پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٤٨
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

وسعت. [ وُ ع َ ] ( ع اِمص ) وسعة. فراخی. ( غیاث اللغات ) . گشادی و فراخی و گنجایش و پهنایی و ظرفیت. ( ناظم الاطباء ) : نه وسعت در درون مور آری نه از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسع. [ وَ ] ( ع اِمص ) فراخی و توانگری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . || دست رس و طاقت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) . || ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

کرد ها یکی قوم خوب هستند بنده با منابع های معتبر حرف می زنم همین طور الکی حرف نمی زنم درضمن کسی یا کسانی توهین الکی می کنند نشان ندهد کم آوردن آدم عا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعاها را بررسی کنیم و با منابع معتبر پاسخ دهیم. متن شما شامل چند ادعای اساسی است که باید جداگانه تحلیل شوند: - - - ۱. ادعای �اندازه� کاملاً ترک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی واضح است که این ادعا کاملاً نادرست و بی پایه است، و می توان با دلایل زبان شناسی و منابع معتبر تاریخی به آن پاسخ داد. بیایید گام به گام بررسی کنی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعا که واژه های �انجوغ�، �بونجوغ�، �افروغ� و… همه ریشه ترکی دارند، از نظر زبان شناسی تاریخی کاملاً اشتباه و فاقد پشتوانه علمی است. بیایید قدم به قدم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه های تاریخی و زبان شناسی است و می توان با دلایل علمی و منابع معتبر آن ها را نقد کرد. بیایید بند به بند بررسی کنیم: - - - ۱. ادعای �اسم افر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعایی که مطرح شده درباره ریشه ی ترکی واژه های فارسی مثل �افروختن� و �افروغ� کاملاً از نظر زبان شناسی تاریخی جعلی است و با شواهد مستند تطابق ندارد. ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای رایج علیه ترک ها و ریشه ی فرهنگی و زبانی آن هاست، که معمولاً در شبکه های اجتماعی و برخی منابع غیرعلمی مطرح می شود. بیایید این موضوع را مرحله ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موضوع شما هم ریشه شناسی تاریخی و هم نقد جعلیات زبان شناسی است، و می خواهید نشان بدهید که واژه هایی مثل دوغدو / دوغذُوا / دُغدویه در اوستایی و پهلوی ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعاها نگاه کنیم و به صورت مستند و علمی پاسخ بدهیم. این متن پر از ادعاهای شبه علمی و تحریف های زبانی است که باید مرحله به مرحله بررسی شود. - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

دربارهٔ واژه �بوران�، باید مشخص کنیم که منظورتان بوران به معنی پدیدهٔ جوی ( باد و برف شدید ) است یا �بوران� به عنوان نام شخص/مکان تاریخی. اگر منظور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ادعایی که برات فرستادن هم از نظر تاریخی و هم از نظر زبان شناسی کاملاً مغشوشه و با شواهد معتبر نمی خونه. من هم بخش به بخشش رو باز می کنم و با منابع مع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٧

من به کسی توهین نکردن اگر کردن باشد دهن می بندم اگر مثل لات لوت اگر حرف زدم دهن می می بدهم درضمن آدم عقل یا نرمال به دیگران توهین نمی کنه توهین کردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعای شما نگاه کنیم و آن را با منابع معتبر تاریخی و زبان شناسی بررسی کنیم. نکته کلیدی این است که باید تمایز بین ریشه تاریخی واژه در اوستا و پهلوی و ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعاها را به شکل علمی و مستند بررسی کنیم. ادعاهایی که آوردید مربوط به ریشه شناسی برخی واژه های فارسی از ترکی است. این نوع ادعاها معمولاً از دیدگاه ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

دوستان بنده آدم این قد هفت خط ندیدم از اینور بوم میفته آنور بوم یا پان ترک می شود یا پان عرب یا پان کرد دوستان این فرد کارش ساخته ساز منبع یک کار ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢٣

ای آقا خداشکر اکانت فعل شده بنده آدم این قد هفت خط ندیدم از اینور بوم میفته آنور بوم یا پان ترک می شود یا پان عرب یا پان کرد جدیری عضو از ٥ سال پیش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای بدون پشتوانه است که به نظر می رسد می خواهد واژه های موجود در زبان های ترکی و واژه های اوستایی/فارسی را به طور مستقیم و بدون شواهد علمی هم ریش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

اختلال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) درماندن شتران در علف شیرین. || گذرانیدن در چیزی نیزه را و دوختن بآن. || حاجتمند شدن بسوی چیزی یا کسی. نیازمند شدن. لاغر و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ذهن. [ ذِ ] ( ع اِ ) فهم. دانست. عقل. دریافت. ( منتهی الارب ) . هوش. ( قاضیخان بدر محمد دهار ) . خرد. زیرکی. فهم. ( منتهی الارب ) . تیزی خاطر. ( منته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سادیسم. ( فرانسوی ، اِ ) شهوت پرستی توأم با بی رحمی. درکتاب روان پزشکی دکتر عبدالحسین میرسپاسی در بیان انحرافات جنسی چنین آمده : معشوق آزاری و �سادی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

قساوت. [ ق َ وَ ] ( ع مص ، اِمص ) قساوة. رجوع به قساوة شود. قساوة. [ ق َ وَ ] ( ع مص ) سخت و درشت گردیدن. || ناسره گشتن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی ال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

خدع. [ خ َ / خ ِ ] ( ع مص ) فریفتن کسی را و خواستن آنکه بوی مکروهی رساند بدون آنکه او باخبر شود. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) . ظاهر کردن بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

دغل. [ دَ ] ( ع مص ) دو دل درآمدن در چیزی. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . داخل شدن با شک و تردید. ( از اقرب الموارد ) . دغل. [ دَ غ َ ] ( ع ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

خدعه. [ خ ُ ع َ ] ( ع اِ ) مکر. فریب. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) . نیرنگ. کنبوره. دستان. زرق. دغا. اوزن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٦

( حقة ) حقة. [ ح َق ْ ق َ ] ( ع ص ) تأنیث حق. ثابت. راست. درست : مذاهب حقه. دعاوی حقه. || ( اِ ) بلای ثابت. و اخص است از حق و حقیقت. || حقیقت چیزی. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقارت. [ ح َ رَ ] ( ع اِمص ) ذلت. خواری. ( از اقرب الموارد ) . زبونی. پستی. فرومایگی. کوچکی. || ( مص ) خرد شدن. حقیر شدن. ( زوزنی ) . خوار شدن. زبون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مکر. [ م َ ] ( ع اِمص ، اِ ) فریب. ( منتهی الارب ) . فریب. ریو. تنبل و حیله و خدعه و فریب دادگی و تزویر و ریا و دورویی و غدر. ( ناظم الاطباء ) . فریب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غنج. [ غ َ ] ( اِ ) جوال. ( فرهنگ اوبهی ) ( برهان قاطع ) ( از فرهنگ اسدی ) ( فرهنگ رشیدی ) . خُرج. ( مهذب الاسماء ) . و بعضی گویند جوالی است مانند خر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فتان. [ ف ُ ] ( نف ، ق ) افتان : دلش حیران شد از بی یاری بخت فتان ، خیزان ، ز ناهمواری بخت. نظامی. رجوع به افتان و افتادن شود. فتان. [ ف َ ] ( ع ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( غمزة ) غمزة. [ غ َ زَ ] ( ع مص ) یک بار به چشم اشاره کردن. ( ناظم الاطباء ) . اسم مرت از غَمز. ج ، غَمَزات. رجوع به غَمز شود. غمزه. [ غ َ زَ / زِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفاق. [ ن َ ] ( ع مص ) رایج و روان گردیدن بیع. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) . رواج شدن بیع. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) . || روان و رواج ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مفسد. [ م ُ س ِ ] ( ع ص ) تباه کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) . تباه کننده. فسادکننده. ( ناظم الاطباء ) . تباهکار. ( مهذب الاسماء ) . فتنه ساز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفن. [ ت ِ ل ِ ف ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) کلمه مرکب فرنگی است از تله به معنی دور و فون به معنی صدا. آلتی است که بدان از نقاط دور مکالمه کنند و این وسیله ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مؤید. [ م ُ ءَی ْ ی َ ] ( ع ص ) قوت داده شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . قوت داده شده. نیروداده شده. ( ناظم الاطباء ) . قوت داده شده. تقویت شده. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسکوت. [ م َ ] ( ع ص ) کسی که دچار بیماری سکته شده باشد. ( از اقرب الموارد ) ( ذخیره خوارزمشاهی ) . سکته زده. مبتلی به بیماری سکته. || ساکت شده و خام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زرق. [ زَ ] ( از ع ، مص ) ادخال مایعی به اعانت آبدزدک در جوفی. ( ناظم الاطباء ) . وارد کردن دوای مایع بوسیله سرنگ. تزریق. ( فرهنگ فارسی معین ) . فرهن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

شهید. [ ش َ ] ( ع ص ، اِ ) کشته در راه خدا. ( ترجمان البلاغه ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) . کشته شده در راه خدا. آنکه به شهادت دست یافته بود در راه خد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غماز. [ غ َم ْ ما ] ( ع ص ) فشارنده وجنباننده و بهیجان آورنده. صیغه مبالغه است از غَمز. ( از اقرب الموارد ) . || سخن چین. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریا. ( ع اِمص ) ریاء. ظاهرسازی. چشم دیدی. ( یادداشت مؤلف ) . ساختگی. ظاهری : زنا و ریا آشکارا شود دل نرم چون سنگ خارا شود. فردوسی. من مانده به یمگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

منافق. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) آنکه کفر پنهان دارد. ( مهذب الاسماء ) . کسی که در آشکار دعوی مسلمانی کند و در نهان کفر ورزد. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ) . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناسب. [ م ُ س ِ ] ( ع ص ) مشاکل. مشابه. هم شکل. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || دارای مناسبت و مشابهت و موافقت. ( ناظم الاطباء ) : چون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناسبت. [ م ُ س َ / س ِ ب َ ] ( از ع ، اِمص ) موافقت و پیوستگی و علاقه و ارتباط و مشابهت. ( ناظم الاطباء ) . مناسبة : اما اصل دوستی را که بنابر مناسب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منال. [ م َ ] ( ع اِ ) جای یافتن چیزی. ( غیاث ) . || ( مص ) نیل. یافتن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . در عربی مصدر است و به معنی یافتن و به چیزی رس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مناجات. [ م ُ ] ( ع مص ) راز گفتن با کسی. ( آنندراج ) . راز و نیاز. نجوی کردن. مُسارَّة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . مناجاة : علی گوش بر دهن رسول ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصویب. [ ت َص ْ ] ( ع مص ) کسی را در کاری به صواب منصوب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . راستگوی دانستن کسی را و راستگوی شمردن. ( منتهی الارب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساحری. [ ح ِ ] ( حامص ) عمل ساحر. ساحر بودن. سحر کردن : امام زمانه که هرگز نرانده ست برِ شیعتش سامری ساحری را. ناصرخسرو. مطرب سحر پیشه بین در صور ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( ساحرة ) ساحرة. [ ح ِ رَ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث ساحر. رجوع به ساحر شود. || زن جادوگر. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) : گیتی زنی است خوب و بداندیش و شوی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصالت. [ اَ ل َ ] ( ع مص ) نجابت و شرافت. ( فرهنگ نظام ) . اصیل بودن. ( اقرب الموارد ) . اصلی شدن. ( از تاج المصادر ) ( آنندراج ) . نجابت : و کریمتر ...