پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
معجزه کننده، جادوگر.
معجزه، جادو، سحر.
( افسانه یونان ) حوری دریائی، مادر آشیل.
جادوئی، سحرانگیز، جادوگر، ساحر.
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
سکه دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. ...
سکه دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. ...
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
طلاب عثمانی ( طلاب علوم دینی ) ابتدا سوخته sukhte نامیده میشدند. این واژه بعدها به صورت سفته Softa رواج یافت.
جنبش بوگومیل Bogomil جنبش دینی مسیحی که در سده دهم میلادی در منطقه بالکان و سرزمینهای اسلاونشین ظهور کرد و فرقه ای به همین نام را پدید آورد که توسط ح ...
نسل کشی Genocide به معنی انهدام کامل جمعیت بومی یک سرزمین، میراث فرهنگی قبایل توتونی در اروپای جدید است، واژه Genocide را رافائل لمکین Raphael Lemkin ...
اکو یا اسکودو escudo سکه طلای اسپانیا و پرتغال بود که در مستعمرات قاره آمریکا نیز رواج داشت. سکه نقره اسپانیا ریال نام داشت. در سالهای ۱۵۴۰ تا ۱۵۸۰ ق ...
دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. در ...
در ماخذ فارسی از پوند استرلینگ انگلستان با نام لیره انگلیس یاد میشود. لیره Lira از Libre لاتین گرفته شده و در علامت اختصاری پوند استرلینگ ( � ) حرف L ...
قادر به استقامت در برابر حرارت زیاد، دماپای.
لوله الکترونی که در آن الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود، لوله گرما یونی.
گرمائی، وابسته بگرما، حرارتی.
( thein ) تئین که درچای یافت میشود
theine ، تئین که درچای یافت میشود
( thane ) ( حق. قدیم انگلیس ) خان، تیولدار آزاده
( وابسته به ) کف دست یا کف پا، برآمدگی کف دست.
خداوند کشور، طرفدار یزدان سالاری.
چشمه آب گرم، حمام آب گرم.
تریاک، تریاق، معجون، پادزهر، شیره قند، تریاقی.
در زیر آن، به موجب آن، در ذیل آن.
به آن، بدان، بضمیمیه آن، پیوسته به آن.
تا آن زمان، پیش از آنوقت.
درداخل آن در جزء آن، در ضمن آن.
پیرو آن، بدنبال آن، درتعقیب آن، بعدا.
مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره.
آخرین قسمت، انتها.
( taffia ) مشروبی شبیه رم
قسمت فوقانی ومسطح عقب کشتی، نرده قسمت عقب کشتی.
دارای بافت تافته، ساده.
( tafia ) مشروبی شبیه رم
بیزاری از زندگی، خستگی از زندگی.
( tadjik ، tajik ) تاجیک
( hikztad ، tajik ) تاجیک
لمس، تماس، دست مالی.
سنگ چخماق دارای آهن کم.
میخ زننده، کوک زننده، جوش دهنده.
تند نویسی، تند نگاری.
وابسته به تند نویسی.
( tach ) گیره، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به
( tace ) ( صورت امر فعل tacere ) ساکت باش، ساکت
( tasse ) ( درجمع ) صفحات فلزی زره زیرکمر. ( tacet ) ( صورت امر فعل tacere ) ساکت باش، ساکت
صمغ، بلسان مخصوص بخور معطر.
صمغ، بلسان مخصوص بخور معطر.
( درمورد ماشین تحریر ) جدول بند. جدول بند، جدول نویس.