پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
لامپ گازی، تایراترون.
( یونان باستان ) نیزه ای که سر آن میوه کاج و یا شاخه انگور نصب شده، ( گیاه شناسی ) گل آذین خوشه ای.
دارای گل آذین خوشه ای.
دانشگاه توبینگن در شهر توبینگن در ورتمبرگ آلمان است و به خاطر دانش آموختگان نامدارش، چون کپلر و هگل، شهرت جهانی دارد.
واسیلی باژنف Vasily Ivanovich Bazhenov از معماران نامدار روسیه است. او در دهه ١٧٦٠ در پاریس به تحصیل معماری پرداخت و در همین زمان به فراماسونری جذب ش ...
ورتمبرگ Wurttemberg منطقه ای است در آلمان که مهمترین شهر آن اشتوتگارت است. کنتنشین ورتمبرگ در سده دوازدهم میلادی پدید شد.
شهر توبینگن در ورتمبرگ آلمان است.
واسیلی باژنف Vasily Ivanovich Bazhenov از معماران نامدار روسیه است. او در دهه ١٧٦٠ در پاریس به تحصیل معماری پرداخت و در همین زمان به فراماسونری جذب ش ...
ورتمبرگ Wurttemberg منطقه ای است در آلمان که مهمترین شهر آن اشتوتگارت است. کنتنشین ورتمبرگ در سده دوازدهم میلادی پدید شد.
سوس فلفل دار.
خرمگس، مگس سگ.
دیگری، دومی، دوم، بعدی، دیگر، نفر بعدی.
الا کلنگی 'تی'.
چیز بی ارزش، خرده ریز
چیز بی ارزش، خرده ریز
ریزی، کوچکی.
آتش زنه، آتش افروز، فتیله فندک، گیرانه
دارای ته رنگ، لونی، وابسته به رنگ یا رنگرزی.
رنگی، رنگ ( رقیق ) دار، دارای ته رنگ، رنگ، اثر یا رنگ جزئی.
بوره طبیعی، بوراق خام، تنکار.
قرقاول، پرنده خانواده ی tinamidae
کوچه موسیقی دانان وآهنگ سازان، جماعت موسیقی دانان.
کلاه خود فلزی.
ماهی کنسرو.
نقاره زن، طبال.
بانو شاعره خان زاده/ جمالی: بانو خان زاده، دختر امیر یادگار تبریزی و دارای طلعتی زیبا و طبع و ذوقی پسندیده بوده است و تذکرة الخواتین این مطلع را از ا ...
بانو شاعره دوستی/ آغا دوست/ نسائی: دختر درویش قیام سبزواری است و در تذکره ها از جمله تذکرة الخواتین یادآور شده که در ادبیات و علم عروض، وقوف و بصیرت ...
( اسکاتلند ) بموقع، بجا، بهنگام، زود
نمودار تنظیم وقت
شیار تنظیم وقت.
نمودار تنظیم وقت
کار از روی مقاطعه.
زمان سنج.
اشتراک وقت.
سند یا قبض مدت دار.
قفل ساعتی، گاه قفل.
وام مدت دار.
وام مدت دار، گاه وام.
وقت تلف کن، وقت کش.
مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی.
تسهیم زمانی.
برات مدت دار.
ثابت زمانی.
کارتی که ساعت حضور وغیاب کارگر روی آن قید میشود، گاه برگ.
سفته مدت دار، برنامه حرکت قطار.
دایره زنگی
جنگل، جنگل چوب الواری.
خوراکی مرکب از گوشت ماهی وجوجه وپنیر وغیره، خوراک دلمه.
نقاره، دهل، کوس
شیب سنج زمین.