پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦١١
تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارامنه. [ اَ م ِ ن َ / ن ِ ] ( از ع ، ص ، اِ ) ج ِ اَرمنی. ( اسم ) جمع : ارمنی کسانی که از اهل ارمنستان و نژاد ارمنی باشند . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مواصلت. [ م ُ ص َ / ص ِ ل َ ] ( از ع ، اِمص ) مواصلة. پیوستگی و اتصال. ( ناظم الاطباء ) . وصال. پیوستگی. پیوستن. ( غیاث ) : چون التقاء. . . تعذری داش ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازراق. [ اِ ] ( ع مص ) ازراق عین ؛ برگردیدن چشم و ظاهر شدن سپیدی او. || ازراق ناقه ؛ سپس انداختن ناقه بار خود را. ( منتهی الارب ) . منبع. لغت نامه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامسکون. [ م َ ] ( ص مرکب ) غیرمسکون. که در آن کسی سکنی ̍ نگرفته است. متروک. || ناآباد. ویران. ویرانه. نامعمور. بایر. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وجه. [ وَج ْه ْ ] ( ع اِ ) رو و چهره. ( غیاث اللغات ) . روی و چهره. روی و صورت و هیأت و پیکر و سیما و دیدار و شکل و نمایش. ( ناظم الاطباء ) . روی مر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخصص. [ ت َ خ َص ْص ُ ] ( ع مص ) خاص گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ) . || یگانه شدن به چیزی. ( اقرب الموارد ) ( المنج ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخصیص. [ ت َ ] ( ع مص ) خاص کردن. ( زوزنی ) . خاص کردن. ضد تعمیم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . خاص گردانیدن. ( آنندراج ) . تخصیص چیزی ؛ ضد تعمی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٤

پاسخ دقیق و علمی به موضوع ریشه شناسی واژهٔ �کم / kam� بدهید و آن را از تشابهات لفظی جعلی یا غیرعلمی جدا کنید. من بر اساس منابع معتبر زبان شناسی تاریخ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

غربال. [ غ ِ /غ َ ] ( اِ ) آلت بیختن که ظرفی است دارای دیواره مدور که عموماً از تخته است و ته ظرف دارای سوراخهای بسیار است ، از روده بافته می شود و ی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به ادعای مطرح شده مبنی بر �ترکی بودن واژهٔ آغل و ورود آن به فارسی در قرون ۵–۶ هجری�، در ادامه بررسی علمی، مستند و منبع محور ارائه می کنم. تلا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

با دقت به این ادعا نگاه آیا �گوی� کلمه ای ترکی است که از �گوی� به معنای آسمان گرفته شده و با مفهوم گرد بودن آسمان مرتبط است. بیایید مرحله به مرحله بر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

این ادعای جعلی بدهم و منابع معتبر کتابی هم ارائه کنم. در ادامه تحلیل دقیق است: ادعای جعلی: برخی منابع نادرست ادعا می کنند: واژه ی �گوجه� کلمه ای ترکی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

بیایید این ادعا را با دقت بررسی کنیم و با منابع معتبر روشن کنیم که آیا درست است یا خیر. ادعا: �گل� کلمه ای ترکی است که از فعل �گولمک� به معنی �خندید ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

بیایید این ادعا را با نگاه علمی و منابع معتبر بررسی کنیم. متن شما به صورت خلاصه می گوید: �گیاه� کلمه ای تورکی است، از �گویرمک� به معنی سبز شدن گرفته ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

تحلیلی که دربارهٔ ریشهٔ کلمهٔ �گنبد� ارائه شده، نادرست است و بر اساس منابع معتبر زبان شناسی قابل تأیید نیست. اجازه بدهید دقیق و با منابع معتبر بررسی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

سلام آقا یاشار یا امین سابق یا سعید سرور حمید فرهاد خیلی دل برای شما تنگ شده در مورد ادعای شما درباره ریشه ی کلمه ی �آسمان�، باید با دقت بررسی کنیم و ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٦

ادعای �واژهٔ فارسی زمین از عربی گرفته شده و مربوط به ضَمِن / یَضمَن است� کاملاً نادرست و جعلی است. اجازه بدهید مرحله به مرحله توضیح دهم، با منابع معت ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١٢

مستند، مرحله به مرحله و کاملاً دانشگاهی به ادعاهای مطرح شده می دهم. تلاش کرده ام هیچ داوری احساسی یا ایدئولوژیک وارد نشود و فقط روش زبان شناسی تاریخی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١٧

به صورت علمی، مستند و مرحله به مرحله این ادعاها را پاسخ می دهم و نشان می دهم چرا چنین گفته هایی در زبان شناسی جعلی، غیرعلمی و مردود هستند. تمام نکات ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

بنده مدرک قرار همین پادشاهی هخامنشی با سنگ نوشته با ترجمه چطور دز زبان هخامنشی عربستان جز ایران چطور زبان فارسی باستان رو زبان عربی تاثیر نداشته زبان ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٤

�وام واژه ها در قرآن� واژه هایی است که ریشهٔ آن ها عربیِ ناب نیست و از زبان های دیگر وارد عربی شده اند و سپس در قرآن به کار رفته اند. این موضوع قدیمی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٣

به طور خلاصه و دقیق: در اوستایی و پارسی باستان هیچ واژهٔ عربی وجود ندارد؛ اما در پهلوی/پارسی میانهِ متأخر و سپس در پارسی نو، واژه های عربی وارد شده ا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٥

دوستان ببینید کی ها چرت پرت مزخرف می گویند پاسخ علمی، مستند و کتاب محور به ادعای �عربیِ محض بودنِ واژهٔ دولت و انکار ریشهٔ ایرانی آن� و نیز خلط آیهٔ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاجار. ( ترکی ، ص ) تندسیر. ( تاریخ ایران برای دبیرستانها تألیف رشید یاسمی چ فردوسی ص 195 ) . قاجار. ( اِخ ) نام ایلی است از ترک ساکن ایران که در ع ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قج. [ ق ُ ] ( ترکی ، اِ ) قچ. قوچ. رجوع به قچ شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

وسواس. [ وَس ْ ] ( ع اِ ) اندیشه بد و آنچه در دل گذرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . هر بدی که به قلب خطور کند وهر چیزی که در آن خیر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالع. [ ل ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از بلع. فروبرنده از حلق. بلع کننده. اوبارنده. || ( اِخ ) نام یکی از دو ستاره سعد بُلَع. نام ستاره روشن تر از دو ستاره ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

بالفعل. [ بِل ْ ف ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب ال فعل ) فعلاً. اکنون. کنون. نقداً. در حال حاضر. هم اکنون. الحال. درین زمان. در این وقت. حالا. مقابل بالمآ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاذق. [ ذِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حذق. استاد. ( ادیب نظنزی ) ( دهار ) . سخت استاد ( ربنجنی ) . ماهر. استادکار. نیک دان. زیرک. زیرک سار در کاری. اوستا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترنح. [ ت َ رَن ْ ن ُ ] ( ع مص ) یاویدن از مستی و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . متمایل شدن از مستی و جز آن. ( از اقرب الموارد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحریض. [ ت َ ] ( ع مص ) براوژولیدن. ( زوزنی ) . برانگیختن. ( دهار ) . برانگیختن بر کاری. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) . کسی را بر جنگ برانگیخت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اغوا. [ اِ ] ( از ع ، اِمص ) مأخوذ از تازی. گمراهی. ضلالت. گمراه کردگی. اضلال. فریب. وسوسه. پند و نصیحت بد. برانگیختگی و تحریک و تحریض بر کارهای بد. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( آغاج ) آغاج. ( ترکی ، اِ ) چوب. درخت. || فرسنگ. فرسَخ. || قره آغاج ؛ نارون بی پیوند. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اغاثة ) اغاثة. [ اِ ث َ ] ( ع مص ) فریاد رسیدن. ( ناظم الاطباء ) . کمک کردن و یاری دادن. اغاثه اغاثة؛ اعانه و نصره. ( از اقرب الموارد ) . فریاد رسی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اغالیط. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اُغلوطَة، مسأله یا سخنی که بدان کسی را بغلط اندازند. ( آنندراج ) . مطالب یا سخنهایی که بدانها کسی را در غلط اندازند. ( ف ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غلاظ. [ غ ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ غَلیظ. ( غیاث اللغات ) ( المنجد ) . صاحب اقرب الموارد جمع غلیظ را ذکر نکرده است. - امعاء غلاظ. رجوع به امعاء شود. غ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

تجربه. [ ت َ رِ ب َ ] ( مص ) آزمودن. ( فرهنگ نظام ) . تجربة. رجوع به تجربة شود. تجربه. [ ت َ رِ / رُ ب َ / ب ِ ] ( از ع ، اِمص ، اِ ) آزمایش و امتحا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حم. [ ح َ ] ( ع اِ ) حما. حمو. خویشاوند شوی و زوجه چون پدر و برادر و غیره. ( از منتهی الارب ) . خسر. رجوع به حما و حمو شود. حم. [ ح َم م ] ( ع مص ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

حقوق. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حُق. به معنی خانه های عنکبوت. || ج ِ حقه. || ج ِ حَق. ( منتهی الارب ) . حقها. سزاها. پاداشها. واجبات : دولت حقوق من بتمامی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قیمتی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به قیمت ، ارزش دار. بهادار. || پربها. ثمین. گرانبها. ( آنندراج ) : من آنم که در پای خوکان نریزم مر این قیمتی لفظ دُرّ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

نزدیک. [ ن َ ] ( حرف اضافه ، ق ) پهلوی : نزدیک ( نزدیک ) ، از: نزد یک ( علامت نسبت ) ، نیز پهلوی : نزدیست ، کردی : نزوک ( نزدیک ، قریب ) ، نزیک ، نزی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برودات. [ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ بَرود. ادویه ای که چشم را خنک کند. ( یادداشت دهخدا ) . و رجوع به برود شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برودت. [ ب ُ دَ ] ( اِمص ) برودة. سردی. ( غیاث ) . خنکی. مقابل حرارت. مقابل گرمی : گفتم که از برودت ایام جای ساخت گفتا که از حرارت جنبش گزید فر. ناص ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصلح. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) به صلاح و نیکویی آورنده. ( آنندراج ) ( از غیاث ) . || آنکه اصلاح می کند و بهتر می نماید. ( ناظم الاطباء ) . اصلاح کننده. نی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلاغی. [ ب َ غا / ب ُ غا ] ( ع ص ) مرد بلیغ. ( منتهی الارب ) . بلیغ و فصیح که با سخن خود کنه ضمیر خود را برساند. ( از ذیل اقرب الموارد از قاموس ) . ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلاغت. [ ب َ غ َ ] ( از ع ، اِ ) بلاغة. چیره زبانی. ( منتهی الارب ) . فصاحت. ( اقرب الموارد ) . شیواسخنی. زبان آوری. و رجوع به بلاغة شود. || در اصطلا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلاغ. [ ب َ ] ( ع مص ) رسانیدن. ( دهار ) ( غیاث اللغات ) . || وصول به چیزی. ( از ذیل اقرب الموارد ) . رسیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ) . بلاغ. [ ب َ ...