پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٤١)

بازدید
٢,٩٠٢
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیاشی. [ ع َی ْ یا ] ( حامص ) عمل عیاش. عیش و عشرت و خوشگذرانی و شادی و اشتغال به شادی. || شهوت پرستی و فسق و فجور و ماژپرستی. ( ناظم الاطباء ) . و ر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشرت. [ ع ِ رَ ] ( ع اِمص ) عِشْرة. مصاحبت کردن. معاشرت کردن. ( فرهنگ فارسی معین ) . الفت و مصاحبت. ( ناظم الاطباء ) . خوش زندگانی کردن با هم. ( غیاث ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیش. [ ع َ ] ( ع مص ) زیستن. ( از منتهی الارب ) . زندگانی کردن. ( آنندراج ) . زیست و زیست کردن. ( از ناظم الاطباء ) . مَعاش. مَعیش. مَعیشة. عَیشة. عَ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیاش. [ ع َی ْ یا ] ( ع ص ) بسیار زیست کننده و نیکوحال. ( ناظم الاطباء ) . صیغه مبالغه است از �عیش �، یعنی دارای حیات گشتن. || فروشنده �عیش � یعنی نا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارذال. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ رَذل. فرومایگان. ( غیاث اللغات ) . ناکسان. ( مهذب الاسماء ) . دونان. خسیسان. ارذال. [ اِ ] ( ع مص ) ناکس و فرومایه گر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الواط. [ اَل ْ ] ( از ع ، ص ، اِ ) در تداول عوام ، دارای اعمال زشت. این کلمه که صورت جمع دارد در تداول عامه بیشتر بجای مفرد استعمال شود چنانکه گویند: ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجامر. [ اَ م ِ ] ( از ع ، اِ ) اَجامِره. جمعی است بی مفرد بمعنی بوش. اراذل و اوباش. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجازت. [ اِ زَ ] ( ع مص ) رجوع به اجازه شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمنا. [ ت َ م َن ْ ن ] ( اِ ) خواهش و آرزوی و خام و تباه از صفات اوست و بالفظ یافتن و کردن و داشتن و پختن و بستن و در دماغ آوردن و در دل شکستن و سوخت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظاهر. [ هَِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ظهور. آشکار. پدیدار. هویدا. معلوم. واضح. روشن. عیان. باهر. مرئی. پدیدآینده. نمودار. بیان کننده. پدید. زمم : این قا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مباحث. [ م َ ح ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَبحَث و فارسیان بمعنی بحث استعمال کنند. ( آنندراج ) . ج ِ مبحث. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) : مباحثی که در آن ح ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفاک. [ س َ ف ْ فا ] ( ع ص ) خون ریزنده. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ) . بسیار خونریز. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) : و این سعدالدین فضلی و خطی داشت اما م ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظالم. [ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ظلم. کسی که چیزی را در غیر موضع خود نهد. بیداد. بیدادگر. ستمگر. ستمکار. جافی. جابر. متعدی. مردم آزار. جفاکار. غاشم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �موسیر� یکی از واژه های جالب در زبان فارسی است که به گیاهی خوراکی اشاره دارد و به ویژه در ایران کاربرد خوراکی و دارویی دارد. برای تحلیل ریشه ش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موسیقی. ( معرب ، اِ ) علم تألیف لحون. فن تألیف الحان. ( مفاتیح ) . علم ادوار. علم نغمات. علمی است که بدان احوال نغمات و ازمنه آن توان دانست. به عبا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مؤسی. [ م ُ ءَس ْ سی ] ( ع ص ) نعت فاعلی از تأسیة. تعزیت دهنده. تسلی دهنده. مؤسی. [ م ُ ءَس ْ سا ] ( ع ص ) نعت مفعولی از تأسیه. تیمار داشته شده. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

درباره واژه �داش� و ریشه ی آن خیلی مهم و در عین حال پیچیده است، چون برخی منابع سنتی و غیررسمی تلاش کرده اند با برداشت های نادرست و جعلی ریشه های ترکی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژهٔ �سیک� ( Sikh ) به طور معمول به پیروان آیین سیک گرایی ( Sikhism ) اشاره دارد که دینی یکتاپرست است و در قرن پانزدهم میلادی در منطقه پنجاب ( در هن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه �بای� ( که گاه به صورت های بیگ، بگ، بایق، بگ بیگی و. . . نیز دیده می شود ) ، یکی از واژه های پرکاربرد در زبان های ترکی است که از لحاظ تاریخی و ر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درباره واژه �فنر� بدون به منابع معتبر زبان شناسی و تاریخچه زبان فارسی و زبان های همسایه مراجعه کنیم. - - - معنی و ریشه واژه �فنر� 1. فنر در زب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ادعاهایی که مطرح کردید، نمونه ای از برداشت های غیرعلمی، آوانگار و فاقد پشتوانه ی زبان شناسی تاریخی هستند. در ادامه با ارجاع به منابع معتبر زبان شناسی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طوق. [ طَ ] ( ع اِ ) هرچه گِرد گیرد چیزی را. ( منتهی الارب ) . هرچه مدور بوده و گرد چیزی برآمده باشد. ( منتخب اللغات ) . || گردن بند. ( منتهی الارب ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهایی که مطرح کردید، نمونه ای از برداشت های غیرعلمی، آوانگار و فاقد پشتوانه ی زبان شناسی تاریخی هستند. در ادامه با ارجاع به منابع معتبر زبان شناسی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ گلنگدن یک اصطلاح تخصصی در حوزه ی سلاح گرم است و در زبان فارسی معاصر به بخشی از سلاح های گرم دستی ( مثل تفنگ یا تپانچه ) اطلاق می شود که وظیفه ی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

ادعایی که �موش� واژه ای ترکی است که به معنی �گربه� بوده و در دیوان لغات الترک هم آمده، یک تحریف آشکار است که نه با واقعیت زبان شناسی ترکی سازگار است، ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

ریشه شناسی واژه ی چادر با توجه به منابع معتبر زبان شناسی و واژه نامه ها به شرح زیر است: - - - ✅ 1. فرهنگ دهخدا: > چادر: جامه ای از پارچه، معمول ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت مستند و با تکیه بر منابع زبان شناسی معتبر، به این ادعای نادرست پاسخ داده می شود: - - - ❌ ادعای نادرست: > �پسوند "ایدون"/"ایشون" ریشه در ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ادعا پاسخ دهیم - - - ❌ ادعای جعلی: > �املت اسم ترکی است، نه فرانسوی. تمام زبان های دنیا ریشه ترکی دارند. � این جمله حاوی دو ادعای نادرست و ج ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاها رو با دقت و استناد به منابع معتبر بررسی کنیم. این که برخی واژه ها یا جریان ها بدون سند و از روی احساسات به موضوعات زبانی یا سیاسی ربط داده می ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( قطعاً ) قطعاً. [ ق َ عَن ْ ] ( ع ق ) جزماً. ( اقرب الموارد ) . یقیناً: الامر واقع قطعاً؛ منصوب است بنابر آنکه مصدر باشد به معنی اجزم به و قیل علی ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( قطعة ) قطعة. [ ق َ ع َ ] ( ع مص ) بریده شدن دست از بیماری. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به قَطَع شود. قطعة. [ ق ِ ع َ ] ( ع اِ ) پاره ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قطعی. [ ق ُ عی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به ابوقطعة، و آن حیی است. ( منتهی الارب ) . قطعی. [ ق ُ طَ عی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به قطیعة، و آن بطنی است ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

قطع. [ ق َ ] ( ع مص ) بریدن و جدا کردن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . گویند: قطعه قطعاً و مَقْطَعاً و تِقِطّاعاً. || گذشتن : قطع النهر قطعاً و ق ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبخ. [ طَ ] ( ع مص ) پختن اِشتواء باشد یا اقتداراً. ( خواه به بریان کردن و خواه در دیگ پختن ) . یقال : هذه ُ خبزةٌ جیدةالطبخ. و کذا آجُرة. ( منتهی ال ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسجیل. [ ت َ ] ( ع مص ) سجل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . || سجل نوشتن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسجل. [ م ُ ج ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از اِسجال. رجوع به اِسجال شود. مسجل. [ م ُ ج َ ] ( ع ص ) مباح از هر چیز. ( منتهی الارب ) . بذل شده و مباح برای ه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتق. [ م ُ ت َق ق ] ( ع ص ) لفظی که از لفظ دیگر گرفته شده وفارسیان به تخفیف هم آرند. ( از غیاث ) ( آنندراج ) . کلمه گرفته شده از کلمه دیگر. بیرون آم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

استنباط. [ اِ تِم ْ ] ( ع مص ) به آب رسیدن چاه کن. آب برآوردن. ( منتهی الارب ) . بیرون آوردن آب. ( تاج المصادر بیهقی ) . الاستنباط، استخراج الماء من ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( آمور ) آمور. ( اِخ ) نام رودی بزرگ ، فاصل سیبریا و منچوری ، و آن را ساخالین نیز نامند. امور. [ اُ ] ( ع اِ ) ج ِ امر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جماهیر. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جمهور. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به جمهور شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روایی. [ رَ ] ( حامص ) رواج. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) . رونق داشتن. ( برهان قاطع ) . رونق و خوبی داد و ستد و خرید و فروخت. روا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روایح. [ رَ ی ِ ] ( ع اِ ) صورتی است از روائح بمعنی بویهای خوش یا ناخوش : روایح کرمت با ستیزه رویی طبع خواص نیشکر آرد مزاج کسنی را. انوری. و در این ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روایت. [ رِ ی َ ] ( ع مص ) نقل سخن و یا خبر از کسی. ( ناظم الاطباء ) . نقل کردن سخن. ( غیاث اللغات ) . واگویه کردن سخن کسی را. روایة. رجوع به روایة ش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافقت. [ م ُ ف َ / ف ِ ق َ ] ( از ع ، اِمص ) موافقة. ضد مخالفت. ( ناظم الاطباء ) . موافقه. سازواری. سازگاری. تناسب. ملایمت. همسازی. وفاق. توافق. موا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

موافق. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) سازوار. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) . سازوار و مطابق و هم آهنگ. ( از یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ) . سازگار. سا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مذ. [ م ُ ] ( ) به معنی صاحب و خداوند باشد و مرکب می آید همچو اسفندارمذ. ( برهان قاطع ) . اشتباه است ، چه اسفندارمذ مرکب است از: اسفند = اسپند ارمذ = ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مذلت. [ م َ ذَل ْ ل َ ] ( از ع اِمص ) ذل. ذلالت. ذلة. خوار شدن. ( غیاث اللغات ) . مذلة. رجوع به مذلة شود. || ( اِمص ) خواری. ذلت. ذل. هوان. مقابل عزت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

مذهبی. [ م َ هََ ] ( ص نسبی ) متدین. متشرع. مؤمن به مذهب. معتقد به شریعت و مذهبی که دارد. پای پند دستورها و آداب مذهب. متعصب در مذهب و عقیدت خویش. ر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مذاهب. [ م َ هَِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَذْهَب. رجوع به مذهب شود : در این که گفتم معما و تأویل نیست به هیچ مذهب از مذاهب که استعمال رخصت می کند. ( تاریخ بی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مذال. [ م ِ ] ( ع مص ) مَذَل. مذالة. ( متن اللغة ) . رجوع به مَذَل شود. || مَذل. مَذَل. ( متن اللغة ) . رجوع به مَذَل شود. مذال. [ م ُ ] ( ع ص ) دام ...