پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٧٨٩)
واژه فنلاندی : پشم گوسفند وجانوران دیگر , پارچه خوابدار , خواب پارچه , پشم چیدن از , چاپیدن , گوش بریدن , سرکیسه کردن, قلاب , چنگک , دام , تله , ضربه ...
واژه فنلاندی : زیادتی , مازاد , زائد , باقی مانده , اضافه , زیادی.
واژه ایتالیایی : باختر باد , باد صبا , باد مغرب , نسیم باد مغرب.
واژه ایتالیایی : فدایی , مجاهد , غیور , باغیرت , هواخواه.
واژه ایتالیایی : ایثار، جانفشانی، شوق , ذوق , حرارت , غیرت , حمیت , گرمی , تعصب , خیر خواهی , غیور , متعصب.
واژه ایتالیایی : تعصب , هوا خواهی , غیرت , شوق و اشتیاق.
واژه ایتالیایی : غیور , آدم متعصب یاهواخواه , مجاهد , جانفشان.
واژه ایتالیایی : سمت الراس , بالا ترین نقطه آسمان , قله , اوج.
عیب زدائی، رفع عیب
ترایلر کامیون، ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود.
مبادله جنسی، مبادله، معامله، بارکشی با کامیون.
حرکت دهنده یا غلتاننده چرخ، چاپلوس.
سرویس باربری
شخصی که مامور خرید وفروش میان سرخ پوستان است.
معامله گر، راننده کامیون.
وحشیگری، سبعیت، خشونت
شنای کرال
راه پیما، سالک، قدم زننده.
عاری از لطف، بیمزه، بدیهی، مبتذل.
فاحشه، دختر جوان، کلفت ( kolfat ) .
نسبت ناروا دادن، دروغ بافتن، تهمت زدن.
شیپور زن، شیپورچی، کرنازن، جارچی.
غلتاننده، غلتان، غلتک زن.
شاه مدار، معبر مشترک.
شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده.
واژه سوئدی : اهل ناتال در جنوب آفریقا, ناتالی
واژه سوئدی : تخم گشنیده شده, سلول گشنیده شده یا لقاح شده, یاخته ای که از ترکیب دو سلول جنسی بوجود آید, تخم بارور, تخم.
واژه سوئدی : تشریح حیوانات, جانور شکافی.
واژه سوئدی : باغ وحش. پیشوند بمعنی حیوان - جانور و متحرک.
واژه اسپانیایی : رفوکردن, رفو, لعنتی, فحش.
واژه اسپانیایی : آبدار, شیره دار, شاداب, پر آب, بارانی.
واژه اسپانیایی : آب میوه, شیره, عصاره, شربت, جوهر, شیره, شیره گیاهی, عصاره, خون, شیره کشیده از, ضعیف کردن.
واژه اسپانیایی : آزاردادن, اذیت کردن, کسی را دست انداختن, سخنان نیشدارگفتن, اذیت, پوش دادن مو.
واژه اسپانیایی : وزوز کردن, ورور کردن, نامشخص حرف زدن, وزوز, ورور, شایعه, همهمه, آوازه, وزوز کردن, همهمه کردن, صدا کردن ( مثل فرفره ) , زمزمه کردن, د ...
واژه اسپانیایی : ورور کردن, نامشخص حرف زدن, وزوز, ورور, شایعه, همهمه, آوازه, زنبور عسل نر, سخن یکنواخت, یکنواخت سخن گفتن, وزوز کردن, همهمه کردن, صدا ...
واژه ایتالیایی : هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن , زوم , با صدای وزوز حرکت کردن , وزوز , بسرعت ترقی کردن یا بالا رفتن , ( در فیلمبرداری ) ...
واژه ایتالیایی : قند , شکر , شیرینی , ماده قندی , با شکر مخلوط کردن , تبدیل به شکر کردن , شیرین کردن , متبلور شدن.
واژه ایتالیایی : بچه ای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند , بچه ناقص الخلقه , ساده لوح.
واژه ایتالیایی : جانور شناس , ویژه گر جانورشناسی.
واژه ایتالیایی : دارای خدایان مجسم بشکل جانور , شبیه جانور , جانورسان , تجسم خدا یا خدایان بشکل حیوانات پست , استعمال اشکال حیوانات در هنر بعنوان علا ...
واژه ایتالیایی : وابسته به جانور شناسی , حیوان ( به شوخی ) .
واژه ایتالیایی : جانور شناسی , حیوان شناسی.
واژه ایتالیایی : جانور گیاه سان , انواع جانوران مهره داری که رشد آنها شبیه گیاه میباشد.
واژه ایتالیایی : زودیاک , منطقه البروج , دایره البروج.
واژه ایتالیایی : زودیاک , منطقه البروج , دایره البروج.
واژه ایتالیایی : کولی , شبیه کولی.
واژه ایتالیایی : روی , فلز روی , روح , قطب پیل ولتا.
واژه ایتالیایی : جناغی , منشاری , شکسته , کج و معوج , دارای پیچ و خم کردن , منکسر کردن.
واژه ایتالیایی : حصیر یا فرش جلو در , کفش پاک کن.
واژه فنلاندی : تعجب , شگفت , حیرت , متعجب ساختن , غافلگیر کردن.