پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٤٩
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساحر. [ح ِ ] ( ع ص ، اِ ) جادو. ( مهذب الاسماء ) . افسونگر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . سحرکننده. آنکه سحر کند. جادوگر. جادوکن. ج ، سَحَرَه ، ساحری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصلات. [ اِ ] ( ع مص ) شمشیر آویختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . از نیام برکشیدن شمشیر. ( تاج المصادر بیهقی ) . تیغاز نیام برکشیدن. ( از قطر المحیط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منقلب. [ م ُ ق َ ل ِ ] ( ع ص ) برگردنده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . برگشته و برگردانیده شده و رجعت کرده و منصرف شده. ج ، منقلبون. ( ناظم الاطباء ) : قالو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمیت. [ ک ُ م َ / م ِ ] ( ع اِ ) اسب نیک سرخ فش و دم سیاه ، مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ج ، کُمت ، کماتی ( کزرابی ) مثله شذوذاً. سیبویه گفت : از خل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متغیر. [ م ُ ت َ غ َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) برگردنده از حال خود. ( آنندراج ) . دگرگون شده و از حال خود برگردیده. برگردیده از حالی به حالی. ( ناظم الاطباء ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متبدل. [ م ُ ت َ ب َدْ دِ ] ( ع ص ) بدل چیزی گیرنده. ( آنندراج ) . کسی که می گیرد چیزی را عوض چیزی. || دگرگون شده. تبدیل شونده. || آن که واژگون می کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متحول. [ م ُ ت َ ح َوْ وَ ] ( ع اِ ) محل تحول. مکان انتقال. ( فرهنگ فارسی معین ) : آن انتقال فرخ بود، این نزول مبارک باد. . . زمین این متحول منبت لاَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجارت. [ ت ِ رَ ] ( ع مص ) تجارة. سوداگری و بازرگانی. ( ناظم الاطباء ) . بازرگانی کردن. ( آنندراج ) . بازرگانی و خرید و فروش. ( فرهنگ نظام ) . بده بس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجار. [ ت َ ] ( ص ) تجا. ( فرهنگ رشیدی ) . تجاره. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) . در کتاب زند بمعنی رونده مرقوم است مثل نوند. ( فرهنگ جهانگیری ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجاریب. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تجربه. تجارب. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) . رجوع به تجریب و تجارب شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجارید. [ ت َ ] ( ع اِ ) دسته ای از سپاهیان بجایی فرستاده شده. ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجاری. [ ت ُج ْ جا ] ( ص نسبی ) منسوب به تاجر و بازرگان. ( ناظم الاطباء ) . تجاری. [ ت ِ ری ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به تجارت. رجوع به تجارت و تجارة ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدر. [ ق َ ] ( ع اِ ) اندازه چیزی. ( منتهی الارب ) مقدار. ( آنندراج ) : متحیر نه در جمال توام عقل دارم به قدر خود قدری. سعدی. فارغی از قدر جوانی که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامتصور. [ م ُ ت َ ص َوْ وَ ] ( ص مرکب ) تصورنشده. || چیزی که دریافت و تصور آن ممکن نباشد. ( ناظم الاطباء ) . ناممکن. صورت ناپذیر. منبع. لغت نامه ده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( بعداً ) بعداً. [ ب َ دَن ] ( ع ق ) سپس. وقت دیگر. زمان دیگر. مقابل قبلاً. سپس چیزی. ( مؤید الفضلاء ) . پس از آن. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بعد. [ ب َ ] ( ع اِ، ق ) پس. ضد قبل. و آن در حالت اضافت معرب بود و در حالت افراد مبنی بر ضم و من بعد و افعل بعداً. منونین نیز روایت کرده اند و حکی ال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قرار. [ ق َ ] ( ع مص ) ثبات و قرار ورزیدن. آرمیدن. ( منتهی الارب ) . ثبات و آرمیدن. ( اقرب الموارد ) . آرام گرفتن. || آرام دادن. لازم و متعدی هر دو آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعقیب. [ ت َ ] ( ع مص ) زرد شدن میوه عرفج. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || از پی درداشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

شکایت. [ ش ِ ی َ ] ( از ع ، اِمص ) گله کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ) . گله گزاری. گله مندی. ( ناظم الاطباء ) . گله و ملال انگیز از صفات اوست ، وبا لفظ ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طلسم. [طِ ل ِ ] ( معرب ، اِ ) ( از یونانی طلسما ) دستگاهی به علم حیل کرده. آنچه خیالهای موهوم بشکل عجیب در نظر می آرند و نیز شکلی و صورتی عجیب که بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لااقل. [ اَ ق َل ل ] ( ع ق مرکب ) ( از: لا اقل ) به معنی دست کم. باری. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

ادعاهای تاریخی، زبان شناسی، جغرافیایی و حتی سیاسی است که بخشی اش بر پایه سوءبرداشت از منابع یا استفاده گزینشی از آن هاست. برای پاسخ علمی و مستند باید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آقای خداشکر اکانت فعل شده واقعی حساب پان عربیش رو دوستان بنده آدم این قد هفت خط ندیدم از اینور بوم میفته آنور بوم جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣٠

آقای خداشکر اکانت فعل شده واقعی حساب پان عربیش رو دوستان بنده آدم این قد هفت خط ندیدم از اینور بوم میفته آنور بوم جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٨

آقای خداشکر اکانت فعل شده واقعی حساب پان عربیش رو دوستان بنده آدم این قد هفت خط ندیدم از اینور بوم میفته آنور بوم جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

آقای خداشکر اکانت فعل شده واقعی حساب پان عربیش رو دوستان بنده آدم این قد هفت خط ندیدم از اینور بوم میفته آنور بوم جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣٠

ادعاها که درباره ی ریشه ی واژه های فارسی و میوه ها به صورت ترکی داده شده اند، متأسفانه علمی و معتبر نیستند و با منابع زبان شناسی تاریخی و فرهنگ لغت ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آقای بایرام آذربایجانی به شما هیچ ربطی نداره که من چیکار می کنم یا دوستان ما ترک هستم اما دنبال واقعیت هستم نه جعلیات آقا ( آشکار ) آشکار. [ ش ْ / ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعایی که مطرح شده، به نظر می رسد که فرد مدعی است هیچ نشانه فرهنگی از ایرانیان ( رقص، موسیقی، لباس ) ارائه نشده و در مقابل می گوید تورک ها هزار سال ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعاهای غلط و نادرست درباره زبان فارسی و ترکی است که متأسفانه در فضای مجازی و گاهی در جمع های غیرعلمی رواج دارد. در ادامه، با استناد به منابع معتبر ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرا چیزی به جعل وجود حرف شماست بدون سند مدرک شما مثل آدمی هستی مثل شخصی خودش رو بیان می دهد من چیزی ناراحت نمی شود بهنام رضایی عزیز شما انگار ناراحت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ادعاها که زبان فارسی را کاملاً مشتق از ترکی می دانند و واژه ها را با قیاس های نادرست و بدون پشتوانه ی علمی تحلیل می کنند، متأسفانه از دیدگاه های غیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطار، محمد علی و قرآن عربی مبین عبدالرضا و افشین و بهنام رضایی با اسم انگلیسی و فارسی و امیر و مح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

آقای خداشکر اکانت فعل شده جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطار، محمد علی و قرآن عربی مبین عبدالرضا و افشین و بهنام رضایی با اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آقای خداشکر اکانت فعل شده جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطار، محمد علی و قرآن عربی مبین عبدالرضا و افشین و بهنام رضایی با اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

آقای خداشکر اکانت فعل شده جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطار، محمد علی و قرآن عربی مبین عبدالرضا و افشین و بهنام رضایی با اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

آقای خداشکر اکانت فعل شده جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطار، محمد علی و قرآن عربی مبین عبدالرضا و افشین و بهنام رضایی با اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

آقای خداشکر اکانت فعل شده جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطار، محمد علی و قرآن عربی مبین عبدالرضا و افشین و بهنام رضایی با اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٧

آقای خداشکر اکانت فعل شده جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطار، محمد علی و قرآن عربی مبین عبدالرضا و افشین و بهنام رضایی با اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٧

آقای خداشکر اکانت فعل شده جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطار، محمد علی و قرآن عربی مبین عبدالرضا و افشین و بهنام رضایی با اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعاهای کلی و مبهم نیازمند بررسی علمی و منابع معتبر تاریخی، زبان شناسی و مردم شناسی است. در ادامه، با استناد به منابع شناخته شده و علمی، نکاتی مهم بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آقای بهنام رضایی جواب تو رو دیروز باحساب سعید سرور دادم تابلو بازی خودت در آوردی هزار بار جواب دادم باز حرف قبلی می زنی قضاوت با دوستان هست. با مناب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسدود. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سَدّ. رجوع به سد شود. || بازداشته شده. ( از منتهی الارب ) . || استوار کرده و اصلاح نموده. || سدشده و بندشده و بس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صادرات. [ دِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ صادرة. مقابل واردات. || در تداول علمای اقتصاد و بازرگانان ، کالاهائی است که از نقطه ای به نقطه دیگر و مخصوصاً از کشور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صادر. [ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از صدور. بازگردنده. مقابل وارد. از جای بیرون آینده. ( غیاث اللغات ) . رونده ( در مورد شخص و شی هر دو استعمال شود ) : ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( صادرة ) صادرة. [ دِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث صادر. || ( اِخ ) نام سدرةالمنتهی است. ( منتهی الارب ) . صادره. [ دِ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان وراوی بخش ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذ. [ غ َذذ ] ( ع مص ) روان گردیدن ریم از جرح. ( منتهی الارب ) : غَذَّ الجرح ُ غَذّاً؛ سال بما فیه من قیح و صدید، تقول : ترکت جرحه یغذ. ( اقرب الموار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قصاب. [ ق ِ ] ( ع اِ ) بندهای آب و پشته ها که در پای دیوار سازند تا آب جمع نشود و اطراف دیوار نیفتد و ویران نگردد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرامت. [ غ َ م َ ] ( ع اِ ) غَرامَة. ج ، غرامات. ( اقرب الموارد ) . تاوان. ( منتهی الارب ) ( صحاح الفرس ) ( آنندراج ) ( دهار ) . آنچه ادایش لازم باشد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ارجاع. [ اِ ] ( ع مص ) بازگردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) : ارجعه اﷲ. || چیزی را بسوی چیزی متوجه گردانیدن. ( غیاث اللغات ) . || رجوع ...