پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩٦٢)
شیلیدن ، همان شَهلیدن است.
ناجی = بُختِگار ، بوجا ، بوزا ، زِندِکار
شیانیدن = جبران کردن
هایستن = تایید کردن
ژیرایی = فعالیت
فرنایش
بدرکشی = استخراج بدرکشیدن = استخراج کردن
هادن / هیدن = قرار دادن
هیدَن / هادن = قرار دادن
آسندیدن= موافقت کردن
آزانیدن = تولید کردن ، ساختن
To shift = کیبیدن / الشیدن
بُزهیدن/ بوزهیدن = مقابله کردن
بوزهش / بُزهِش= مقابله
مارگ = طعنه ، زخم زبان ، نیش و کنایه ، شکوه و گلایه در لفافه
دژیدن / دزیدن = افراشتن استحکامات برای جنگ ، آماده ی جنگ شدن
برگیدن / برجیدن = خوش آمد گفتن
فریوریدن = اعتبار دادن
فریوریدن = اعتبار دادن
فریوریدن = اعتبار دادن
موود = جاوَر
پتیرانیدن = به تعویق انداختن ، تاخیر کردن ، به تاخیر واداشتن پتیران = تاخیر ، تعویق
پتیرانیدن = به تعویق انداختن ، تاخیر کردن ، به تاخیر واداشتن پتیران = تاخیر ، تعویق
زورمیدن = تقویت کردن
شخص = دیسه
زاسته = مخلوق ، موجود
ماییدن = اندازه گرفتن همریشه با پیمایش و آزمایش
میویدن = حرکت کردن
یاسیدن= خواستن ، خواهان بودن یاسه = خواسته ، آرزو
ارث از اریشه ی راث و هم ریشه با اریث / ارثی و ارست است و عربی شده
تَنستن = تنیدن
برگیدن / برجیدن = خوش آمد گفتن
بِشزیدن / وِشزیدن/ بشازیدن / وشازیدن = درمان کردن
مَندیدن = به خاطر سپردن، حفظ کردن
برماندن = به ارث رسیدن
بُنگذاردن = بنگذاشتن ، باقی گذاشتن
بُنگذاشتن = باقی گذاشتن
برنگریستن = برنگریدن ، نظارت کردن ، سرپرستی کردن
برنگریدن / برنگریستن = نظارت کردن
برنگریدن = نظارت کردن ، سرپرستی کردن ، رسیدگی کردن
هَگَل / هُکال = قارچ
هَگَل / هُکال = قارچ
آبانیدن
آبانیدن = تحسین کردن
شفق ( قطبی ) = آبزهره
شفق = آبزهره
توانا ، با قدت ، زورمند
استراحت کردن = آراخیدن
آرازش / آرازه = صدقه ، خیرات