پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩٦٢)
فال = کهانه
مداد = بَرَنگ
Survivor= بازمانده ، survival = بازمانایی To survive = بازماندن
Survivor= بازمانده ، survival = بازمانایی To survive = بازماندن
بازمانایی = بقا
Meme =" فِن" بر وزن ژِن
تُراندن / واتُراندن = چیزی را به زمین کشیدن
هَختن = پیروی کردن
بُنگشت
نَمبیدن / نُمبیدن = نمناک شدن ، تر شدن ، خیس شدن ، نم دار شدن
مقاومت کردن = تاوستن / پتودن / پدودن/ وایستادن / فراایستادن/ پدزَدن
پژوهیه = اگر Study به تحقیق یا پژوهش اشاره داشته باشد نه درس خواندن. برای درس خواند می توان از "فروخوانش/ فروخواندن" به معنی خواندن با دقت زیاد استف ...
پژوهیه = مطالعه ، تحقیق ، Study
آندای = طمع و آرزو #نظام_الاطباء
به فارسی "شربنیل" می گفته اند.
غوره = غوریده ، برانگیخته شده برای نزاع ، جنگ طلب ، مردم پست و اوباش از دید فرهنگ
غورا = فردی که جنگ افروزی می کند یا مردم را به شورش تحریک کند. اسم فاعل از فعل غوریدن
خرتوم = فرنج
پزاویدن = پزیدن ، پختن
سَنجَنِه = ترازو ، هر وسیله ی سنجش
ترجمه ی knowledge به دانش یکی از بزرگ ترین اشتباهات مترجم ایرانی بوده! جوری که سال ها سردرگمی به ویژه در علوم انسانی به وجود آورده، اگر نباید Science ...
زاییچ = زادگاه و وطن زای ( زاییدن ) ایچ ( ریشه ) زائیچ و خهر آمد وطن گور است و مدفن مرغزن پندار بد شید اهرمن آه و فسوس آوخ بود عنصر الممالک
ناچخ
هیدَخ = اسب جنگی نریان / گُشنَسپ = اسب نر
نعش = جسد نشوه = سرخوش نشوگی درست است نه نعشه گی ریشه ی نعشه ، عیش نیست!
لاد بر این / بنا بر این
میر ( مُردن / مرگ و میر ) راث ( تعلق / ارث = فارسی است ) = میراث میرات = متعلقات یک مرده
برنشاستن / ابرنشاستن = نصب کردن
ویزورد = واقعی
پسازش = ویرایش ، اصلاح ر. ک پساختن / پسازیدن
ویسوفتن = ویران کردن
فرایادیدن = کمک کردن ، یاری کردن
ویدادن = پیدا کردن ، یافتن
آباگِنیدن = همراهی کردن
نیابَگ / نیبَگ = متناسب ، درخور نِبیگ = کتاب ، خط ، نوشته
نیابَگ / نیبَگ = متناسب ، درخور
نِویاندن / نویستن / نوانیدن / نیودیدن = خبر دادن
اُوست / اُوستا / اُستا = معتبر ، استوار ، قابل اعتماد
اُستایی = استواری ، پایداری
نِویستن/ نِویاندن = خبر دادن ، اعلام کردن ، دعوت کردن
کوهیدن = صحبت کردن ، گفتن ، فریاد زدن
نقالی = گیوَری
کژپیمان
فروبستن = عقد کردن ، منعقد کردن ، انعقاد کردن
ریاست = فرنشینی
میهن نیز از ریشه ی میه به معنی ماندن و اقامت کردن است نه مَه به معنی بزرگ از این ریشه واژه ی "میهمان" را داریم
پسوند فارسی "ایست" به معنی ترین، که امروزه در انگلیسی نیز به کار برده می شود مانند BEST به صورت "اِست" هم تلفظ میشود. پس تلفظ مهِستان ( مه اِست آن ) ...
حتی = فایَد
سروا = افسانه
لیت/لوت = لخت و برهنه