پیشنهادهای محمود اقبالی (٣,٩٢٨)
کحل. [ ک َ ] ( ع مص ) سرمه کشیدن چشم را. ( منتهی الارب ) . کُحل گذاردن در چشم. ( اقرب الموارد ) . || سخت شدن سال. ( منتهی الارب ) . کحل سنة؛ سختی آن. ...
وسایط. [ وَ ی ِ ] ( ع اِ ) وسائط. ج ِ وسیطة. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ) . || در تداول فارسی جمع واسطه گفته می شود. ( فرهنگ فارسی معین ) . ...
اعتصاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) صبر گزیدن و خوشنود شدن بچیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . و بدین معنی با حرف �باء� متعدی شود. || عصبه ...
طرز. [ طَ رَ ] ( ع مص ) صورت گرفتن سپس ثِخانت وسطبری. || نیکخوی گردیدن سپس زشتخوئی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . خوش خلق شدن. || لباس پسندیده و فاخر ...
حوشب. [ ح َ ش َ ] ( ع اِ ) خرگوش. || گوساله. || روباه نر. || ستور تهیگاه درآمده و برآمده ، از لغات اضداد است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . || شکال گ ...
حوشی. [ شی ی ] ( ع ص ) مرد ناآمیزگار. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . مردی که با مردم آمیزش نکند. ( اقرب الموارد ) . وحشی. || شب تاریک. ( منتهی الارب ...
حولاء. [ ح َ ] ( ع ص ) مؤنث احول است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . یعنی زنی که چشمش لوچ باشد. ( از ناظم الاطباء ) . || عین حولاء. ( منتهی الار ...
حوش. [ ح َ ] ( ع اِ ) چیزی حظیره مانند. لغت عراقی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . خانه های قلیلی که گرداگرد آنها را سوری احاطه کرده باشد حوش نامند ...
حولان. [ ح َ وَ ] ( ع مص ) گذشتن سال. تغییر و دگرگونیهای روزگار. ( اقرب الموارد ) : ابوالطیب طاهر و هرکه در آن سعی کرده بود [ در بریدن سرو کشمر ] جمل ...
حول. [ ح َ ] ( ع اِ ) سنة. عام. سال. ج ، احوال ، حوول ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ، حول ، بضم حاء. || توانایی. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ...
این ادعاهایی مانند �لچک در ترکی یعنی برگ گل�، �چیچک یعنی شکوفه� و اصطلاح �قره لچک آغ بیر چک� تا چه حد معتبر هستند و آیا منابع معتبر آن ها را تأیید می ...
وطش. [ وَ ] ( ع مص ) زدن. || دفع کردن. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) : وطش عن فلان ؛ دفعه عنه. ( اقرب الموارد ) . || بیان نمودن یک جزء از کار را. ...
طش. [ طَش ش ] ( ع اِ ) باران ریزه زائد از رذاذ. طشیش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . باران خرد. باران ضعیف. ( دهار ) . طش. [ طَش ش ] ( ع مص ) باران ر ...
دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ �زیگورات� با اشاره به منابع معتبر ارائه می کنم، به همراه منابع مرتبط با اوستایی، پهلوی و سانسکریت: - - - واژه شناسی �زیگورات ...
به صورت دقیق و با منابع معتبر بررسی کنیم که واژه های �تش� و �طش� در فارسی و عربی چه ریشه و معنایی دارند و دروغ پردازی ها یا جعلیات اطراف آن را رد کنی ...
بنده آدمی نیستم که مثل ارواح بگردم توی حساب های دیگران از سوختن خودم امتیاز منفی بدهم چون این جور آدمی نیستم کینه توزی و مجنونی نیستم الکی به دیگران ...
پاسخ دقیق و مستند به مجموعه ای از ادعاهای عجیب درباره طلا، از جمله �ارزش آن سقوط می کند�، �ستاره ها هسته شان طلاست�، و �نام های عجیب و متعدد طلا�، ار ...
این ادعاهای عامیانه دربارهٔ ترکی و ریشهٔ واژه ها را از نظر علمی و زبانی تحلیل کنیم. - - - ۱. بررسی واژهٔ �کهن� در فارسی واژهٔ کهن /kohan/ در ف ...
۱. ریشهٔ فارسی �چاپ� واژهٔ چاپ /čāp/ در فارسی دارای سابقه کهن است و به معنی �نقش کردن، اثر گذاشتن، مهر زدن� است. این معنا در منابع معتبر فارسی و ریش ...
دوستان یه چیز عجیب بغضی از کابران یک دفعه امتیازاتشون در آبادیس ۲۰ یا ۵ یا ۱۱ می رسد نکته جالب اینکه اگر کسی به من امتیاز مثبت مشخص برای همه همین طور ...
( فضلة ) فضلة. [ ف ُ / ف َ ل َ ] ( ع اِ ) بقیه وزائد. مانده چیزی. ( منتهی الارب ) . بقیه چیزی. ( از اقرب الموارد ) . باقی مانده چیزی. بقیه. بازمانده. ...
حرارت. [ ح َ رَ ] ( ع مص ، اِمص ) حَرارة. گرمی. حرور. گرما. گرم شدن. حَرّ ( در تمام معانی ) . مقابل برودت. سخونت. تبش. تف. تفتگی. تاب. کیفیت ملموسه ف ...
انعدام. [اِ ع ِ ] ( ع مص ) معدوم شدن و نیست شدن. ( ناظم الاطباء ) . || ( اِمص ) نابودشدگی. ( ناظم الاطباء ) . و رجوع به منتهی الارب شود. منبع. لغت ...
انعدال. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) برگردیده شدن از چیزی. ( ناظم الاطباء ) . برگردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . بگشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ...
انعزال. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) گوشه گزیدن و دور شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . دور شدن و بیکسو شدن. ( از اقرب الموارد ) . || آب بیر ...
انعقاد. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) بسته شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( از اقرب الموارد ) . بسته شدن و مجتمع ش ...
مخوف. [ م َ ] ( ع ص ) به معنی ترسیده شده و خوفناک. ( غیاث ) ( آنندراج ) . طریق مخوف ؛ راه بیمناک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . بعضی نوشته ان ...
( ارائة ) ارائة. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) نمودن. ( غیاث ) . بنمودن. نشان دادن. - ارائه دادن و ارائه کردن ؛ نمودن. نشان دادن. - ارائه طریق ؛ راه نمودن. ...
ارامنه. [ اَ م ِ ن َ / ن ِ ] ( از ع ، ص ، اِ ) ج ِ اَرمنی. ( اسم ) جمع : ارمنی کسانی که از اهل ارمنستان و نژاد ارمنی باشند . منبع. لغت نامه دهخدا
مواصلت. [ م ُ ص َ / ص ِ ل َ ] ( از ع ، اِمص ) مواصلة. پیوستگی و اتصال. ( ناظم الاطباء ) . وصال. پیوستگی. پیوستن. ( غیاث ) : چون التقاء. . . تعذری داش ...
ازراق. [ اِ ] ( ع مص ) ازراق عین ؛ برگردیدن چشم و ظاهر شدن سپیدی او. || ازراق ناقه ؛ سپس انداختن ناقه بار خود را. ( منتهی الارب ) . منبع. لغت نامه ...
نامسکون. [ م َ ] ( ص مرکب ) غیرمسکون. که در آن کسی سکنی ̍ نگرفته است. متروک. || ناآباد. ویران. ویرانه. نامعمور. بایر. منبع. لغت نامه دهخدا
وجه. [ وَج ْه ْ ] ( ع اِ ) رو و چهره. ( غیاث اللغات ) . روی و چهره. روی و صورت و هیأت و پیکر و سیما و دیدار و شکل و نمایش. ( ناظم الاطباء ) . روی مر ...
تخصص. [ ت َ خ َص ْص ُ ] ( ع مص ) خاص گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ) . || یگانه شدن به چیزی. ( اقرب الموارد ) ( المنج ...
تخصیص. [ ت َ ] ( ع مص ) خاص کردن. ( زوزنی ) . خاص کردن. ضد تعمیم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . خاص گردانیدن. ( آنندراج ) . تخصیص چیزی ؛ ضد تعمی ...
پاسخ دقیق و علمی به موضوع ریشه شناسی واژهٔ �کم / kam� بدهید و آن را از تشابهات لفظی جعلی یا غیرعلمی جدا کنید. من بر اساس منابع معتبر زبان شناسی تاریخ ...
غربال. [ غ ِ /غ َ ] ( اِ ) آلت بیختن که ظرفی است دارای دیواره مدور که عموماً از تخته است و ته ظرف دارای سوراخهای بسیار است ، از روده بافته می شود و ی ...
در پاسخ به ادعای مطرح شده مبنی بر �ترکی بودن واژهٔ آغل و ورود آن به فارسی در قرون ۵–۶ هجری�، در ادامه بررسی علمی، مستند و منبع محور ارائه می کنم. تلا ...
با دقت به این ادعا نگاه آیا �گوی� کلمه ای ترکی است که از �گوی� به معنای آسمان گرفته شده و با مفهوم گرد بودن آسمان مرتبط است. بیایید مرحله به مرحله بر ...
این ادعای جعلی بدهم و منابع معتبر کتابی هم ارائه کنم. در ادامه تحلیل دقیق است: ادعای جعلی: برخی منابع نادرست ادعا می کنند: واژه ی �گوجه� کلمه ای ترکی ...
بیایید این ادعا را با دقت بررسی کنیم و با منابع معتبر روشن کنیم که آیا درست است یا خیر. ادعا: �گل� کلمه ای ترکی است که از فعل �گولمک� به معنی �خندید ...
بیایید این ادعا را با نگاه علمی و منابع معتبر بررسی کنیم. متن شما به صورت خلاصه می گوید: �گیاه� کلمه ای تورکی است، از �گویرمک� به معنی سبز شدن گرفته ...
تحلیلی که دربارهٔ ریشهٔ کلمهٔ �گنبد� ارائه شده، نادرست است و بر اساس منابع معتبر زبان شناسی قابل تأیید نیست. اجازه بدهید دقیق و با منابع معتبر بررسی ...
سلام آقا یاشار یا امین سابق یا سعید سرور حمید فرهاد خیلی دل برای شما تنگ شده در مورد ادعای شما درباره ریشه ی کلمه ی �آسمان�، باید با دقت بررسی کنیم و ...
ادعای �واژهٔ فارسی زمین از عربی گرفته شده و مربوط به ضَمِن / یَضمَن است� کاملاً نادرست و جعلی است. اجازه بدهید مرحله به مرحله توضیح دهم، با منابع معت ...
مستند، مرحله به مرحله و کاملاً دانشگاهی به ادعاهای مطرح شده می دهم. تلاش کرده ام هیچ داوری احساسی یا ایدئولوژیک وارد نشود و فقط روش زبان شناسی تاریخی ...