پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩١٤)
در فارسی "دیست / دیستِه" به معنی دور و با فاصله است. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دُژیته = خطر ، بدبختی ، بیم فاجعه. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دُشوخت = بدگو ، بد دهن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
دُشدای = کژفهم ، بداندیش ، بدخواه. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
در فارسی "دُروْ" به معنی "کوتوله" کار می رفته است. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ثِریمه : تغذیه. ( #اوستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
سیجوَند = پرخطر. ( #اوستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
دِویسیدن = تِبیشیدن ، تنفر ورزیدن. ( #اوستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پوسیست : پوسیده ترین ، گندیده ترین ، بدبو ترین. ( اوستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پی ستاییدن : تکرار کردن.
پَدزَدن = دفاع کردن . ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَدواک = 1 - پاسخ ، جواب. 2 - آنکه حاضر جواب باشد. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پد ایستادن = مقاومت کردن ، ممانعت کردن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
موختن : پوشیدن ، به ویژه برای کفش ( موزه ) . ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
شِموختن = پوشیدن ، به کار بُردن . ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
آسِتودن = آموزش دادن ، یاد دادن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
آسِتاییدن / آسِتودن = آموزش دادن ، یاد دادن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پی ستاییدن / پی ستودن = تکرار کردن ، دوباره گفتن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پی ستاییدن / پی ستودن = تکرار کردن ، دوباره گفتن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
در فارسی "پِریدن" به معنی "مقایسه کردن ، هم سنجی کردن" است. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت ) #نظر_ شخصی : بنا بر این درست ترین ترگویه فارسی می ...
در فارسی "پِریدن" به معنی" همتا کردن ، جفت کردن ، دو به دو کنار هم قرار دادن " است. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پِریدن = 1 - مقایسه کردن ، همسنجی کردن. 2 - همتا کردن ، جفت کردن ، دو به دو کنار هم قرار دادن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَراک = کنار زده شده ، پرت شده ، در حاشیه. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَدبَردیدن = کوشیدن در مخالفت با چیزی ، تلاش در ممانعت از چیزی. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
بَردیدن = جنگیدن ، پیکار کردن. ر. ک: نبرد. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَرشا = گوش. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَرِشتن =بحث کردن ، گفت و گو کردن. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت ذیل پرشته )
پَس بَستار = محل بستن حیوان در طویله به چوب ، میخ طویله که حیوان به آن بندند. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَسکات = 1 - سپس ، بعد از آن. ( برای زمان ) 2 - از پُشت ، از پس، از عقب. ( برای مکان و جهت یابی ) ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پَشوَند = شک دار ، مشکوک ، پرگُمان. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
به فارسی "پاذ" با ریخت های دیگر "پَذ / پَیذ" به معنی گام و قدم است. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پاذ = قدم ، گام. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پاسار = محافظت ، پاسداشت. ر. ک پاس ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پاساروَند = محافظت شونده ، پاس داشته شده. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پُرزیر = با هوش ، بسیار زیرک. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پُرداد = زیادی ، تعداد ، میزان. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پُربشازا = بسیار مقوی ، بسیار شفا دهنده. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
پُرمَند = شلوغ ، پرازدحام. ( # اوِستاخوان نوشته هنس ریشِلت )
فرآیِش و سَرآیِش =آغاز و پایان. Avesta reader: texts, notes, glossary and index By Hans Reichelt
فَرِستَری = پیش روی ، گسترش به جلو. Avesta reader: texts, notes, glossary and index By Hans Reichelt
دایا و کاکا = خواهر و برادر
پَردَختن : کوشیدن ، تلاش کردن ، زحمت کشیدن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
بانایی = محافظت ، مراقبت. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
بانا = محافظ ، مراقب. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
پدیاریدن = مقاومت کردن ، واکنش نشان دادن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
پَربود = اجتناب ، پرهیز. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
پَربودن = اجتناب کردن ، پرهیز کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
نگیزیدن : مواجهه کردن ، در معرض گذاشتن ، بی دفاع کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
مادیشت = مادر بزرگ مادری. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
مانِشت = منزل ، مسکن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )