پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
( taboo ) تابو، حرام، منع یا نهی مذهبی، حرام شمرده.
( taborin ) ( tabourer ) ( taborer ) ( taboret ) تبیره زن
طبل کوچک، تبیره.
( taborin ) ( tabouret ) ( taboret ) ( taborer ) تبیره زن
( taborin ) ( tabourer ) ( taborer ) ( tabouret ) تبیره زن
( tabourer ) ( tabouret ) ( taborer ) ( taboret ) تبیره زن
( taborin ) ( tabouret ) ( taboret ) ( tabourer ) تبیره زن
دمبک، تنبک، تبیره، تنبور، طبل، تنبور زدن، تبیره زدن.
به قدر یک قاشق سوپ خوری.
مراجعه به جدول.
مقایسه کننده نوارها.
تیامیناز، آنزیمی که از بین بردن تیامین را تسریع میکند.
مدار غشایی ضخیم.
کودن، خشک مغز، بی ذوق.
بانو شاعره ژاله فراهانی/ عالم تاج عالم تاج نام اصلی این شاعره است و تخلص وی ژاله است، ایشان مادر شاعر شیرین سخن پژمان بختیاری است. پدرش میرزا فتح ال ...
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
طلاب عثمانی ( طلاب علوم دینی ) ابتدا سوخته sukhte نامیده میشدند. این واژه بعدها به صورت سفته Softa رواج یافت.
طلاب عثمانی ( طلاب علوم دینی ) ابتدا سوخته sukhte نامیده میشدند. این واژه بعدها به صورت سفته Softa رواج یافت.
بوگومیل Bogomil جنبش دینی مسیحی که در سده دهم میلادی در منطقه بالکان و سرزمینهای اسلاونشین ظهور کرد و فرقه ای به همین نام را پدید آورد که توسط حکومت ...
بوگومیل Bogomil جنبش دینی مسیحی که در سده دهم میلادی در منطقه بالکان و سرزمینهای اسلاونشین ظهور کرد و فرقه ای به همین نام را پدید آورد که توسط حکومت ...
برانکوویچ Brankovich شاه صرب ها بود که در سال ۱۴۵۷ میلادی درگذشت. وارثان او حکومت خویش را تابع پاپ قرار دادند. مردم صرب شوریدند، اعلام کردند که حکومت ...
برانکوویچ Brankovich شاه صرب ها بود که در سال ۱۴۵۷ میلادی درگذشت. وارثان او حکومت خویش را تابع پاپ قرار دادند. مردم صرب شوریدند، اعلام کردند که حکومت ...
نسل کشی Genocide به معنی انهدام کامل جمعیت بومی یک سرزمین، میراث فرهنگی قبایل توتونی در اروپای جدید است، واژه Genocide را رافائل لمکین Raphael Lemkin ...
دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. در ...
دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. در ...
در ماخذ فارسی از پوند استرلینگ انگلستان با نام لیره انگلیس یاد میشود. لیره Lira از Libre لاتین گرفته شده و در علامت اختصاری پوند استرلینگ ( � ) حرف L ...
در ماخذ فارسی از پوند استرلینگ انگلستان با نام لیره انگلیس یاد میشود. لیره Lira از Libre لاتین گرفته شده و در علامت اختصاری پوند استرلینگ ( � ) حرف L ...
اکو یا اسکودو escudo سکه طلای اسپانیا و پرتغال بود که در مستعمرات قاره آمریکا نیز رواج داشت. سکه نقره اسپانیا ریال نام داشت. در سالهای ۱۵۴۰ تا ۱۵۸۰ ق ...
اکو یا اسکودو escudo سکه طلای اسپانیا و پرتغال بود که در مستعمرات قاره آمریکا نیز رواج داشت. سکه نقره اسپانیا ریال نام داشت. در سالهای ۱۵۴۰ تا ۱۵۸۰ ق ...
اکو یا اسکودو escudo سکه طلای اسپانیا و پرتغال بود که در مستعمرات قاره آمریکا نیز رواج داشت. سکه نقره اسپانیا ریال نام داشت. در سالهای ۱۵۴۰ تا ۱۵۸۰ ق ...
دوشیرمه در اصل به معنای یک پنجم ( خمس ) است. به نظامی اطلاق میشد که برای گزینش بهترین جوانان متعلق به خانواده های جدیدالاسلام مسیحی و آموزش و تربیت ا ...
از آن، ازآنجا، ناشی از آن.
( طب ) متخصص درمان شناسی، درمان شناس.
مبحث تداوی، درمان شناسی.
برهانی، متضمن برهان، قضیه ای، مبنی بر قاعده.
متخصص الهیات، دانشمند علم دین، طلبه علوم دینی.
وابسته به مطالعه وشناسائی اجداد واعقاب خدایان.
عالیجناب خاکستری eminences grise منظور چهره ناشناخته ای است که در پس پرده جای دارد و بر جریان علنی امور تأثیر تعیین کننده بر جای مینهد. واژه فوق به م ...
واژه ایتالیایی : لرزش و تحریر صدا در آواز، ارتعاش، ارتعاش داشتن.
بیشه زار، بیشه مانند.
پوشیده شده بوسیله جنگل ودرخت زار.
نسبتا ضخیم، نسبتا انبوه
احمق، نادان، کم هوش، خرف.
دزدی، سرقت.
خوگرفته به دزدی، دست کج، دزد وار، دزدانه، درخور دزدان.
بوته خاردار، بوته خار، تمشک جنگلی.
خار مانند.
عالیجناب خاکستری eminences grise منظور چهره ناشناخته ای است که در پس پرده جای دارد و بر جریان علنی امور تأثیر تعیین کننده بر جای مینهد. واژه فوق به م ...
مجرای سینه، مجرای صدری.