پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٤٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ساکن. [ ک ِ ] ( ع ص ) باسکون. بیحرکت. ایستاده. متوقف. ضد متحرک : بر جای ساکن می بود. ( کلیله و دمنه ) . || آب ایستاده. ( مهذب الاسماء ) . آب آرام. رج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متنبه. [ م ُت َ ن َب ْ ب ِه ْ ] ( ع ص ) خبردار و آگاه. ( غیاث ) . بیدارو هوشیار و آگاه و خبردار. ( ناظم الاطباء ) . آگاه شده. ( یادداشت به خط مرحوم د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشخیص. [ ت َ ] ( ع مص ) معین کردن چیزی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . معین کردن و تمیز دادن چیزی از جز آن و از این است تشخیص امراض در نزد پزشکان. ( ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشخص. [ ت َ ش خ ْ خ ُ ] ( ع مص ) جدا و ممتاز شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . تعین یافتن و معین گردیدن. ( غیاث اللغات ) . تعین یافتن و معین گر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکفان. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ کَفَن. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . رجوع به کفن شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکفاح. [ اِ ] ( ع مص ) کشیدن لگام ستور را تا بایستد و برگردانیدن آن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکفال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ کَفَل. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ) . رجوع به کفل شود. اکفال. [ اِ ] ( ع مص ) پذیرفتار گردا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکفاء. [ اَ ] ( ع اِ ) اکفا. ج ِکُفْو و کُفو. ( از دهار ) ( ناظم الاطباء ) : چیزها گفت و کرد [ حسنک وزیر ] که اکفاء آنرا احتمال نکنند تا به پادشاه چه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکفار. [ اِ ] ( ع مص ) لازم گرفتن ده را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . || لازم گرفتن گناه و عصیان را پس از طاعت و ایمان. ( از اقرب الموارد ) . | ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکفا. [اَ ] ( از ع ، اِ ) اکفاء. مردمان همتا و قرین و همسر. ( ناظم الاطباء ) . ج ِ کفو به معنی همسران و همجنسان. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ) : کار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

واژه اخشام. [ اِ ] ( ع مص ) اخشام لحم ؛ بوی گرفتن گوشت عربی گفته شده اخشام. [ اَ ] ( اِخ ) طائفه ای اند صحرانشین. || ( اِ ) کنایت از حوائج دیگ است چ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٨

ادعاهای نادرست درباره ریشه یابی واژه هاست. اجازه بدهید قدم به قدم با منابع معتبر پاسخ بدهم: - - - ۱. واژه �شام� 1. ریشه اوستایی و فارسی باستان: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعا که �فارس ها به دلیل سکونت در سیبری یخزده فاقد باغ های میوه بودند و کلمات مربوط به میوه ها را از تورکیستان گرفته اند� کاملاً نادرست و فاقد پایه ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعاها را به طور مستند بررسی می کنم و منابع معتبر هم ذکر می کنم تا مشخص شود کدام بخش ها علمی و کدام بخش ها جعلی یا غیرمستند هستند. برای نظم، تحلیل را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. �آغاز� در منابع معتبر زبان شناسی فارسی 🔹 در منابع معتبر زبان شناسی و ریشه شناسی ( مانند: Dehkhoda, لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی معین Steingass, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه نام آتیلا در کتاب دیوان اللغات اثر محمود کاشغری در سال ۱۰۷۲ میلادی این چنین توصیف می شود: آتا ایلا: آتا از ریشه ترکی به معنای پدر و ایلا جمع ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٨

دوستان بنده آدم این قد هفت خط ندیدم از اینور بوم میفته آنور بوم هلنی عضو از ۶ سال پیش هست� و جدیری عضو از ٥ سال پیش هست� العطّار، محمّد علی یا� عطا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعا، باید با دقت تاریخی و زبانی پاسخ داد. ادعای شما می گوید که �ترک تازی� یعنی �تاختن تورک ها به دشمن� و مترادف با هجوم و جنگ ترک ها است. این ادعا ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعا مجموعه ای از اشتباهات تاریخی و تحریفات آشکار است که باید قدم به قدم بررسی شود. من با ذکر منابع معتبر توضیح می دهم. - - - ۱. ادعای �ترک تاز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیایید این ادعا را دقیق و مستند بررسی کنیم ادعای مطرح شده چند نکته دارد: 1. �هجوم یک کلمه ترکی است. � 2. �اگر عربی بود، باید عرب ها می توانستند ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ادعاهای نادرست و مغالطه های زبان شناسی است و نیاز به توضیح دقیق علمی دارد. من با منابع معتبر و دانش زبان شناسی به شما پاسخ می دهم و خطاهای ادعایی را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٤

ادعای �لیمو تورکی است و از لیمگن گرفته شده� را با منابع مستند و علمی بررسی کنیم و با شواهد زبانی و تاریخی پاسخ بدهیم. - - - ۱. ریشه ی واژه ی �ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعا: �چمن� کلمه ای ترک است که از �چوم� آمده و به معنای سبزه، سپس به �چومگن� تغییر یافته و وارد فارسی شده است. بررسی ریشه شناسی واقعی: 1. لغت نامه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به موضوع واژه ترخان بپردازیم و �جعلیات�ی که مطرح شده را نقد کنیم. مسئله ی شما کاملاً روشن است: برخی منابع مدعی اند �ترخان� یک واژه ی ترکی است، در حال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ادعا را تحلیل کنیم و نشان دهیم که اشتباه و فاقد مبنای علمی است. اجازه بدهید گام به گام بررسی کنیم: - - - 1️⃣ بررسی واژه ی خفتان در منابع معتبر ف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعای ترکی بودن واژه �دگمه� و ریشه ی آن از فعل توگمک است. اجازه بدهید با دقت و منابع معتبر بررسی کنیم و ادعای مذکور را نقد علمی کنیم. - - - ۱. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٧

ادعا را دقیق و مستند بررسی کنیم - - - ۱. ادعای مورد نظر برخی منابع و افراد ادعا می کنند که واژه ی فارسی �چرخ� اصالتاً تورکی است و شکل اولیه آن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

ادعا را با دقت بررسی کنیم و از منابع معتبر علمی و تاریخی استفاده کنیم. ابتدا متن ادعا را تحلیل می کنیم: > �گنج کلمه ای تورکی است که از فعل گممک به م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعای شما مبنی بر اینکه کلمهٔ �بینی� در زبان ترکی از واژهٔ �بیرین� به معنی �بینی� گرفته شده است، باید بگویم که این ادعا از نظر زبان شناسی معتبر نیست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعای �بزک� از ریشه ترکی و معادل �نقش و نگار� و �بزمک� به معنی آرایش کردن. من قدم به قدم با شواهد مستند پاسخ می دهم. - - - 1️⃣ �بزک� در منابع م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

خانم مصیب مهرآشیان مسکنی خیلی عزیز تحقیق هم شده این واژه بوران ترکی اسم پسرانه ترکی هست با احترام به شما کسی خیلی ساده هست بدون سند مدرک حرف می زنه ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گام به گام و با منابع معتبر بررسی کن. - - - ۱. در مورد �جو و گندم� و �گو و گندم� ادعای �جو و گندم غلط است� و �گو و گندم پارسی است� صحت ندارد. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

ادعاهای غیرعلمی و ناسازگار با منابع معتبر دینی، تاریخی و عرفانی. من مرحله به مرحله آن را نقد و با منابع معتبر توضیح می دهم: - - - ۱. ادعای �طی ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعا را با دقت تاریخی بررسی کنیم و ببینیم چه بخش هایی جعلی یا نادرست هستند. من با توجه به منابع معتبر تاریخی پاسخ می دهم. - - - ادعا: �غلامان ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. ادعای �چرباضمه� و ارتباطش با �چور� و �ادرار� در عربی اول از همه، چنین واژه ای ( �چرباضمه� ) نه در منابع لغوی معتبر فارسی هست، نه در عربی. حتی در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعاهای علمی ناپذیر و برداشت های کاملاً سلیقه ای درباره زبان و ریشه شناسی واژه هاست. اجازه بده مرحله به مرحله با دلایل علمی و منابع معتبر نقد کنم: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ادعا: �گسل� در فارسی از ترکی گرفته شده و ریشه آن �کسل� ترکی به معنی بریده شدن است. بیایید قدم به قدم بررسی کنیم: - - - 1️⃣ بررسی واژه �گسل� در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای جعلی و غیرعلمی درباره زبان فارسی و ریشه فعل هاست که به طور کامل اشتباه و نادرست است. اجازه بدهید قدم به قدم و با منابع معتبر، علمی و روشن توض ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای نادرست و شبه علمی درباره زبان فارسی و ریشه شناسی آن است. من می توانم هر بخش را با استناد به منابع معتبر زبانی و تاریخی نقد کنم و توضیح دهم که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

در مورد ریشه شناسی واژه های �ترکی�، �گن�، �گنجه� و �گنده�، لازم است به منابع معتبر و لغت نامه های شناخته شده مراجعه کنیم. ۱. واژه �گن� در زبان های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعایی که مطرح کرده اید هم از نظر زبان شناسی تاریخی و هم از نظر کاربردشناسی ترکی و ریشه شناسی فارسی اشکالات جدی دارد. بیایید مرحله به مرحله بررسی کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

خط به خط با استناد به منابع معتبر بررسی و پاسخ می دم، چون این دست نوشته ها معمولاً پر از مغالطه ی تاریخی، ژنتیکی و هویتی هستند. من پاسخ رو در سه بخش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اذا. [ اِ ] ( ع حرف ربط ) چون. وقتی. ( غیاث اللغات ) . || پس. ( غیاث اللغات ) . و تکون للمفاجاةو لغیرها. ( منتهی الارب ) . ناگاه. ( غیاث اللغات ) . | ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( آذان ) آذان. ( ع اِ ) ج ِ اُذُن. اذان. [ اَ ] ( ع مص ) آگاهی. آگاهی دادن. آگاهانیدن. نِداء. اعلام. خبر کردن. خبر بگوش رساندن. || گوش بچیزی داشتن ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مؤذن. [ م ُءْ ذِ ] ( ع ص ) آگاهی دهنده. نعت فاعلی از ایذان. ( غیاث ) ( آنندراج ) . اعلام کننده. || اذان گوینده. بانگ نماز گوینده. ( غیاث ) . مؤذّن. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارحب. [ اَ ح َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی ازرحب : هذا ارحب ُ من هذا؛ ای اوسع. ( معجم البلدان ) . ارحب. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) نام قبیله ای از همدان. ( منته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارحبی. [ اَ ح َ ] ( ص نسبی ) منسوب به ارحب ، بطنی از همدان. مشهور بدین نسبت ابوحذیفة سلمةبن صهیب الارحبی از تابعین است و حذیفةبن الیمان از او روایت د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارحبیات. [ اَ ح َ بی یا ] ( ع ص نسبی ، اِ ) ( نجائب. . . ) شتران منسوب به اَرْحَب. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارحم. [ اَ ح َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از راحم. رحیم تر. مهربان تر. بسیاررحم و بسیار مهربان. ( آنندراج ) : اَرحم الراحمین. و فی الحدیث : ارحم امتی اب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارحال. [ اِ ] ( ع مص ) ریاضت دادن و رام کردن ستور را. ( منتهی الارب ) . || دادن ستور بارکش کسی را. شتر باری و سواری بکسی دادن. راحله بکسی دادن. || بس ...