پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٧٨٩)
واژه ایتالیایی : بردن , پیروز شدن , فاتح شدن , غلبه یافتن بر , بدست آوردن , تحصیل کردن , فتح , پیروزی , بُرد.
واژه ایتالیایی : شراب , باده , می, شراب نوشیدن.
واژه ایتالیایی : شب بوی زرد.
واژه ایتالیایی : کوچه , راه باریک , گلو , نای , راه دریایی , مسیر که باخط کشی مشخص میشود , خط سیر هوایی , کوچه ساختن , منشعب کردن.
واژه ایتالیایی : ماشین جمع , افعی , مار جعفری.
واژه ایتالیایی : مردی , رجولیت , آدمیت , مردانگی , شجاعت.
واژه ایتالیایی : قابل مراعات , قابل مشاهده , قابل گفتن.
واژه ایتالیایی : گوساله , نرمه ساق پا , ماهیچه ساق پا , چرم گوساله , تیماج.
واژه ایتالیایی : خواربار تامین کردن , غذا ذخیره کردن ( انبارکردن ) , تهیه آذوقه , ماکولا ت , آذوقه.
واژه ایتالیایی : پیروزی , فیروزی , ظفر , فتح , نصرت , فتح و ظفر , غلبه.
واژه ایتالیایی : پرواز , پرواز کننده , پردار , سریع السیر , بال وپر زن , بسرعت گذرنده , مسافرت هوایی
اهل کشور تبت، تبتی.
ساختمان سه ستونی، وضع سه ستونی.
سه ستونی، سه پایه.
پرستنده سه خدا، سه اقنومی.
سه یزدان گرائی، سه خدائی، اعتقاد باقانیم ثلاثه مسیحیت.
فاصله سه آهنگ، فاصله سه گام.
سائیدن، نرم کردن، بصورت پودر درآوردن.
بصورت پودر در آوردنی، سائیدنی.
سایش، خردسازی، نرم سازی، پودر سازی.
کهنه، پوسیده، مبتذل، بطور مبتذل، بطور پوسیده.
آسیاب کننده، ساینده.
یکی از سه زمامدار روم قدیم، سه نفری.
ترکیب سه بنیانی، سه ترکیبی، سه ارزش.
ترکیب سه بنیانی، سه ترکیبی، سه ارزش.
سه دریچه ای.
واژه ایتالیایی : خواست , خواسته , خواستن , لازم داشتن , نیازمند بودن به , نداشتن , کم داشتن , فاقد بودن , محتاج بودن , کسر داشتن , فقدان , نداشتن , ع ...
واژه ایتالیایی : دوست داشتن , مایل بودن , دل خواستن , نظیر بودن , بشکل یا شبیه ( چیزی یا کسی ) بودن , مانند , مثل , قرین , نظیر , همانند , متشابه , ش ...
واژه ایتالیایی : رجوع شود به، مانند، فی المثل.
هر سه هفته یکبار، سه هفته ای.
چرخی، شبیه چرخ.
( شعر ) وتد یا قافیه دو هجائی که هجای اولش بلند یا موکد وهجای دومش کوتاه یاخفیف باشد.
( زمان ماضی قدیمی فعل tread ) ، گام زد.
تروگن، مرغان رنگارنگ.
واژه آلمانی : دوچرخه پایی , دوچرخه سواری کردن.
واژه فنلاندی : شکم پرستی.
واگن برقب شهری، اتوبوس برقی.
شیپور زن، ترومبون نواز.
غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن.
قپان، بازار، میدان.
نیرو بر.
ماده مغذیه سیتوپلاسم.
دارای مواد مغذی سیتوپلاسم
دارای مواد مغذی سیتوپلاسم
گرمسیری، مَجاز، مَجازی، دارای تفسیر اخلاقی.
ترجمه یا تفسیر مجازی و روحانی، استعاره سازی.
واژه اسپانیایی : کنده, کلوخه, قید, پابند, ترمز, : سنگین کردن, کندکردن, مسدودکردن, بستن ( لوله ) , متراکم وانباشته کردن, پابند.
واژه ایتالیایی : زیلوفون , سنتور چوبی.
واژه ایتالیایی : دشمن بیگانه , بیگانه ترس.
واژه ایتالیایی : بیگانه هراسی , بیم از بیگانه.