پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٩٦٠)

بازدید
٢,٤١٨
تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( قمرة ) قمرة. [ ق َ م ِ رَ ] ( ع ص ) شب که در آن قمر باشد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . قمرة. [ ق ُ رَ ] ( ع اِ ) رنگی است مایل بسبزی یا سپید ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

قمری. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قُمر شهری در مصر. ( از معجم البلدان ) . رجوع به قمر شود. قمری. [ ق َ م َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قمر و آن لقب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبروه. [ ج َ ب َ رَوْ وَ / ج َ رُوْ وَ ] ( ع اِ ) کبر. سرکشی. کبریاء. ( منتهی الارب ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبرون. [ ج َ] ( اِخ ) ابن سعید حضرتی. محدث است. ( منتهی الارب ) . جبرون. [ ج َ ] ( اِخ ) ابن عبدالجبار. محدث است. ( از منتهی الارب ) . جبرون. [ ج َ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبریل. [ ج َ ] ( اِ ) لغتی است در جبرئیل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . رجوع به جبرئیل شود. جبریل. [ ج َ رَ ی ِ ] ( اِخ ) نام فرشته وحی. لغتی است در ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبری. [ ج َ ری ی ] ( ص نسبی ) مقابل قَدَری. خلاف قَدَری. قسری. ضروری. غیراختیاری. غیرارادی. || کسی که پیرو عقیده جبر باشد. پیروان مذهب جبر. آنکه به ج ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبروت. [ ج َ ] ( ع اِ ) جَبَروت. ( اقرب الموارد ) . رجوع به جَبَروت شود. جبروت. [ ج ُ ] ( ع اِمص ) جَبَروت. کبریاء. ( منتهی الارب ) . رجوع به جَبَرو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( جبریة ) جبریة. [ ج َ ب َ ری ی َ ] ( ع اِمص ) کبر. سرکشی. کبریاء. ( منتهی الارب ) . بزرگواری. ( دهار ) . جِبَریّه. ( منتهی الارب ) . جِبِریّه جَبَری ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبروت. [ ج َ ] ( ع اِ ) جَبَروت. ( اقرب الموارد ) . رجوع به جَبَروت شود. جبروت. [ ج ُ ] ( ع اِمص ) جَبَروت. کبریاء. ( منتهی الارب ) . رجوع به جَبَرو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبرانی. [ ج ِ ] ( ص نسبی ) منسوب بجبرین که دهی است. ( منتهی الارب ) . جبرانی. [ ج ِ ] ( اِخ ) احمدبن هبةاﷲبن سعداﷲ مکنی به ابی ابوالقاسم و ملقب به ا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبران. [ ج ُ] ( ع مص ) مأخوذ از جَبْر عربی است که در فارسی بمعنی استدراک زیان وارده بکار میرود چنانکه گویند؛ برای جبران خسارت وارده باید مثل یا قیمت ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

جبرئیل. [ ج ِ رِ ] ( اِخ ) بنده خدا. ( از منتهی الارب ) . رجوع به جبرئیل شود. جبرئیل. [ ج َ رَ ] ( اِخ ) نام فرشته وحی. ( از منتهی الارب ) . نام فرش ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبرئل. [ ج ِ رِ ءِ ] ( اِخ ) لغتی است در جبرئیل. نام فرشته وحی. رجوع به جبرئیل شود. جبرئل. [ ج َ ءِ ] ( اِخ ) لغتی است در جبرائیل ، رجوع به جبرائیل ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعی. [ اَ عا ] ( ع ن تف ) خواننده تر. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبر. [ ج َ ] ( ع مص ) شکسته بستن. ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . شکسته را بستن. ( غیاث اللغات ) . استخوان شکسته ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

ادعاء. [ اِدْ دِ ] ( ع مص ) دعوی کردن ، حق باشد یاباطل. دعوی کردن بر کسی. ( تاج المصادر بیهقی ) . دعوی کردن بچیزی. ( زوزنی ) . || نسب و نام خویش بر خ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعیه. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ دُعاء. یای تحتانی کلمه را مشدّد خواندن خطاست. ( غیاث ) ( آنندراج ) : ادعیه خیریه. - ادعیه مأثوره ؛ دعاهائی که هر خل ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گمرک. [ گ ُ رُ ] ( اِ ) باژ. باج. مَکس. کلمه گمرک بنابر مشهور از ریشه یونانی کوم مرکس یا کومرکی و به معنی حقوقی است که بر کالا و مال التجاره تعلق می ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

واژه بشر. [ ب َ ] ( ع مص ) مژده دادن کسی را. یقال : بشرته بمولد فابشر. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوز ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی در چ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

ریشه شناسی واژه ی �برق یا برغ� را به شکل دقیق تر و مستند، همراه با منابع کتابی معتبر، بازنویسی کرد. متن پیشنهادی به شکل زیر است: - - - تحلیل ریشه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

ریشه شناسی واژه ی �برق یا برغ� را به شکل دقیق تر و مستند، همراه با منابع کتابی معتبر، بازنویسی کرد. متن پیشنهادی به شکل زیر است: - - - تحلیل ریشه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

قدم به قدم و مستند بررسی کنیم و نشان دهیم که ریشه شناسی �مغازه� از اوستایی و پهلوی است و ربطی به �قازان� ترکی یا �خازن/خزینه� عربی ندارد. - - - ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

پاسخ علمی و مستند به ادعاهایی بدهید که تلاش می کنند ارتباط معنایی و ریشه شناختی واژه ی فارسی �دین� با قرآن و عربی را تحریف کنند و آن را صرفاً به معنا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

واژه ی �آیدین� در زبان های اوستایی، پهلوی و سانسکریت ریشه دارد، اما برای تحلیل دقیق باید تک تک ریشه ها و معنای آن ها را بررسی کنیم. اجازه بده تحلیل ک ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحلیل ریشه واژه �سنجر� 1. ریشه در سنسکریت: نام �سنجر� به سنسکریت �Sanjana� بازمی گردد که معنای �پیوند دهنده� یا �متحدکننده� دارد. این معنا برای نام ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ �ارسلان� از منظر تطبیق واجی و تغییرات تاریخی زبان ها دقیق و منطقی است. در ادامه، با استناد به منابع معتبر، به بررسی دقیق تر این و ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی بعضی یا بزی از ریشه ی واژه ی بعض یا بز فارسی هست. 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی بعضی یا بزی از ریشه ی واژه ی بعض یا بز فارسی هست. 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پهلوی و سانسکریت به این شکل قابل پیگیری است: - - - 🧬 ریشه شناسی واژه ی �بعض� در زبان های کهن 1 ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پهلوی و سانسکریت به این شکل قابل پیگیری است: - - - 🧬 ریشه شناسی واژه ی �بعض� در زبان های کهن 1 ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �ریاضی� یا �ریازی� در زبان فارسی مدرن به �علوم حساب و عدد� مربوط می شود، اما ریشه ی آن تاریخی تر است و با زبان های باستانی مرتبط است: اوستایی، ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

واژه ی �ریاضی� یا �ریازی� در زبان فارسی مدرن به �علوم حساب و عدد� مربوط می شود، اما ریشه ی آن تاریخی تر است و با زبان های باستانی مرتبط است: اوستایی، ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی واژه ی �ریاض یا ریاز� در زبان های ایرانی و هندواروپایی واژه ی �ریاض یا ریاز� و خانواده ی واژگانی آن در زبان های ایرانی و هندواروپایی، نشان دهن ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی واژه ی �ریاض یا ریاز� در زبان های ایرانی و هندواروپایی واژه ی �ریاض یا ریاز� و خانواده ی واژگانی آن در زبان های ایرانی و هندواروپایی، نشان دهن ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیایید دقیق تر به ریشه شناسی �دعوا� بپردازیم و منابع مستند و دانشگاهی معرفی کنیم - - - ۱. ریشه در زبان های ایرانی باستان در متون اوستایی چند و ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این ادعا را دقیق و مستند بررسی کنیم - - - 1. بررسی ادعای اصلی ادعا این است که: > �لری کلمه ای ترکی است و به معنی ساده و بی شیره وپیله می باشد ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

ادعاها مستند و علمی برخورد کنید. متن بالا چند موضوع رو قاطی کرده: �رقص و لباس پارسی�، �ترک و مغول�، �کتیبه های آشوری�، و �موطن اصلی ترک ها�. من براتو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

مستند و علمی به این دست تحریفات هستید. بیایید مورد به مورد بررسی کنیم: - - - ۱. واژه �ایزد� و ریشه ی واقعی آن ایزد در اصل از اوستایی آمده و برا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیاید قدم به قدم بررسی کنیم تا ببینیم ادعای �ترکی بودنِ آشکار� و �نداشتن ریشه در فارسی� چقدر درست یا غلطه. - - - ۱. ریشهٔ �آشکار� در زبان های ا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضعیف. [ ض َ ] ( ع ص ) سست. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ) ( مهذب الاسماء ) . ناتوان. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ) . نزیف. ( دهار ) . ضعضاع. خَو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضعف. [ ض ِ ] ( ع اِ ) یک مثل چیز و ضِعْفاه دو مثل آن. یا ضعف مانند چیزی است هر قدر که زیاده باشد، و منه یقال : لک ضِعفه و یریدون مِثلیه او ثلثة امثال ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ورثة ) ورثة. [ وَ رَ ث َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ وارث. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . رجوع به وارث شود. - تو ورثه افتادن ؛ مال ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تدارک. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) دررسیدن آخر ایشان اول ایشان را. تلاحق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) . یقال : تدارکوا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

مجرم. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) گناهکار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . گنه کار. اثیم. آثم. بزهکار. بزه مند. مذنب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

محبوس. [ م َ ] ( ع ص ) اسبی که در راه خدا وقف کرده باشند. ( منتهی الارب ) . موقوف. || بخیل. || مضبوط. محتبس. || ممنوع. بازداشته شده. مسجون. ( از اقرب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

محبت. [ م َ ح َب ْ ب َ ] ( از ع ، اِمص ) محبة. دوست داشتن. ( جرجانی ) . صاحب غیاث اللغات و به تبع او صاحب آنندراج آرد که کلمه بفتح میم صحیح است و آنچ ...