پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
شامل چهاردسته اتیل در هر ملکول.
دارای چهار زاویه، چهار کنجی.
ترکیب شیمیائی شامل چهار مولکول آب.
دارای چهار هیدروکسیل در هر ملکول.
ماده مرکبی که از چهار واحد تشکیل شده باشد.
دارای چهار کاسبرگ.
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
چهارباله، دارای چهار بال، چهار جناحی.
چهارتائی.
چهارتائی، چهارلا، چهارگانه.
دارای چهار گلبرگ.
( tetrasporic ) چهار هاگی
چهاربیتی، چهار جزئی.
چهار هاگی
گروهی متشکل از چهار هاگ.
بیماریهای تاول دار پوست مثل زرد زخم.
( برق ) لامپ چهار قطبی.
ترکیب دارای چهار اتم اکسیژن، ترکیب چهار اکسیژنی.
چهار اتمی، چهار ظرفیتی.
استان تکزاس درکشورهای متحده آمریکا، وابسته به تکزاس.
عقیده برتری نژادی آلمان.
ساکن آلمان کردن، به آلمانی ترجمه کردن.
نژادقدیمی ژرمن، توتنی. توتونی.
وابسته به کتاب درسی، شبیه متن کتب درسی.
نقدگر متون ادبی، ناقد ادبی، منقد، نقد ادبی متون.
مربوط به متن، لفظی، متنی، متن.
دریائی، اقیانوسی، مربوط به دریا یاخلیج، بحری.
ایجاد کننده تالیوم.
مربوط به تالیوم.
سپاسگزار.
قلمرو یا موقعیت ومقام خان، مقام خانی.
قابل سپاسگزاری، قابل تشکر، قابل شکر.
مربوط به معجزه یا کار خارق العاده، خارق العاده، سحر.
theater
( thecate ) دارای پوشش کپسول دار، غلاف دار
تماشاخانه ای کردن، بصورت تاتر در آوردن، بروی صحنه آوردن.
( thecal ) دارای پوشش کپسول دار، غلاف دار
الکترونی که در اثر گرما صادر شود.
بی ثبات یا ناپایدار درمقابل حرارت، دماناپای.
ایجاد جریان برق در اثر حرارت، دما برق.
کسی که گرماسنجی کند، دمانگار.
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
قابل سفت شدن در مقابل حرارت.
دما واکنشی.
باثبات در اثر حرارت.
دماگرائی، حساسیت نسبت به گرما، گرماگرائی.
( thetic ) وضع شده، مقرر، معین، ثابت، مطلق، وابسته به یا شامل پایان نامه
گرماگرای، علاقمند به گرما، دماگرای.
قهرمان یونانی فاتح آمازون ها، ( افسانه یونان ) تزه یا تیسوس.
نیروی عضلانی، عضله، عادت، راه ورسم، رفتار، مشی، تقوی، وتر.