تمامی بگفتم من این داستان بدان سان که بشنیدم از باست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( تماماً ) تماماً. [ ت َ مَن ] ( ع ق ) کاملاً و بتمامه و همگی و بدون باقی. ( ناظم الاطباء ) . یکسر. یکسره. یک رهه. همه رهه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ادعا — �داغ� اوستایی/فارسی و �داغ� ترکی — را بررسی کنم تا روشن شود این واژه در واقع چه سرگذشتی دارد. - - - 1. نکته کلیدی در بحث های ریشه شناسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٥

موضوع ریشه یابی واژه ها همیشه بحث برانگیزه و به خصوص وقتی پای ریشه یابی های نادرست یا جعلی وسط میاد، باید دقیق و مستند پاسخ داد. درباره ی کلمه ی �ناق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سجع. [ س َ ] ( ع مص ) بانگ کردن قمری. ( دهار ) . بانگ کردن قمری و آنچه بدان ماند. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) . بانگ کردن کبوتر. || قصد کردن. ( م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طرد. [ طَ ] ( ع مص ) آمدن قوم را و درگذشتن از ایشان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || راندن. دور کردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

تعادل. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) با یکدیگر راست آمدن. ( زوزنی ، یادداشت مرحوم دهخدا ) . با یکدیگر برابر شدن. ( آنندراج ) . هم سنگی. با یکدیگر راحت شدن. با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکار. [ اُ ] ( اِ ) زارع وکشاورز. ( ناظم الاطباء ) . زارع و زراعت کننده. ( هفت قلزم ) ( برهان ) . کشاورز. ( مؤید الفضلاء ) . || باغبان. ( ناظم الاطب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

( قصة ) قصة. [ ق ِص ْ ص َ ] ( ع اِ ) گچ. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . رجوع به قَصّة شود. || حال. ( منتهی الارب ) . || خبر. ( منتهی الارب ) . شا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فصلی. [ ف َ] ( ص نسبی ) منسوب به فصل. مربوط به فصل. ( فرهنگ فارسی معین ) . || تاریخی است از سال شمسی که بفصل تعلق دارد، اما مأخذ آن تاریخ هجری قمری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( فصلیة ) فصلیة. [ ف َ لی ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث فصلی : امراض فصلیه. ( یادداشت مؤلف منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فصل. [ ف َ ] ( ع اِ ) مانع و حاجز میان دو چیز. || هر جای پیوستگی در استخوان هر بند اندام. || ( ص ) سخن حق و راست. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

استعفاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) معاف کردن تکلیف خواستن. ( منتهی الارب ) . معاف کردن خواستن. ( زوزنی ) . استدعاء کناره گیری از شغل : از شغلهائی که بدیشان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( لزوماً ) لزوماً. [ ل ُ مَن ْ ] ( ع ق ) ضرورتاً. بالضرورة. اضطراراً. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محفظه. [ م َ ف َ ظَ] ( ع اِ ) جای حفظ کردن و نگاه داشتن. ( ناظم الاطباء ) . آنچه اشیاء را در آن نگاهدارند. جائی که چیزی در آن حفظ کنند. جای نگاهداری. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محفظ. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) به خشم آورنده. ( از منتهی الارب ) . کسی که به خشم می آورد. ( ناظم الاطباء ) . محفظ. [ م ُ ح َف ْ ف ِ ] ( ع ص ) یاددهنده ٔک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( فعلة ) فعلة. [ ف َ ع َ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ فاعل. کارگران و بیشتر آن دسته که در کار گل باشند. در تداول فارسی زبانان به معنی مفرد آید. ( از یادداشتهای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( حِ فِ ) [ ع . حرفة ] ( اِ. ) پیشه ، کار. حرفت، پیشه، صناعت، کسب وکار، حرف جمع ( اسم ) پیشه کسب و کار صناعت : ( ( حرف. مشاجیست ? ) ) ابن زید بن م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مشعل. [ م َ ع َ ] ( ع اِ ) مشعلة. قندیل و پلیته. ( منتهی الارب ) . قندیل. ج ، مَشاعل. ( اقرب الموارد ) . قندیل و پلیته. ج ، مشاعل. قندیل بزرگ مشبک و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عیالوار. [ عیال ْ ] ( ص مرکب ) صاحب عیال. دارنده اهل و عیال. کسی که نانخور بسیار داشته باشد. ( فرهنگ فارسی معین ) . بسیارعیال. معیل. عیالمند. عیالبار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متحیر. [ م ُ ت َ ح َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) سرگشته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . سرگشته و آشفته و حیران و آواره و رانده از جای. آشفته و سرگردان و سرگشته و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرت. [ ق ُ رَ ] ( ع مص ) قدرة. توانستن. توانائی داشتن. رجوع به قدرة و قدران شود : میرسد مست و جهانسوز و که دارد قدرت که سر راه به آن شعله آتش گیرد. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

آقای محترم مگه مشکل داری همش داری به ترک توهین تو جای دیگه که این طور نیستی ادعا ترک بودم داری کسی که زمین زمان توهین سرزش آقای سعید سرور یا امین یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعا رو دقیق خوندم و می تونم برات با استناد به منابع معتبر ( زبان شناسی تاریخی، فرهنگ های کهن، و اسناد واژه شناسی ) قدم به قدم نقدش کنم. برای اینکه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعاها پایه علمی ندارند جواب رو هم طوری می نویسم که هم از نظر زبان شناسی تاریخی دقیق باشه، هم با رفرنس های دانشگاهی پشتیبانی بشه، و هم سوءبرداشت های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

این ادعای شما درباره ریشه شناسی کلمه �چانه� از زبان ترکی و فعل �آچماق� ( باز کردن ) رو به صورت دقیق و مستند نقد می کنم، با ذکر منابع معتبر زبان شناسی ...