پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٧)
هَنگدی ( Hangadih ) = پُرداشتگی ، غنا ، استغنا ، احساس دارا بودن. ( #کتاب سوم دینکرد )
اَبَر رِسیدن = سرایت کردن ، منتقل شدن ( برای بیماری و . . . . ) ( #دینکرد )
سینوس ( در ریاضی / مزداهیک ) = چوبیزه #کتاب سوم دینکرد
نِشاسته = عمود . ( #دینکرد )
بِریهانیدن = استنباط کردن . ( # کتاب سوم دینکرد )
وَشتِگی = تحریف ( #دینکرد )
بِشیدار = رنج و سختی. ( #دینکرد )
اَویناه = معصوم و بی گناه. ( # دینکرد )
اَویناه = معصوم و بی گناه. ( # دینکرد )
اَویناهی = معصومیت و بی گناهی. ( # دینکرد )
اَرَواگی = بی رواجی ، ایستایی و رکود. ( #دینکرد )
آگاراندن / آگارانیدن = برانداختن ، منسوخ کردن. ( #دینکرد )
شاهَک نِشینی ( #دینکرد )
فسق = گناه گِرُوی
فراگُقتن = ادعا کردن ، داوش کردن. ( # دینکرد )
فراگُفت = ادعا ، داوی. ( # دینکرد )
واژگان برای نماشتن به دست: کَنگ = سرشانه تا انگشتان. آرم = مابین آرنج و دوش یعنی بازو . اَرَش= از آرنج تا سر انگشتان.
شاه فوت. ( اِ مرکب ) هشتک. سوت. صفیر. ( یادداشت مؤلف ) .
شَهوا = گرانمایه و نفیس ، شاهوا ، شاهوار ، .
شاهنگ. [ هََ ] ( اِ مرکب ) ملکه زنبور عسل. ( فرهنگ فارسی معین ) ( لغت نامه دهخدا ) .
شاهول. ( اِ ) شاغول. هر آلتی که حرکت و نوسانی دارد. ( ناظم الاطباء ) ( دهخدا ) .
شاهه = بادگیر
شاهیدگی = بزرگی
شاهِش = بزرگی
خدا = شای ، بغ ، اَهورا
شایگان و رایگان= کم بها و مفت
شب باش. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) منزل و جایگاه شب و محل آسایش در شب. ( ناظم الاطباء ) .
شب باش. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) منزل و جایگاه شب و محل آسایش در شب. ( ناظم الاطباء ) . درنگ سرای سرای درنگ. [ س َ ی ِ دِ رَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ...
شبر. [ ش َ ب َ ] ( اِ ) شعله آتش را گویند. ( برهان ) ( دهخدا ) .
شبرید. [ ش َ ] ( اِ ) بستری که از طناب و یا نوار میسازند و در کشتی به روی آن استراحت میکنند. ( ناظم الاطباء ) .
شبسَده / شب یوزه / شب یازه ، شب بازه
شپلاندگی = اتصال ، پیوست شدگی
شَپلاندِگی= اتصال ، پیوستگی
شِپنیدن
شپوختار = لطمه ، صدمه و زیان.
شِپیختار = پراکندگی ، پاشیدگی.
کِنار = شَتر
شتربال. [ ش ُ ت ُ ] ( اِ مرکب ) شترباد. شتر دوکوهان. ( ناظم الاطباء ) . و رجوع به شترباد شود.
شلخته = شِتِره
لافیس
لَغ = تخم لغ یا تخم مرغ لغ؛ فاسدشده و گندیده. لق. ( آنندراج ) ( فرهنگ جعفری )
لَشک = چیزی شبیه برف که در زمستان ببارد و زمین را سپید کند. ( #فرهنگ جعفری )
لانایی = ارتعاش ، کیفیت لانندگی، جُنبندگی
لتنبانی =ولع ( درباره ی غذا ) ، حرص و پرخوری . ( #فرهنگ جعفری )
لاکچه = تتماج ( #جعفری )
لفچه : گوشت بی استخوان. ( برهان ) ( جعفری ) ( دهخدا )
گیله = سبدمخصوص لباس. لوده = سبدمخصوص میوه. چلالی =سبد مخصوص نخ ، پنبه و پارچه.
لایِنی = جامه پشمین که وقت کار پوشند. ( #فرهنگ جعفری )
لایِنی = جامه پشمین که وقت کار پوشند. ( #فرهنگ جعفری )
لَکایی = به رنگ گل سرخ. ( # فرهنگ جعفری )