پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٩٦٠)

بازدید
٢,٤٤٧
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الساق. [ اِ ] ( ع مص ) برچسبانیدن. ( منتهی الارب ) . بچیزی وادوسانیدن. ( مصادر زوزنی ) . بچیزی بادسانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) . چسبانیدن. ( از اقرب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

السان. [ اِ ] ( ع مص ) عاریت دادن کسی را شترکره ، تا بدان ناقه خود را دوشد، گویی زبان ( لسان ) شترکره را به او عاریت داده است. ( از منتهی الارب ) . | ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الساع. [ اِ ] ( ع مص ) دشمنی انداختن میان دو کس و برآغالیدن بر یکدیگر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . || گزانیدن کسی با عقرب یا ما ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( آل ساعدی ) آل ساعدی. [ ل ِع ِ ] ( اِخ ) نام طایفه ای از عرب جباره ، ساکن فارس. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( الساعة ) الساعة. [ اَس ْ سا ع َ ] ( ع اِ ) رستاخیز. رستخیز. روز قیامت. مأخوذ از قرآن کریم ، آیات : و یوم تقوم الساعة ( 12/30 ) ، اقتربت الساعة. ( ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حسی. [ ح َس ْی ْ / ح ِ سا ] ( ع اِ ) چاه خرد در زمین نرم که به آب نزدیک باشد. || آبی که ریگ فروخورده باشد و چون ریگ یکسو کنند پیدا آید و منقطع نشود. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کما. [ ک َ ] ( اِ ) آستین رفیده را گویند و رفیده لته ٔچندی است که مانند گرد بالشی دوزند و خمیر نان را بر بالای آن پهن سازند و بر تنور چسبانند و آستین ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صوف. ( ع اِ ) پشم گوسفند. ( منتهی الارب ) ( ترجمان علامه علائی ) ( مهذب الاسماء ) . پشم ، عِهْن. ج ، اَصواف. پشم بعضی حیوانات. ( غیاث اللغات ) . در ا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ائمه. [ اَ ءِم ْ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ امام. بزرگان. سران. پیشوایان : یکی را از بزرگان ائمه پسری وفات یافت. ( گلستان باب هفتم ) . - ائمه جماعت ؛پیش نم ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

موضوعی جالب در فرهنگ و تاریخ ایران پرداخته که نیاز به تحلیل دقیق با استفاده از منابع معتبر دارد. در ادامه، به تحلیل واژه �سبیل�، جایگاه فرهنگی آن در ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازی محلی سنتی به نظر می رسد که اصطلاحاتی مانند �آچمرز�، �گوی�، �نعل کردن�، �کاپیتان�، �شارژ گوی� و. . . در آن به کار رفته اند. برای پاسخ دقیق و مستن ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

ادعاهای تاریخی، فلسفی و حقوقی است که می طلبد هر بخش از آن با دقت و بر اساس منابع معتبر بررسی شود. در ادامه، جمله به جمله به نکات مطرح شده پاسخ می دهم ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٩

این ادعا که ضمایر و واژگانی مثل �که�، �چی�، �چه�، �کسی� و. . . از ترکی وارد فارسی شده اند، از اساس نادرست است و هیچ پشتوانه علمی، زبان شناختی یا تاری ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعا که ضمایر و واژگانی مثل �که�، �چی�، �چه�، �کسی� و. . . از ترکی وارد فارسی شده اند، از اساس نادرست است و هیچ پشتوانه علمی، زبان شناختی یا تاری ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعا که ضمایر و واژگانی مثل �که�، �چی�، �چه�، �کسی� و. . . از ترکی وارد فارسی شده اند، از اساس نادرست است و هیچ پشتوانه علمی، زبان شناختی یا تاری ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوشته ای که فرستادید، آقای بهنام رضایی ترکیبی از مغالطات زبانی، برداشت های نادرست از ساختار زبان شناسی تاریخی، و گاهی جعل آشکار در تحلیل های ریشه ش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

ادعایی که در بالا آمده، ترکیبی از تحریف، تخیل، و سوء برداشت از زبان شناسی تاریخی است. اجازه بدهید با استفاده از منابع معتبر زبان شناسی و بررسی دقیق و ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پاسخ مستند و علمی به این ادعای نادرست درباره ی واژه ی �خرخره� رو ارائه می دم، همراه با تحلیل زبان شناسی و منابع معتبر. - - - ❌ ادعای نادرست: > ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

ادعاهایی نیازمند بررسی دقیق زبان شناسی تاریخی، ریشه شناسی علمی و مقایسه تطبیقی میان زبان هاست. در ادامه با استفاده از منابع معتبر، به ویژه منابع زبان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاها معمولاً آمیخته ای از حقیقت های نیم بند، سوءتفاهم ها، یا تحریفات عامدانه هستند که برای رد کردن نقش تاریخی ترک ها در تاریخ و زبان منطقه طراحی شد ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

تحریف تاریخی، نژادپرستی آشکار، و اطلاعات نادرست است. در این پاسخ، به صورت مستند و با ارجاع به منابع معتبر تاریخی و زبان شناسی، ادعاهای مطرح شده را نق ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مندرس. [ م ُ دَ رِ ] ( ع ص ) رسم مندرس ؛ نشان و علامت ناپدیدگردیده و محوشده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . منطمس. ازمیان رفته : منزلی کاندر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مادی. ( ص نسبی ) منسوب به ماد. مربوط به قوم ماد: هنرهای مادی. || از اهل ماد. از مردم ماد. ( فرهنگ فارسی معین ) . و رجوع به ماد ( اِخ ) شود. مادی. ( ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیکل. [ هََ ک َ ] ( ع اِ ) هیأت. صورت و تنه مردم. ( برهان ) . صورت و شکل. ( غیاث اللغات ) . ریخت. کالبد. پیکر. ( منتهی الارب ) . صورت و شخص. ج ، هیا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وفاق. [ وِ ] ( ع مص ) موافقة. سازگاری کردن. ( غیاث اللغات ) . سازواری کردن. ( منتهی الارب ) . سازواری کردن و همراهی کردن. || ( اِمص ) سازواری و همراه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فؤاد. [ ف ُ آ ] ( ع اِ ) بصورت فَواد با واو نیز ضبط شده است. دل را گویند بسبب تحرک آن ، زیرا فأد در اصل بمعنی حرکت است ، و گروهی آن را به عقل تعبیر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملت. [ م ِل ْ ل َ ] ( ع اِ ) دین و کیش و شریعت. ( غیاث ) . کیش و دین و آیین و مذهب. ( ناظم الاطباء ) . ملة. ج ، مِلَل � : فاتبعوا ملةابراهیم حنیفاً�. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملی. [ م ِل ْ لی ] ( ص نسبی ) منسوب به ملت و آنچه که در ید و اختیار ملت است و گاهی توسعاً در زبان فارسی دولتی را نیز به سبب وابستگی دولت به ملت ، ملی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقوام. [ اَق ْ ] ( ع اِ ) ج ِ قَوْم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . بمعنی خویشاوندان و فرقه ها و گروهها و طایفه ها. ( ناظم الاطب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقوم. [ اَق ْ وَ ] ( ع ن تف ) راست تر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن ) . راست تر و درست تر. ( آنندراج ) . قویم تر. || برپای داشته ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

قوم. [ ق َ ] ( ع اِ ) گروه مردان و زنان معاً یا بخصوص گروه مردان و از این معنی است قول خدای تعالی : لایسخر قوم من قوم. ( قرآن 11/49 ) . و قول خدای تع ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

امت. [ اَ ] ( ع مص ) اندازه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) . اندازه گرفتن. تقدیر. ( از اقرب الموارد ) ( از لسان ا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

عوام. [ ع َ وام م ] ( ع اِ ) ج ِ عامّة. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( ناظم الاطباء ) . رجوع به عامة شود. همه مردم و جمهور مردم. ( ناظم الاطباء ) . || ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( تؤدة ) تؤدة. [ ت ُ ءَ دَ ] ( ع اِمص ) ( از �ؤد� ) آهستگی و درنگی. تُؤْدَة. ( منتهی الارب ) . رجوع به تواد شود. تؤدة. [ ت ُءْ دَ ] ( ع اِمص ) ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخلوق. [ م َ ] ( ع ص ) آفریده شده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ) . آفریده. ( دهار ) . آفریده شده و ساخته شده. ( ناظم الاطباء ) . ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لبنیات. [ ل َ ب َ نی یا ] ( ع اِ ) ج ِ لبنیة. محصولات شیری و خود شیر. شیر و چیزها که از شیر کنند چون ماست و پنیرو کره و لور و کفی و کشک ( پینو ) و دو ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لبنی. [ ل ُ نا ] ( ع اِ ) درختی با شیر چون عسل که صمغ آن را حصی لبنی و میعه سائلة خوانند. ( منتهی الارب ) . درختی است شیره دار همچون عسل. ( مهذب الأ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تناسل. [ ت َ س ُ] ( ع مص ) زه و زاد پدید آمدن. ( زوزنی ) . از یکدیگر زادن. ( منتهی الارب ) ( از دهار ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد. ( ع مص ) ( از �وج د� ) ائجاد. آفریدن و هست نمودن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . در وجود آوردن و پیدا کردن. ( آنندراج ) ( غیاث ) . هست ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انشاد. [ اِ ] ( ع مص ) تعریف کردن گم شده را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . تعریف گم شده کردن. ( آنندراج ) . تعریف کردن گم شده. ( تاج المصادر بیه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انشاد. [ اِ ] ( ع مص ) تعریف کردن گم شده را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . تعریف گم شده کردن. ( آنندراج ) . تعریف کردن گم شده. ( تاج المصادر بیه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشرب. [ م ُ ش َرْ رَ ] ( ع ص ) آمیخته. || نیک رنگ گرفته. ( ناظم الاطباء ) . مشرب. [ م َ رَ ] ( ع مص ) نوشیدن آب را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموار ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

مزاج. [ م ِ] ( ع مص ) آمیختن. ( منتهی الارب ) . آمیختن چیزی به چیزی. || آمیختن شراب و جز آن. ( منتهی الارب ) . || ( اِمص ) آمیزش. ( السامی ) ( زمخشری ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عریکة ) عریکة. [ ع َ ک َ ] ( ع اِ ) کوهان یا باقی مانده آن. ( منتهی الارب ) . کوهان شتر. ( غیاث اللغات ) . سنام. ( اقرب الموارد ) . سنام بعیر است ، ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عادت. [ دَ ] ( ع اِ ) عادة. فارسیان به معنی رسم و آئین نیز استعمال کنند و با لفظ گردانیدن ، نهادن ، برداشتن ، کردن ، دادن و گرفتن مستعمل نمایند. ( آن ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبع. [ طَ ] ( ع اِ ) سرشت که مردم بر آن آفریده شده. ج ، طباع. ( منتهی الارب ) . خوی. ( دستور اللغة ادیب نطنزی ) . طبیعت. ( مهذب الاسماء ) . آخشیج. ( ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طینت. [ ن َ ] ( از ع ، اِ ) طینة. سرشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . فطرت ، جبلت ، خلقت ، طبع، طبیعت ، خمیره ، آب و گل ، گل آدمی ، غریزه ، نهاد، عنب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیمه. [ م َ / م ِ ] ( از ع ، اِ ) شیمة. عادت و طبیعت. ( ناظم الاطباء ) . طبیعت و عادت و خوی. ( غیاث ) . خوی ( و بدین معنی به همزه نیز آمده ) . ( آنند ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

سید. [ س َی ْ ی ِ ] ( ع ص ، اِ ) پیشوا. مهتر قوم. سردار. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) . مهتر. ( دهار ) : گرچه آباش سیدان بودند او بهر فضل سید آباست. ...