پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٠٦)

بازدید
٢,٨٤٨
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاع. ( ص ) متهم باشد. ( لغت فرس اسدی چ مرحوم اقبال ص 228 از حاشیه نسخه نخجوانی ) . کاع. ( ع ص ) مردی بددل : رجل کاع. ( مهذب الاسماء ) . بددل و سست. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لغت نامه دهخدا برای واژه �الاغ� هیچ اشاره ای به �ترکی بودن� نکرده است. این یعنی دهخدا �الاغ� را یک واژه فارسی اصیل می داند. - - - ماجرا چیست؟ ۱ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوست عزیز، تحلیل شما درباره ریشه کلمه �پیروز� و ارتباط آن با مفهوم �پیشرفت و درخشندگی� بسیار عمیق و تا حد زیادی درست است. برداشت شما با معتبرترین منا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوست عزیز، تحلیل شما درباره ریشه کلمه �پیروز� و ارتباط آن با مفهوم �پیشرفت و درخشندگی� بسیار عمیق و تا حد زیادی درست است. برداشت شما با معتبرترین منا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی این جملات نشان می دهد که برخی ادعاهای ریشه شناختی با واقعیت تاریخی مطابقت ندارد. در ادامه با استناد به منابع معتبر زبان شناسی، هر بخش را بررسی ...

پیشنهاد
٠

بر اساس منابع معتبر تاریخی و زبان شناسی، تحلیل شما درباره واژه �پیروز/فیروزه� تا حد زیادی درست است. در ادامه صحت هر بخش را با استناد به منابع بررسی م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

در پاسخ به ادعاهای مطرح شده، لازم است به صورت علمی و بر اساس منابع معتبر به چند نکته اساسی اشاره کنم: ۱. تبار فارسی زبانان و تعلق زبانی � ریشه های ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی رابااساربستن، بادوال بستن، دربندکردن، دربندانداختن ۱ - ( مصدر ) برده کردن برده گرفتن . ۲ - ( اسم ) بردگی . توضیح در عربی ( اساره ) بمعنی راندن و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسارون. [ اَ ] ( معرب ، اِ ) نوعی دواست. ( نزهة القلوب ) . بیخ گیاهی است که غلاف تخم آن مانند غلاف بذرالنبج است و بعضی گویند بیخ سنبل رومی است ، اگر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسامة ) اسامة. [ اِ م َ ] ( ع مص ) گران کردن بها را. || پرسیدن بهای چیزی را. سؤال کردن بها را از کسی. ( منتهی الارب ) . || چرانیدن. ( تاج المصادر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسدا. [ اَ س َ دُل ْ لاه ] ( ع اِ مرکب ) شیر خدا. || ( اِخ ) لقب حمزةبن عبدالمطلب عم رسول ( ص ) . ( امتاع الاسماع ص 154 ) . || لقب علی بن ابیطالب علی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسدال. [ اِ ] ( ع مص ) فروهشتن موی و جامه. ( منتهی الارب ) . فروهشتن موی و پرده و مانند آن. فروگذاشتن. اسدال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سُدل و سِدل. پرده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسداس. [ اِ ] ( ع مص ) صاحب شتران سِدس شدن. || دندان افکندن شتر بهشت سالگی. ( منتهی الارب ) . || شش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) . شش تن شدن قوم. ( منت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسداساً ) اسداساً. [ اَ سَن ْ ] ( ع ق ) بشش یک. شش یک ، شش یک. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( آسد ) آسد. [ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ اَسَد. اسد. [ اَ س َ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. شیر درنده. ( غیاث ) . اجبه. جخدب. اَبغث. مُجشم. جراهم. متبلل. جذع. ( منت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسول. [ اَ وَ ] ( ع ص ) آنکه در زیر ناف وی سستی و فروهشتگی باشد. ( منتهی الارب ) . آنکه شکم فروهشته باشد. آنکه فرود ناف او آویخته باشد. ( مهذب الاسما ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زبدة ) زبدة. [ زَ ب َ دَ ] ( ع اِ ) کف گوشه دهن. ( مهذب الاسماء ) . || پاره کف آب و پاره کف شیر. ( دهار ) . زبدة. [ زَ دَ ] ( ع اِ ) قسمتی از زَبَ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زبیدة ) زبیدة. [ زُ ب َ دَ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر زبدة است. ( فرهنگ نظام ) . رجوع به زبید شود. زبیدة. [ زُ ب َ دَ ] ( ع اِ ) نام گیاهی است. زبیدة. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبید. [ زُ ب َ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر زَبْد است بمعنی عطیه. بخشش. ( ازتاج العروس از ابن درید ) . و رجوع به �زبیدة� شود. زبید. [ زَ ] ( اِخ ) از رودها ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبیری. [ زُ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به زبیر عوام ، صحابی دلاور و عمه زاده پیغمبر ( ص ) ، جمعی از راویان و دانشمندان که از فرزندان اویند هر یک بدین نسب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زباء. [ زَب ْ با ] ( ع ص ) مؤنث ازب. زن بسیارموی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . زن درازموی. ( آنندراج ) . زن که بر ابروان و دستان و بازوان موی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبیر. [ زَ ] ( ع ص ) نبشته. ( منتهی الارب ) . چیز نبشته شده. فعیل است بمعنی مفعول. ( از تاج المصادر ) ( از متن اللغه ) . رجوع به دزی ج 1 ص 558 و �ز ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زباد. [ زُ ] ( ع اِ ) لغتی است در زَباد. رجوع به فرهنگ نظام شود. زباد. [ زُ ] ( ع اِ ) اسفیوش. قطونا �گیاهی � است. ( از بحر الجواهر ) . زباد. [ زَ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس دانش رایج و معتبر زبان شناسی تاریخی، این ادعاها تناقضات قابل توجهی با واقعیات دارند. در ادامه به تحلیل مستند هر بخش می پردازم: ۱. ریشه و معن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس منابع معتبر زبان شناسی، ادعای ترکی بودن ریشه واژه �گوجه� از نظر علمی مردود است. در ادامه به نقد مستند این ادعا و اثبات ریشه ایرانی این واژه م ...

پیشنهاد

درود. ادعای شما درباره ریشه ترکی �گیلاس� و �ازگیل� ریشه علمی ندارد و با منابع معتبر زبان شناسی تطابق ندارد. در ادامه بر اساس داده های فرهنگ های معتبر ...

پیشنهاد

دوست عزیز، ادعای شما در مورد ترکی بودن "گیلاس" ریشه شناسی عامیانه ای ( Folk etymology ) است که در زبان شناسی علمی اعتباری ندارد. در ادامه با استناد ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

( مآجل ) مآجل. [ م َ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَأجَل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به مأجل شود. ماجل. [ ج ِ ] ( ع اِ ) آب زی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بشیر. [ ب َ ] ( ع ص ) بشارت دهنده و مژده آورنده و کسی که خبر خوش آورد برخلاف نذیر که خبر بد می آورد. ( ناظم الاطباء ) . مژده دهنده. ( مؤید الفضلاء ) ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ماجدة ) ماجدة. [ ج ِ دَ ] ( ع ص ) زن بزرگوار. ( غیاث ) ( آنندراج ) . مؤنث ماجد. ( از اقرب الموارد ) . رجوع به ماجد شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماجرا. [ ج َ] ( ع اِ مرکب ) مرکب است از ما و جری صیغه ماضی ؛ فارسیان بمعنی سرگذشت و قصه و واقعه آرند. ( آنندراج ) . سرگذشت و اتفاق و آنچه گذشته باشد. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مأجوج. [ م َءْ ] ( اِخ ) نام پسر یافث. ( ناظم الاطباء ) . ابومعاذ مأجوج را یمجوج گفته. در حدیث است که یأجوج و مأجوج امتی اند از فرزندان یافث بن ن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانتو. [ ت ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) جامه گشادی که روی لباسهای دیگر پوشند ( زن و مرد ) . ( فرهنگ فارسی معین ) . مانتو. ( اِخ ) به ایتالیائی �مانتوا� شهری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه مانع. [ ن ِ ] ( ع ص ، اِ ) بازدارنده. ج ، مَنَعَة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . منعکننده. ج ، مَنَعَة، مانِعون. ( ناظم الاط ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مانعة ) مانعة. [ ن ِ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث مانع. ج ، مانِعات ، مَوانِع. ( ناظم الاطباء ) . رجوع به مانع شود. - مانعةالجمع ؛ناسازوار. ناسازگار. ( یا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس مدارک باستان شناسی معتبر، ادعای �فاقد شتر بودن لرستان� کاملاً نادرست است. شواهد تصویری واضحی از حضور شتر در این منطقه در دوران باستان وجود دا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

این ادعاها فاقد هرگونه پایه تاریخی و جغرافیایی معتبر است. در زیر پاسخ مستند به هر بخش بر اساس منابع علمی و معتبر ارائه می شود: 1. وضعیت سیاسی لُرها: ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس منابع معتبر تاریخی، ادعای شما مبنی بر اینکه "طایفه سگوند از طوایف اصیل لور است که در لورستان ساکنند" کاملاً درست و غیرقابل انکار است. این یک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس اسناد تاریخی معتبر و متعدد، طایفه سگوند ( Sagwand یا Sagvand ) یکی از طوایف کهن و شناخته شده لر است و این ادعا که "جعلی" است، کاملاً بی اساس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس اسناد تاریخی معتبر ( شامل گزارش های محرمانه نظامی بریتانیا و دایرةالمعارف بریتانیکا ) ، ادعاهای مطرح شده در این عبارت با واقعیات تاریخی تطابق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بررسی دقیق ادعای مطرح شده توسط �لورا جاوید� ( شخصیتی که به نظر می رسد به اشتباه با لورا کینگ جاوید، همسر ساجد جاوید، سیاستمدار بریتانیایی مرتبط دا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس منابع تاریخی معتبر، ادعای مطرح شده کاملاً نادرست است و شامل چندین اشتباه تاریخی و تحریف واقعیت می شود. در ادامه به بررسی جزءبه جزء این جعلیات ...

پیشنهاد
٠

ادعایی که مطرح کردید ریشه در یک تصور اشتباه رایج دارد. با استناد به منابع معتبر تاریخی، این باور که �ابوریحان بیرونی ترک بوده� کاملاً نادرست است و مد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعا که لرها از "لور کوچک افغانستان" و "لور بزرگ سوریه" آمده اند و به کوه های لوریستان پناه آورده اند، از نظر علمی کاملاً بی اساس است و بر اساس ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پاسخ به ادعاهای بی اساس درباره ریشه لرها با احترام، ابتدا باید عرض کنم که لحن توهین آمیز شما جای هیچ بحث و گفت وگویی را نمی گذارد و من صرفاً برای رو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( حرجة ) حرجة. [ ح َ رَ ج َ ] ( ع اِ ) زمینی که درختان پیچیده دارد. ( معجم البلدان ) . حرجة. [ ح ُ ج َ ] ( ع اِ ) دلو خرد. حرجة. [ ح َ رَ ج َ ] ( ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه حرج. [ ح َ رَ ] ( ع اِ ) گناه. بزه. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) : گر تو کوری نیست بر اعمی حرج ورنه رو کالصبر مفتاح الفرج. حرج. [ ح َ رَ ] ( ع مص ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرث. [ ح َ ] ( ع مص ) کشت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( زوزنی ) ( ترجمان عادل ) . کاشتن. کشت. زرع. کشاورزی. دهقنت. زراعت کردن. کشت و زرع کرد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرب. [ ح َ ] ( ع اِ ) نبرد. ناورد. آورد. ستیز. رزم. کارزار. ( مهذب الاسماء ) . جنگ. ( ترجمان عادل ) . مقابل صلح. کین. کینه. معرکه. وقیعه. وقعت. مقاتل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( حربة ) حربة. [ ح ُ ب َ ] ( ع اِ ) خنوری است مانند جوال و غراره و توشه دان شبان. ( منتهی الارب ) . جوال و توشه دان شبان. حربة. [ ح ِ ب َ ] ( ع اِ ) ...