پیشنهادهای ژاسپ (٤,٥٢١)
ایجاد درد با سوزن زدن، دردی مانند سوزن فرو رونده ، درد سوزن سوزنی
آشختن = لبریز شدن ، غوطه ور شدن ، سر ریز کردن
سرکوب کردن ، ستم کردن
گشودن
داخیدن / شغودن =مشاهده کردن To Observe
مشاهده کردن
تغذیه کردن ، غذا خوردن
توجه کردن
اصلاح کردن
فروتنی کردن
تَروهیدن = قاطی شدن در جمع ، گرم گرفتن با دیگران ، معاشرت کردن ، To mix Socialy
دوشیدن
اندازه گرفتن
بَریدن = To Mail
ناقص درک کردن
به معنی ترسیدن هم هست.
آنالیز = آنا ( نا ی منفی ساز ) لیز ( لیزیدن = مخلوط کردن ) عمل عکس مخلوط کردن = تجزیه کردن ، فروکاستن لیزه = آمیخته ، نالیزه = نیامیخته
فَغاک خشوک ناپاکزاده سندره
خیدن = خودن
شک کردن
لیزیدن
آنالیز = آنا لیزیدن = نالیزیدن لیزیدن به معنی آمیختن و درهم کردن بوده ، نا منفی میکند - - - > نالیزیدن = جدا کردن ( از آمیختگی در آوردن ) #فرهنگ دک ...
طمع کردن ، شهوت داشتن برای چیزی
شهوت داشتن
زیدن / زیناندن =برگزیدن، انتخاب کردن
لَنگیدن
بلند کردن
ترک کردن
وِجاردن = لاغر شدن
جهیدن به جلو
نباستن
دراز کشیدن
تلابیدن = روده بر شدن ، قهقه زدن از خنده
دانستن
شعله ور کردن ، افروختن
اوزَدن = کُشتن
آیوختن = پیوستن ، پیوند دادن ، وصل کردن
ومیدن = پیوستن
جرنگیدن
ازبایستن / فراخواندن
احضار کردن
1 - دعوت کردن 2 - تخصیص دادن
پیخستن
بَنجیدن
صمیمی شدن
سوزش درد
فزایستن
لابیدن
بازداشتن ، منع کردن
درغال کردن